بررسی بازی Mirror's Edge: Catalyst از نگاه وبسایت IGN

بررسی بازی Mirror's Edge: Catalyst از نگاه وبسایت IGN
بازی Mirror’s Edge Catalyst، هسته اصلی بازی نخست، مبتنی بر پارکور را به خوبی به سال 2016 منتقل کرده، اما ایرادات فنی، مخصوصا در نسخه کنسولی، مبارزات بعضا مسخره و داستان ضعیف بازی، باعث ناامیدی گیمر‌های مشتاق خواهد شد.
  • جدیدترین بازی ها
من خودم را یکی از بزرگترین طرفداران Mirror’s Edge می‌دانم. این بازی پارکور اول شخص نه تنها زیبا، بلکه جسورانه بود، و همچنان گاهی آن را بازی می‌کنم. به همین دلیل وقتی خبر احیای این بازی توسط EA را شنیدم بسیار ابراز خوشحالی کردم. در نتیجه، این بازی نیمه پیش‌درآمد – نیمه بازسازی، یکی از ناامیدکننده‌ترین تجربه‌های زندگی من محسوب می‌شود. به لطف سیستم حرکت کردن در بازی، نمی‌توان Catalyst را یک بازی بد خطاب کرد، اما هیچ یک از جنبه‌های بازی چنگی به دل نمی‌زنند و در کل از اینکه برای این بازی هیجان‌زده شدم بسیار پشیمانم.

گفته می‌شود که دویدن باعث آزادسازی اندورفین و ایجاد نشاط در انسان می‌شود، اما به نظر نمی‌رسد که فیث کانر و دوستانش از پریدن روی پشت بام‌ها و بالا رفتن از ساختمان در این شهر سفید لذت ببرند. تک تک کاراکترهای Catalyst در بهترین حالت عنق و در بدترین حالت عصبانی هستند و عدم وجود ذره‌ای طنز یا خوشی در بازی، موجب افسردگی گیمر می‌شود. در طول 8 تا 10 ساعت گیم‌پلی بازی (بدون در نظر گرفتن مراحل جانبی) حتی یک لبخند نیز در بازی مشاهده نخواهید کرد مگر لحظه‌ی پس از تیتراژ پایانی بازی که فیث نیشخندی به لب دارد. پردازش کاراکتر در بازی وجود ندارد و بدتر از آن، تمام کاراکترهای بازی، حتی فیث، ذره‌ای جذابیت ندارند.

داستان بازی سطحی و قابل پیش‌بینی است، و فلش‌بک‌های مخصوص داستان زندگی فیث، از کامیک‌بوک‌های بتمن کپی‌برداری شده‌اند. شاید شما هم میان‌پرده‌های انیمیشنی Mirror’s Edge را که یادآور تبلیغات کمپانی eSurance بود، دوست نداشتید اما داستان ساده‌تر بازی اول بسیار بهتر از داستان پیچیده و گیج کننده Catalyst است. با توجه به این که این بازی یک پیش‌درآمد است تعجبی ندارد که در پایان Catalyst به شما می‌گوید: «توقع داشتید که همه چیز در پایان تغییر کند، اما خیر؛ هیچ چیز تغییر نکرده است.»، اما قطعا ناامید کننده است. در پایان تنها بی‌تفاوتی من نسبت به کاراکترهای بازی بیشتر شد.
پس بیایید داستان را کنار بگذاریم و روی عنصری که Mirror’s Edge را به یک تجربه خاص و هیجان انگیز تبدیل کرده بود، توجه کنیم. با توجه به دوربین اول شخص بازی (به جز در لحظاتی که فیث کار دشمن را تمام کرده و دوربین سوم شخص می‌شود)، دویدن، پریدن، سر خوردن و بالا رفتن از دیوارها، همانند بازی اول، همچنان نو و لذت‌بخش است. همین عامل، صرف عمل دویدن را مانند نسخه قبلی بازی، هیجان انگیز ساخته است. صدای شن و ماسه و شیشه زیر پای فیث، نفس کشیدن او هنگامی که سرعت دویدنش بیشتر می‌شود و انجام حرکات پشت سر هم و رفتن از یک ناحیه به ناحیه دیگر، موجب خوشحالی گیمر می‌شود. به دست آوردن قلاب در میانه‌های بازی باعث می‌شود تا باور کنید، فیث به همان آسانی در شهر حرکت می‌کند که شما بند کفش خود را می‌بندید. احتمالا در هیچ بازی دیگری به اندازه Catalyst از دکمه LB/L1، که دکمه پرش در بازی است، استفاده نخواهید کرد اما استفاده از آن بسیار طبیعی جلوه می‌کند.

طراحی بازی، افزایش سرعت و مومنتوم را تشویق می‌کند، زیرا فیث غیر از نوار سلامتی، یک نوار «زره» هم دارد که با حرکات به هم پیوسته او پر می‌شود. این «زره» باعث می‌شود تا دشمنان به سختی بتوانند به او آسیب وارد کنند و در حالی که مشغول دویدن هستید می‌توانید محیط را بررسی کنید و هر دشمن را به روش خاصی از پا در بیاورید: یک لگد به سینه، ضربه‌ای به سر پس از دویدن روی دیوار و غیره. اگر سرعت شما کم شود یا بایستید، دشمنان به راحتی می‌توانند به شما ضربه بزنند.

مانند بازی پیشین خود، Catalyst نیز ساده اما مؤثر، با قرمز کردن اجسام نزدیک، شما را به سمت هدفتان راهنمایی می‌کند و به شما می‌گوید که آیا باید بپرید یا سر بخورید. تقابل این رنگ قرمز در برابر رنگ‌های اصلی به کار رفت در سطح شهر، در مقایسه با فضای خاکستری سایر بازی‌های اول شخص، تنوع خوبی است. همچنین این رنگ قرمز جایگزین مناسبی برای فلش جهت‌یابی در بازی‌های دیگر است.

بر خلاف Mirror’s Edge، در Catalyst با یک بازی اوپن ورلد طرف هستیم که مزایایی نسبت به بازی قبلی دارد. اولین مورد این است که به شما اجازه می‌دهد تا با دویدن‌های طولانی در سطح شهر خود را به چالش بکشید. در واقع ابزاری در بازی تعبیه شده که به شما اجازه می‌دهد تا مسابقات زمانی خود را بسازید (بخشی که در بازی قبلی بسیار محبوب بود و در یک بازی اوپن ورلد بسیار کاربردی‌تر است.)، که این مسابقات به صورت مأموریت‌های جانبی در بازی دوستان شما نمایش داده می‌شود. 

در حالی که برخی مأموریت‌های جانبی بهانه خوبی برای کسب XP و باز کردن حرکات و ابزار جدید برای فیث (مانند قلاب که با شلیک به سمت دشمن به آن‌ها شوک برقی وارد می‌کند.) هستند، دیگر مأموریت‌ها مانند هک کردن بیلبورد‌ها و رساندن و تحویل محموله‌های سری، به چالش‌های پارکور جالبی تبدیل می‌شوند. و هنگامی که در یک پرش دچار اشتباه می‌شوید، چک‌پوینت‌ها به کمک شما می‌آیند و زمان بارگذاری نیز بسیار کم است، که همین امر باعث شده تا اشتباهات شما در پارکور قابل هضم شده و تجربیات جسورانه، سرگرم‌کننده باشند.

مبارزات نیز در این بازی دستخوش تغییر شده‌اند و سیستم جدید مشکلات خاص خودش را دارد. بر خلاف بازی قبلی، این بار فیث از هیچگونه سلاحی استفاده نمی‌کند و برای شکست دادن دشمنان باید به ضربات دست و پا قناعت کند. این تغییر قابل قبول است زیرا استفاده از سلاح هیچگاه با شخصیت وی سازگار نبود و استفاده از آن‌ها در بازی اول نیز بسیار دشوار بود. پس حذف آن‌ها باعث بهتر شدن مبارزات بازی شده است. همچنین HUD جدید بازی نیز نسبت به قبل بهتر شده است و نه تنها شما را از حضور دشمنان آگاه می‌سازد بلکه مکان آن‌ها را نیز به شما نشان می‌دهد و دیگر نیازی به حدس‌های بازی قبلی نیست.

با استفاده از جهت‌ها می‌توان در مشت‌ها و لگدها تنوع ایجاد کرد که به شما اجازه می‌دهد تا مانند روندا روزی به سر دشمن خود لگدی مرگبار بزنید. اجرای هر کدام از این حرکات و شکستن کلاه‌خود دشمن و پرتاب او به سمت دشمن دیگر، باعث ایجاد حس قدرت در من میشد. این حس هنگام انجام حرکات رزمی به همراه پارکور نیز در شما ایجاد می‌شود مانند دویدن روی دیوار و سپس مشت زدن به به صورت سرباز دشمن و یا پایین پریدن از یک زیپ‌لاین و جفت پا رفتن توی سینه‌ی دشمن!

اما، هنگامی که مشغول دویدن نیستید، مبارزات بسیار ضعیف می‌شوند. (که گاهی بازی شما را وادار به انجام این کار می‌کند.) اتفاقی که می‌افتد این است که هنگامی که روبروی یک دشمن ایستاده‌اید خیلی راحت می‌توانید با یک لگد او را از پا دربیاورید. اوضاع وقتی که روی یک بام یا کنار یک نرده باشید، کمی مسخره می‌شود چون آن‌ها مانند سیاهی لشگرهای فیلم‌های رامبو، عملا خود را به پایین پرتاب می‌کنند.

استفاده از یک دنیای باز برای Catalyst بی‌هزینه نبوده است. Catalyst بر فریم‌ریت توجه خاصی داشته، در نهایت کیفیت تکسچرها، به خصوص در نسخه‌های کنسولی، به شدت دچار مشکل است. این مشکل باعث شده تا دنیای بازی، بر خلاف ظاهر جسورانه‌ی Mirror’s Edge که از رنگ‌های اصلی تشکیل شده بود، بسیار بی‌روح به نظر برسد. حتی در این حالت نیز، سرعت 60 فریم بر ثانیه در بازی روی کنسول‌ها دچار مشکلاتی است و پیشنهاد می‌کنیم که این بازی را روی کامپیوتر شخصی با تنظیمات دستی انجام دهید.

از نظر گیم‌پلی، دنیای بازی سرشار از مراحل جانبی برای انجام دادن است که اکثرا شامل رفتن از یک نقطه به نقطه دیگر می‌شوند. حتی لذت پارکور بازی نیز برای تحمل این دنیای بی‌روح و خالی از مکان‌های خاص و دیدنی کافی نیست. بدون طراحی مرحله‌ای بازی نخست، Catalyst از فقدان مکان‌های به یاد ماندنی آن بازی مانند جرثقیل یا محوطه ساخت و ساز، رنج می‌برد.

علاوه بر این‌ها تعداد زیادی آیتم برای جمع‌آوری در دنیای بازی وجود دارد اما نحوه کار گذاشتن این آیتم‌ها با گیم‌پلی سریع بازی هیچ خوانشی ندارد. اکثر این آیتم‌ها در مکان‌هایی قرار گرفته‌اند که شما را به توقف وا می‌دارند که دقیقا نقطه مقابل اساس گیم‌پلی Catalyst است. پیدا کردن این آیتم‌ها بدترین راه برای وقت گذراندن است.

جمع بندی:
هسته اصلی Mirror’s Edge به عنوان یک بازی اول شخص سال 2016، همچنان تازه و خاص است اما تلاش Catalyst برای رقابت با دیگر بازی‌های اوپن ورلد با گیم‌پلی مبتنی بر سرعت آن سازگاری ندارد. علاوه بر این، طراحی ضعیف نسخه‌های کنسول و داستان کسل‌کننده سرشار از کاراکتر‌های نچسب باعث شکست خوردن Catalyst شده است. من از ساخته شدن این بازی بسیار خوشحال بودم، اما در پایان تنها حسی که داشتم، ناامیدی بود.

منبع: IGN
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر