بررسی بازی Deus Ex: Mankind Divided از وبسایت Videogamer

بررسی بازی Deus Ex: Mankind Divided از وبسایت Videogamer
بازی Mankind Divided جاه‌طلبی‌های زیادی به عنوان یک بازی از سری Deus Ex دارد، اما هیچکدام از المان‌های گیم پلی بازی جذاب نیستند و تنها نکته مثبت آن، محیط بازی و شخصیت‌های جانبی است که اتفاقی با آن‌ها آشنا خواهید شد.
  • جدیدترین بازی ها
آدام جنسن، این قهرمان، بی‌تفاوت کله‌شق که علاقه‌ای به شنیدن نه ندارد و افزونه‌های مکانیکی ابرانسانی‌اش را در نظر بگیرید (آیا برای افزونه‌های او تابلوی ایست معنایی دارد؟؟). آدام اکنون درگیر نبرد انسان‌های افزونه‌ای و شهروندان معمولی شده و می‌خواهد از آن جلوگیری کند. پس از اتفاقات بازی Deus Ex: Human Revolution، آدام جنسن برای یک نیرو ضربت پلیس اینترپل کار می‌کند، اما او به شکل مخقیانه با یک گروه هکر نیز در ارتباط است. ما ماجراهای آدام جنسن را در یک بازی اول شخص ماجرایی جاسوسی مخفی‌کاری و تیراندازی دنبال می‌کند. راستش را بخواهید، او احتیاج به کمک دارد.

جنسن اکنون در پراگ زندگی می‌کند. شهری غم‌زده اما دوست داشتنی که اروپای قدیم را با کابوس‌شهری آینده‌گرانه پیواند زده است. 45 درصد این شهر را خیابان‌ها و 45 درصد را نیز تابلوهای نئون فرا گرفته‌اند. 10 درصد دیگر نیز از از خشونت پلیس در کنار بانک‌های عظیم تشکیل شده است. قسمت مورد علاقه من در بازی، تبلیغات درون بازی است. ورودی یک ایستگاه مترو، مانند یک دهان باز است، تصویری دیگر، مرد کت و شلوارپوشی را نشان می‌دهد که از آسمان سقوط می‌کند و تقاطع چراغ قرمز نیز با یک زن هولوگرافیک تزئین شده است. وقتی که این تابلوها روشن‌اند، نور آن‌ها، تنها چیزی است که می‌بینید و وقتی که خاموش‌اند، تصویر واقعی‌شان را خواهید دید.
یک ماده مخدر جدید در خیابان‌های پراگ، مردم را به دام مرگ می‌فرستد. جسد زنی در یک کوچه پیدا شده است. یک روزنامه‌نگار کمونیست مشغول تحقیق است. باید پراگ را با تمام راز‌ها و شگفتی‌هایش بشناسید. باید بدانید کدام کوچه شما را به پل عابر پیاده هدایت می‌کند و چگونه از طریق مجرای فاضلاب به ایستگاه مترو خواهید رسید. اما این شهر، گاهی جولانگاه آشوب‌های اجتماعی نیز هست. شما خواهید دید که انسان‌های دارای افزونه در زاغه‌ها زندگی می‌کنند، مستبدانه از برخی مناطق دور شده‌اند، در ایستگاه‌های مترو و حتی پارک‌ها برای آن‌ها تبعیض قائل می‌شوند، و دائما توسط پلیس وارسی شده و مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند. بازی به وضوح، رفتاری را که در قبال مردم دارای افزونه اعمال می‌شود با تبعیض نژادی مقایسه می‌کند (موضوعی که قطعا تا مدت‌ها از آن صحبت خواهد شد)، اما برای من، این مسئله به هیچ عنوان قابل درک نبود.

جنسن دارای اعضای مصنوعی زیادی است و توسط مردم عادی، با نگاه‌های داورانه و مشکوک، «قوطی حلبی» خطاب می‌شود، اما او یه یک ابر سرباز و یک سلاح متحرک با درجه امنیتی در حد پلیس اینترپل و یک آپارتمان شیک است. جنسن در ایستگاه‌های بازرسی متوقف می‌شود اما در نهایت نمی‌توانند او را نگه دارند و او نیز ترسی از این بابت ندارد و دائما نگاه تحقیرانه‌ای به نیروی پلیس می‌اندازد که البته من درک می‌کنم، آفریقایی آمریکایی‌های ساکن ایالات متحده، نمی‌توانند در زندگی واقعی انجام دهند. حتی زمانی که حکومت نظامی برقرار می‌شود، جنسن مشکل چندانی ندارد، بیشتر به این دلیل که می‌تواند نامرئی شود یا یک شمشیر از دستش خارج کند. تهدید تقریبا برای او بی‌معنی است و به همین دلیل برای گیمر نیز بی‌معنی می‌شود. منظور من این نیست که کاراکتر آدام جنسن بد پرداخته شده، اما شرایط او در بازی متناسب با فشار موجود توسط پلیس نیست و با وجود این که بازی در تلاش است تا گیمر انتخاب کند تا مورد تأیید جامعه قرار گیرد، اما هیچ وقت به نتیجه خاصی نمی‌رسد. استعاره افزونه‌های مصنوعی، هیچ منظوری را به صورت کامل نمی‌رساند.

البته اکثر گیمرها در این فکرند که یک مأمور مخفی برجسته باشند که می‌تواند مانند یک شبح از ساختمان‌ها عبور کرده و با خشونت دشمنان را بکشد و با وجود این که این جنبه از بازی بسیار جذاب به نظر می‌رسد، اما Deus Ex: Mankind Divided هیچگاه به درجه عالی نمی‌رسد. دلیل آن عدم توانایی آدام جنسن در انجام کارهای خارق‌العاده نیست: او می‌تواند با استفاده از ابزار جدید و جالب خود دست خود را به یک سلاح کشنده تبدیل کرده و دشمنان را از پا در بیاورد. وسعت توانایی‌های بازی بالا است اما احتیاج به نظارت زیادی دارد که باعث کند شدن اکشن شده و زیر بار کنترل پیش فرض نامطلوب بازی سر خم می‌کند و از طرف سازندگان به عنوان بهترین راه بازی شناخته می‌شود. دکمه منوی افزونه‌ها به آنالوگ منصوب شده و دکمه کاور نیز به آنالوگ‌ها منصوب شده است و ترکیب دکمه‌ها آنقدر زیاد است که گیج خواهید شد. ترکیب مربع و L2 باعث می‌شود تا سلاح خود را بیاندازید اما اگر مربع را زیاد نگه دارید، وارد منوی اسلحه می‌شوید و اگر مربع و R2 را بزنید سلاح را عوض می‌کنید. من تصور می‌کنم که گزارشات میدانی آدام جنسن شامل توضیحاتی از قبیل «دشمن به من لطف داشت و اجازه داد تا سلاح و گلوله خود را عوض کرده و یک بایوسل ساخته تا توانایی‌های خود را شارژ کنم.» می‌شود.

البته بازی Mankind Divided، قسمت‌هایی را نیز بهبود بخشیده است. راه‌های بیشتری برای اتمام یک مأموریت برای ذهن‌های کنجکاو تعبیه شده است. مأموریتی را نخواهید یافت نتوانید به چند روش به پایان برسانید و اگر از طریق مخفی کاری نتوانید، همیشه هدایت شاتگان را می‌توانید در دست بگیرید، اما هیچکدام تجربه یک بازی جاسوسی را به شما نمی‌دهند و مأموریت‌های اصلی شما را از مکان‌های بازی با راه‌های گوناگون دور می‌کنند. این مأموریت‌ها همزمان به دو یا سه تئوری توطئه می‌پردازند اما همه آن‌ها یک فرمول دارند، مکانی را پیدا کنید که بتوانید تیراندازی کنید و مکان‌های جالبی نیز پیدا خواهید کرد (برای مثال بازار گولم سیتی و لندن، مرکز تحقیقات آلپ، از مکان‌های بد بازی است)، اطلاعات یا فرد مورد نظر را پیدا کنید و سپس فرار کنید.

Mankind Divided، همچنان روح یک بازی Deus Ex را داراست. این روح در زادگاه جنسن، مکانی آکنده از هیجان و زرق و برق و دائما در حال تغییر که محل رویش داستان‌های تراژیک و جالب است و همه آن‌ها با NPCهایی همراه هستند که متأسفانه (یا شاید خوشبختانه)، مانند میرکت‌های درون تبلیغات بیمه اتومبیل به نظر می‌رسند، یافت می‌شود. شما از کنار این کاراکترها و انیمیشن‌های عجیب صورت‌شان عبور می‌کنید و می‌توانید سرنوشت آن‌ها را تغییر دهید. سایر قسمت‌های بازی در مقایسه، بسیار خسته کننده به نظر می‌رسند و آن چیزی که می‌خواهند باشند، نیستند. پرداختن به جزئیات باعث پیچیدگی بیش از حد شده است. در قسمت‌هایی که می‌خواهد هوشمندانه باشد، این چنین نیست. بازی Mankind Divided، بد نیست، اما قدیمی به نظر می‌رسد. در بازی حتی یک مینی گیم هک کردن با رنگ‌های نئون به سبک واقعیت مجازی گنجانده شده است. این کاری نیست که از آدام جنسن انتظار دارید. او علاقه‌ای به انجام این کارها ندارد و من نیز علاقه‌ای ندارم. در هر صورت، همیشه پراگ را خواهیم داشت تا از آن لذت ببریم.
ای کاش حداقل، پراگ در بازی Deus Ex: Mankind Divided بزرگ‌تر بود و مأموریت‌های جانبی بیشتری داشت تا از آن لذت بیشتری ببریم. شخصیت این شهر، هر روز و هر شب و زمانی که حکومت نظامی است و تمام چراغ‌ها خاموش‌اند تغییر می‌کند.

مأموریت‌های جانبی قابل کشف بازی متنوع‌، انسانی و جالب‌اند. فردی که افزونه‌های شما را تأمین می‌کند یک مرد جوان سرزنده است که در زیرزمین کتاب فروشی خود، یک اتاق جراحی برای انسان‌های نیاز به افزونه راه اندازی کرده است (کتاب‌های کاغذی در سال 2029، کالای آنتیک محسوب می‌شوند). از طریق او شما می‌توانید با دوالی، یک خانواده خلاف‌کار محلی و نفر دوم این خانواده آشنا شده و کارهایشان را انجام دهید. مرد ژنده‌پوشی را نیز ملاقات می‌کنید که به شما اطلاعات محرمانه‌ای را می‌دهد که می‌توانند شما را برای مثال با یک کارمند سابق پیکاس آشنا کرده و وارد ماجرای دیگری کند. سامیزدات، روزنامه کمونیستی مخفیانه‌ای است که از طریق یکی از همکاران خود در نیروی ویژه با آن آشنا خواهید شد. هنگامی که آن‌ها را ردیابی کنید، با پایان‌های گوناگونی مواجه خواهید شد که یکی از آن‌ها سرقت از یک بانک است. مخفیانه وارد یک آپارتمان شدم و از یک مهمانی زیرزمینی سر در آوردم. یک مرد بی‌گناه را به جرم قتل دستگیر کردم و یا با متصدی یک بار به شایعه پراکنی پرداختم.
امید به پیدا کردن راه‌های متفاوت و شهروندان متفاوت در پراگ، دلیل اصلی من برای انجام این بازی بود.

  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر