بررسی بازی Ratchet & Clank

بررسی بازی Ratchet & Clank
در زمانی که همه‌ی بازی‌ها ظاهری جدی به خود گرفته‌اند و روی پیچیده‌ترین مسائل فرابشری دست گذاشته‌اند، تجربه‌ی یک بازی خوشحال و بی‌دغدغه که از قضا تجربه‌ای مثال‌زدنی هم ارائه می‌کند غنیمت است.
  • جدیدترین بازی ها
بعضی از سینماروهای بزرگسال هستند که بسیار طرفدار انیمیشن‌های دیزنی‌اند اما خجالت می‌کشند تنهایی برای دیدن فیلم‌هایی مثل Frozen یا Zootopia به سینما بروند. در دنیای بازی‌های ویدیویی هم نمونه‌های مشابه زیاد اتفاق می‌افتد. بازی‌های نینتندو شاید اسماً گیمرهای کم سن و سال را هدف قرار داده باشند، اما آنقدر جذاب و لذت‌بخش هستند که گیمرهای باتجربه هم هیچوقت از بازی کردن آن‌ها خسته نمی‌شوند. قضیه‌ی Ratchet & Clank هم همین است، اگر خودتان را یک گیمر همه فن حریف می‌دانید که سری دارک سولز را به راحتی آب خوردن تمام کرده، با گذشتن از «رچت اند کلنک» یکی از بهترین تجربه‌های دوران گیمریتان را از دست داده‌اید. با این که فضای این بازی زمین تا آسمان با بازی‌های جدی‌ای که این روزها منتشر می‌شوند فرق دارد، اما به همان اندازه و بلکه هم بیشتر لذت‌بخش است و تجربه‌اش بر هر گیمری واجب. بازی هیچوقت اجازه نمی‌دهد که برچسب بچگانه بودن به آن زده شود و حال و هوای خوشحال و رنگی‌اش هم فقط برای جذب قشر جوان‌تر گیمرها خلق نشده، بلکه کاملاً برعکس اگر درجه‌ی سختی بالایی را انتخاب کنید بازی آن روی دشوارش را هم نشانتان می‌دهد. ساخته شدن همین بازی‌هاست که باعث می‌شود همچنان به این صنعت امیدوار باشیم و مطمئن شویم که سازنده‌ها، هدف اصلی خودشان از ساخت بازی‌ها یعنی سرگرم‌کننده بودن را گم نکرده‌اند.

بعید است اگر از دارندگان پلی‌استیشن 2 بودید و نسخه‌ی اول رچت اند کلنک را بازی نکرده باشید. یک پلتفرمر عالی که دو کاراکتر جدید را به دنیای گیم معرفی کرد و به یکی از دارایی‌های ارزشمند پلی‌استیشن تبدیل شد. اگر هنوز هم به سونی وفادار مانده‌اید، نسخه‌ی 2016 بازی خاطره‌های زیادی را برایتان زنده خواهد کرد. رچت اند کلنک فعلی نسخه‌ی بازسازی‌شده‌ی همان بازی 14 سال پیش است که با حفظ هسته‌ی اصلی و حس و حال نوستالژیک، ویژگی‌های تازه‌ای ارائه کرده که کاملاً با بازی هماهنگ شده و هرگز اضافه و غیرضروری به نظر نمی‌رسند. رچت با همان آچار معروفش همچنان پیچ و مهره جمع می‌کند و کلنک هم با جثه‌ی کوچکش مغز متفکر گروه «تکاورهای کهکشانی» است. این دو همدیگر را اتفاقی پیدا می‌کنند و با هم به جنگ آلونزو دِرِک می‌روند، کسی که قصد دارد با اسلحه‌ی «نابودکننده‌ی سیاره»اش کهکشان را بکوبد و از اول بسازد.
رچت و کلنک ابتدا باید به عضویت تیم تکاورهای کهشکانی درآیند و سپس با گذشتن از تمام زیردستی‌های درک، به او برسند و  تهدیدش را خنثی کنند. در خلال بازی با کاراکترهایی مواجه می‌شوید که در طول بازی‌های این مجموعه حضور داشتند و هرکدام به نحوی به رچت و کلنک کمک می‌کنند یا جلوی راه او قرار می‌گیرند. داستان بازی شاید کم‌اهمیت‌ترین جنبه‌ی آن باشد، داستانی که فقط ما را به سیاره‌های مختلف می‌برد تا محیط‌های جدید ببینیم و با دشمن‌های عجیب و غریب مبارزه کنیم. بیایید رو راست باشیم، یک بازی پلتفرمر اصلاً نیازی به داستان خاصی ندارد، همین که روند مشخصی طی شود و با چند شخصیت منفی اصلی مبارزه کنیم کافی است. شاید به همین دلیل است که انیمیشن بازی اصلاٌ عملکرد خوبی نداشته و منتقدها آن را به شدت کوبیده‌اند. اما خوشبختانه بازی‌ها و به خصوص بازی‌هایی از این دست، جنبه‌های مهم‌تر دیگری دارند که می‌توان با توجه به آن‌ها در مورد عملکردشان قضاوت کرد. رچت اند کلنک هم دقیقاً در تمام جنبه‌های دیگرش موفق ظاهر شده و همین کافیست تا آن را به یکی از بهترین انحصاری‌های پلی‌استیشن 4 تبدیل کند.

همان نیم ساعت اول بازی وقتی کنترل‌ها دستتان آمد و با جو بازی خو گرفتید، پی خواهید برد که چرا بازی کردنش انقدر حس خوبی دارد. بازی دقیقاً همان چیزی است که باید باشد، نه سعی می‌کند با مکانیک‌های پیچیده‌، خودش را نسل هشتی نشان دهد نه آنقدر ساده و پیش پا افتاده است که مخاطب را دلزده کند. جلوتر به اسلحه‌های منحصر به فرد، دشمن‌های عجیب و غریب و مراحل چشم‌نواز می‌رسیم اما همینجا باید بگویم لذت‌بخش‌ترین کاری که در بازی انجام می‌دهید ترکاندن جعبه‌ها و جمع کردن پیچ و مهره‌هاست. همین کار بی‌معنی غلت خوردن در دریای پیچ و مهره‌های نقره‌ای و طلایی آنقدر لذت‌بخش است که مانند کندن پلاستیک وسایل نو می‌ماند. اگر از تجربه‌ی چنین بازی‌هایی خجالت‌زده نمی‌شوید، اوقات بسیار خوبی را در رچت اند کلنک خواهید گذراند و همین چیزهای کوچک منجر به لذت‌های بزرگی می‌شوند که بازی‌های دیگر با همه‌ی ادعایشان، نمی‌توانند تمام و کمال به آن برسند.
رچت اند کلنک را باید با قوانین خودش بازی کرد، اگر بخواهید ایراد منطقی به آن بگیرید همه‌ی لذتش را کشته‌اید. چراییِ کارهایی که در بازی می‌کنید اهمیتی ندارند، فقط باید انگشتتان روی L2 و X باشد و با مجموعه‌ای از مضحک‌ترین اسلحه‌های دنیای بازی‌های ویدیویی، دشمن‌هایی را بکشید که نه می‌دانید چه جور موجودی هستند و نه حتی می‌دانید هدفتان از کشتن آن‌ها چیست. کنار آمدن با چنین شرایطی در زمانی که بازی‌ها روز به روز عمیق‌تر می‌شوند کار چندان آسانی نیست،‌ اما مانند نینتندو که سال‌هاست بازی‌هایی تولید می‌کند که لذت خالص هستند و طرفداران بی‌شماری هم دارند، رچت اند کلنک هم می‌تواند تجربه‌ای بی‌نظیر برای کسانی باشد که سرگرمی را مقدم بر هرچیز می‌دانند. بخشی از این سرگرمی از مکانیک‌های گیم‌پلی ناشی می‌شود و بخشی دیگر مربوط به گرافیک فک‌برانداز بازی است. اسحله‌هایی که هیچ‌کدام ذره‌ای به دیگری شباهت ندارند و کاربردهای مخصوص به خودشان را هم دارند، وقتی با یکی از بهترین گرافیک‌های نسل هشتم تا امروز همراه می‌شوند چیزی جز لذت را حاصل نمی‌شوند.

اگر بازی را پیش‌خرید کرده باشید (که با توجه به قیمت 40 دلاری بازی و انصاف فروشنده‌ها تصمیمی کاملاً معقولانه است) به اسلحه‌ای دسترسی خواهید داشت که همراه همیشگی‌تان تا انتهای بازی خواهد بود. اسلحه‌ی Bouncer چندین گلوله‌ی آهنربایی از خود ساطع می‌کند که برای استفاده در جاهای شلوغ با دشمن‌های کوچک کاملاً ایده‌آل است. اگر هم نسخه‌ی فیزیکی بازی را خریدید نگران نباشید، آنقدر انتخاب‌های متنوع در اختیار دارید که نمی‌دانید از کدام استفاده کنید. آوازه‌ی اسلحه‌ی Pixelizer که حتماً به گوشتان خورده؛ اسلحه‌ای که دشمن‌ها را به پیکسل‌های تشکیل‌دهنده‌ی آن‌ها تجزیه می‌کند. در کنار اینها یک دیسکوی سیار در اختیار دارید که به محض استفاده از آن همگی ناخودآگاه شروع به رقصیدن می‌کنند. هر کدام از این سلاح‌ها را می‌توانید با عنصری به نام «رِیریتانیوم» ارتقا دهید. ارتقای اسلحه‌ها واقعاً‌ روی عملکرد آن‌ها تأثیر دارد و بالا بردن سطح آن‌ها کمک بسیار بزرگی در مبارزه با غول‌های بازی است. یک اسلحه‌ی منحصر به فرد هم در بازی وجود دارد که باید با جمع کردن کارت‌های مخصوصی به آن برسید که «راینو» نام دارند. نوع عادی این کارت‌ها را به شکل طبیعی و با پیشرفت در بازی به دست می‌آورید که شامل اطلاعاتی جالبی در مورد شخصیت‌ها و اسلحه‌هاست. برای کارت‌های راینو اما باید حسابی بگردید، بنابراین بهتر است در دور دوم بازی و چلنج مود این کار را انجام دهید.

حالت چالشی در رچت اند کلنک همان +New Game بازی‌های دیگر است. در این حالت همه اسلحه‌ها و ارتقاهایی را که باز کردید در اختیار خواهید داشت و روی درجه‌ی سختی بیشتری بازی را تجربه می‌کنید. تنها خرده‌ای که می‌توان به بازی گرفت ارزش کم تکرار آن است و این مورد، حتی با وجود چالش مود هم همچنان ملموس است. بازی یک تجربه‌ی 10-12 ساعته‌ی شیرین و دلچسب است اما به اکثر گیمرها تقریباً هیچ بهانه‌ای برای دوباره بازی کردن نمی‌دهد. البته اگر شکارچی تروفی باشید، باید ساعات بیشتری روی بازی بگذارید و برای بعضی تروفی‌ها واقعاً زحمت بکشید. مینی‌گیم‌های رچت اند کلنک بخش بسیار کوچکی از بازی را تشکیل می‌دهند و تقریباً به چشم نمی‌آیند. در طول بازی‌ با درهای بسته‌ای مواجه می‌شوید که راه باز کردن آن‌ها، حل کردن یک سری معمای خاص است که در دو سه تا از آن‌ها شاید چند دقیقه‌ای درگیر شوید. مسابقات هاوربردسواری هم هیجان خاص خودشان را دارند و با این که تعدادشان می‌توانست بیشتر باشد، تنوع خوبی به گیم‌پلی تماماً شوتر بازی داده‌اند.
بگذارید خیالتان را راحت کنم؛ رچت اند کلنک 2016 بهترین گرافیک تمام بازی‌های ویدیویی منتشر شده تا امروز را دارد. هم از لحاظ فنی و هم از لحاظ هنری، تعداد بازی‌هایی که به کیفیت رچت اند کلنک نزدیک شده‌اند به تعداد انگشتان یک دست هم نمی‌رسد. درست است که با یک بازی پلتفرمر جمع و جور طرفیم، اما اگر بخواهیم روی تمام جزئیات گرافیکی بازی ریز شویم چیزی جز زیبایی نمی‌بینیم. کیفیت‌ بافت‌ها، تکنیک هموارسازی لبه‌های اشیا، عمق میدان، نورپردازی، سایه‌زنی و هرچه در زمینه‌ی گرافیک می‌توان نام برد در بالاترین کیفیت خود به سر می‌برند. در بررسی ویدیویی بازی گفتیم کات‌سین‌هایی که از انیمیشن برداشته شده‌اند تفاوت واضحی با گیم‌پلی و کات‌سین‌هایی که در خود بازی رندر می‌شوند دارند، اما صحنه‌هایی هم پیدا می‌شود که در آن‌ها تشخیص این دو به شدت مشکل می‌شود. آن تأخیر چندماهه‌ی بازی که به منظور نهایی کردن کارهای گرافیکی بود اثر خودش را گذاشته و در نتیجه با یکی از چشم‌نوازترین‌های این نسل روبه‌رو هستیم. وقتی یک بازی پلتفرمر گیم‌پلی و گرافیک قابل قبولی داشته باشد دیگر تقریباً موفقیت‌اش تضمین شده‌ است؛ رچت اند کلنک هم در این دو زمینه امتیاز کامل را می‌گیرد و عنوان بهترین پلتفرمر نسل هشت را تا به اینجا از آن خود می‌کند.

رچت اند کلنک هیچ کاری هم که نکرده باشد، انتظار برای آنچارتد 4 را بسیار راحت‌تر کرده است. بازی به قدری جذاب و گیرا است که حواس طرفداران دوآتشه‌ی آنچارتد را تا رسیدن به مقصودشان پرت می‌کند و آن‌ها را به سفری فراکهکشانی می‌برد. اما بی‌انصافی است که به بازی فقط به چشم وسیله‌ای برای گذراندن وقت نگاه کنیم. رچت اند کلنک با اینکه همه‌ی المان‌ها برای جدی نگرفته شدن را دارد (سبک پلتفرمر، ظاهر کودکانه، قیمت 40 دلاری) اما به قدری قوی و خوش‌ساخت است که خودش را در میان همه‌ی بی‌توجهی‌ها بالا می‌کشد و به عنوان یکی از برترین انحصاری‌های سونی، در کنار دیگر بزرگان قرار می‌دهد. اگر حتی کوچک‌ترین علاقه‌ای به این سبک دارید، تجربه‌ی رچت اند کلنک یکی از واجبات است. فروش عالی بازی و امتیازهای بسیار خوبی که دریافت کرده، با برنامه‌ریزی سونی و همت استودیوی اینسامنیاک وعده‌ی رستاخیز یکی از نمادهای پلی‌استیشن را می‌دهند. تا زمانی که رویای کرش به حقیقت نپیوسته، رچت اند کلنک بهترین پلتفرمر انحصاری سونی است. کرش هم که بیاید، دو تا پلتفرمر عالی داریم. چی بهتر از این؟!

امتیاز: 9
مشاهده مطلب در سایت زومجی
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر