روزی روزگاری: من دانته هستم، پسر شیطان، زاده ی فرشته…. | نقد و بررسی بازی 4 Devil May Cry

روزی روزگاری: من دانته هستم، پسر شیطان، زاده ی فرشته…. | نقد و بررسی بازی 4 Devil May Cry
سری «Devil May Cry» از بهترین عناوین سبک «هک اند اسلش» محسوب می شوند و حتی به گونه ای از پیش کسوت های این سبک نیز هستند. حال نیز می خواهیم نگاهی بر نسخه چهارم این سری داشته باشیم. پس در ادامه با ما همراه باشید.
  • جدیدترین بازی ها

دورگه… فرزندی که نیمی از آن شیطان و نیم دیگر فرشته است و به گونه ای موجود خارق العاده ای در هر دو دنیای شیاطین و فرشتگان محسوب می شود و از هر دو میراثی را با خود دارد. فرزندی که نه برای برقراری عدالت در زمین، نه برای نجات و خوشایند کسی، نه حتی برای خود و نه برای خانواده اش، بلکه بخاطر ذاتش با روحیه ای شوخ طبع، اما جدی می رود و می رود و می رود تا شیاطین را تار و مار کند و هیچ گاه نیز خم نمی شود. به ظاهر دردی در دل ندارد با آنکه گذشته اش بسیار شوم بوده است اکنون بار دیگر به عنوان فرزند شیطان و زاده فرشته باید برخیزد، گویی آماده است راهی یک نبرد حماسی شود. شمشیرش، یار جدا نشدنی اش، دو تفنگش و کت قرمز رنگ زیبایش را بر تن می کند. البته پیش از آنکه برای کشتن شیاطین راهی شود، احتمالا یک عدد پیتزای قارچ همراه با پنیر فراوان و مخلفات میل می کند که خدایی نکرده در طی راه ضعف نکتد! این قهرمان، دانته است! پسر شیطان، زاده فرشته…

این داستان واقعا یک حماسه ی تکرار نشدنی است! در آن عشق است، خشم است، رقابت است، در آن دو قهرمان روایت می شود یک شمشیر به دست پیش به سوی بی عدالتی ها می روند.

این داستان واقعا یک حماسه ی تکرار نشدنی است! در آن عشق است، خشم است، رقابت است، در آن داستان دو قهرمان روایت می شود که شمشیر به دست پیش به سوی بی عدالتی ها می روند. البته عدالت که نه! ولی چیزی تو مایه های همین عدالت خودمان محسوب می شود.

هیچ وقت فکرش را هم نمی کردم که سبک «هک اند اسلش» (Hack And Slash) به یکی از بهترین سبک های تاریخ صنعت بازی های رایانه ای تبدیل شود! سبکی خاص که در آن هر چه که یک مخاطب خواستار اکشن سریع انتظار دارد و می خواهد، وجود دارد. سبک «هک اند اسلش» در واقع ترکیبی از ساعت ها هیجان، هنر خلق اکشن و خلاقیت در مبارزات نزدیک است که بازی باز را چنان سرگرم زد و خورد های خود می کند که بعید می دانم خیلی زود از آن سیر شود! نمی دانم چه کسی و چه موقع این سبک را به روی کار آورد، اما هر کسی بود با ایده خود توانست تحول بزرگی در صنعت بازی های رایانه ای ایجاد کند. گذشت و اکنون عناوین فاخر بسیار زیادی در سبک «هک اند اسلش» یا عرضه شده اند یا می خواهند روانه بازار شوند که یکی پس از دیگری جذاب تر و پر هیجان تر می باشند. بر کسی پوشیده نیست که مجموعه عناوین «God Of War» که در انحصار شرکت «سونی» (SONY) می باشد اکنون بدون شک بهترین های ابن سبک به شمار می آیند. تجربه ثابت کرده است که عناوین سبک «هک اند اسلش» ادرنالین خون هر بازیبازی را بالا برده و در کنار لذتی که دارد آنقدر مخاطب را مشغول خود می کند که متوجه گذر زمان نیز نمی شود.

اکنون اگر نگاهی به لیست بازی های «هک اند اسلش» داشته باشیم، عناوین بسیار زیادی را مشاهده خواهیم کرد که هر یک با داستان سرایی و صد البته گیم پلی بی نقص خود هیجان مخصوصی دارند. در واقع آنچه که به سبک «هک اند اسلش» زیبایی بخشیده است و سبب شده این سبک جزء برترین سبک های صنعت بازی های رایانه ای شود، خلق یک گیم پلی بی نقص می باشد. به عبارتی دیگر «هک اند اسلش» یعنی یک گیم پلی پر از هیجان و بکش بکش! مدتی پیش تر از آن که سری عناوین پر زرق و برق «God Of War» توسط استودیوی «سانتا مونیکا» (Santa Monica Studio) در سبک «هک اند اسلش» روانه بازار شوند، دو کارگردان خلاق صنعت محبوبمان، یعنی «شینجی میکامی» (Shinji Mikami) و «هیدکی کامیا» (Hideki Kamiya) که ساخت مجموعه عناوین «Resident Evil» را با همکاری یک دیگر استارت زدند، در اوایل آغاز به کار کنسول افسانه ای «پلی استیشن 2»، با ساخت یک ای پی جدید در سبک مذکور بار دیگر ثابت کردند که از عهده هر کاری بر می آیند.

در اصل ایده این بازی قرار بود در ساخت یکی از نسخه های «Resident Evil» اجرا شود، اما به دلیل دور شدن از ریشه های این مجموعه، آن ایده را در عنوانی تحت نام «Devil May Cry» اجرا کردند که در همان اولین سال عرضه، این عنوان مورد تحسین بازی بازان و صد البته منتقدان قرار گرفت. نسخه اول این سری توانست با کسب نمره ی 94 از 37 نقد توسط وبسایت «متاکریتیک» (Metacritic) جزء فاخرترین های این سبک خود شوند. این موفقیت جرقه ای بود تا ساخت دنباله ای بر این نسخه آغاز شود! پس از دو سال استراحت «هیدکی کامیا» باری دیگر حاصل دست رنج های دو ساله ی خود را روانه ی بازار کرد که متاسفانه به مانند نسخه  اول موفق ظاهر نشد و با بازخورد های منفی روبرو شد. در این نسخه نیز با همان گیم پلی گذشته طرف بودیم، بدون هیچ گونه تغییری که این عامل در کنار دیگر موارد مشخصی سبب شد که دومین نسخه ی این سری شکست بخورد. اما این تمام ماجرا نبود! باری دیگر با کارگردانی «هیدکی کامیا» سومین نسخه این سری دو سال بعد از عرضه نسخه ی دوم روانه ی بازار شد و این دفعه برخلاف نسخه قبلی، عنوان سوم موفق تر ظاهر شد.

«هیدکی کامیا» خالق این سری، تا نسخه سوم کارگردانی مجموعه را بر عهده داشت ولی پس از آن دیگر کارگردان بازی نبود. نسخه چهارم با حفظ سبک و سنت نسخه های پیشین بر روی سه پلتفرم «پلی استیشن 3»، «ایکس باکس 360» و رایانه های شخصی عرضه شد که خوشبختانه این نسخه بدون کارگردانی «هیدکی کامیا» نیز موفق ظاهر شد. چند سال بعد نیز آخرین نسخه این سری تا کنون، به صورت ریبوت کامل از کل مجموعه روانه بازار شد که اتفاقا عنوان فوق العاده ای نیز از اب در آمد. اکنون اگر بخواهیم جمله ای در وصف این سری بیان کنیم باید گفت که سری «Devil May Cry» از بهترین عناوین سبک «هک اند اسلش» محسوب می شوند و حتی به گونه ای از پیش کسوت های این سبک نیز هستند. حال نیز می خواهیم نگاهی بر نسخه چهارم این سری داشته باشیم. پس در ادامه با ما همراه باشید.

یکی از جالب ترین صحنه های بازی مبارزه ی «دانته» (Dante) در مقابل «نِرو» (Nero)، شخصیتی کاملا متشابه به «دانته» می باشد که از لحاظ گیم پلی و مبارزات بسیار جالب و چالش بر انگیز است، اما از نظر داستانی جنگیدن با کسی که معنای این سری است اصلا جالب نیست!

«Devil May Cry 4» با داستان سرایی عالی و گیم پلی ارتقاء یافته در سال 2008 عرضه یافت و مورد استقبال خوب طرفداران قرار گرفت! بدون شک یکی از بهترین نقات قوت این نسخه، داستان سرایی زیبای آن بود که با دو شخصیت متشابه به یک دیگر روایت می شود. در ادامه توضیح همین موضوع باید گفت که بازی بر خلاف دیگر نسخه ها، این دفعه شخصیت جدید و متفاوت تری نسبت به «دانته» را به تصویر می کشد! «نرو» نام این شخصیت جدید می باشد که به گونه ای نیمه اهریمن محسوب می شود و در روزی که قرار بود در آن کلی هیجان داشته باشد، همراه با دختری به نام «کریه» در مراسم مذهبی خاصی که «اسپاردا»، پدر «دانته» و کامل ترین اهریمن، را پرستش می کردند حضور یافت. در واقع اصل روایت بازی چنین است که در اوایل میان پرده ای از آن به نمایش در می آید که بعد از مدتی «دانته» به دلایلی نا معلوم آن مراسم را به هم می ریزد و رهبر آن مکان را که «سانْکتوس» نام دارد را ظاهراً به قتل می رساند. البته خب اصل روایت بازی، به نقشه های پلید «سانْکتوس» مربوط است که قصد نداریم بیش تر از این داستان بازی را اسپویل کنیم.

چرا که باید خود مخاطب آن را تجربه کند تا درک داستان برایش راحت تر شود. در طول بازی، (بسیاری مراحل را با «نِرو» پیش می بریم) داستان، دو شخیت اصلی بازی یعنی، «دانته» و «نِرو» را با چالش های فراوانی روبرو می کند که هر از گاهی منجر به این می شود که یکی از شخصیت ها به ناچار گیر بیفتد و در همین حین بازی شخصیت دیگری را به تصویر می کشد. از دید دیگر این ایده برای طرفداران «دانته» که در واقع هسته اصلی این سری می باشد اندکی ناخوشایند است. چراکه در حقیقت بازی انگار «دانته» را شخصیت دوم معرفی می کند و این مسئله بسیار ناراحت کننده است. گذشته از این موضوع در حقیقت نوع چنیش داستان به گونه ای است که به طور کامل با شخصیت های اصلی بازی و دیگر شخصیت ها به خوبی آشنا می شویم. این حرکت هوشمندانه از سازندگان واقعاً یکی از بهترین نکات اصلی داستان به شمار می آید که کم تر در عناوین دیگر دیده می شود. تقریباً بیشتر مراحل بازی را با «نِرو» طی می کنیم و در بعد از اواسط بازی باز کنترل «دانته» را بر عهده می گیرد که همانند دیگر نسخه های این سری با روحیه شوخ طبع و البته بک دنده اش نیز طرف هستیم.

«دانته» و «نِرو» به گونه ای هسته های اصلی داستان به شمار می آیند و هر از گاهی بر اساس اتفاقات رخ داده در مقابل هم قرار می گیرند و درگیر می شوند و گاهی اوقات نیز به کمک یک دیگر نیز می روند. در کل داستان بازی جنبه های متفاوتی دارد که باید آن را شخصاً تجربه نمود تا آن را درک کرد. همچنین جای دارد بگوییم که در کنار دو شخصیت «دانته» و «نِرو»، بازی شخصیت های دیگری نیز وارد جریانات می کند که همانند دو شخصیت اصلی، روایت بازی به شیوه ای کاملا هوشمندانه آن ها را با بازی باز آشنا می کند و طولی نمی کشد که دوست یا دشمن بودنش معلوم می شود.

انصافاً آنچه که سبب شده است شخصیت «دانته» بسیار محبوب شود، روحیه ی شوخ طبعی وی در هنگام مبارزه، حرکات آن و خیلی موارد دیگر است. بدون شک سری «Devil May Cry» بدون «دانته» اصلاً قابل تصور نیست! متاسفانه در این نسخه دانته انگار شخصیت دوم بازی می باشد و حضور آن در بازی کم رنگ است.

در طی پیش روی در بازی، بازی باز با دشمنان و شخصیت های جدیدی روبرو خواهد شد که هر یک داستان مخصوص به خود را دارند. حتی شخصیت پردازی آن ها نیز به قدری هوشمندانه صورت گرفته است که سبب می شود بازیباز حضور آن ها را در بازی بیهوده نداند و به خوبی با آن شخصیت ها رابطه برقرار کند. به خصوص شخصیت «نِرو» که آنقدر زیبا و هنرمندانه پرداخت می شود که طولی نمی کشد آن را به لیست برترین شخصیت های محبوبتان اضافه می کنید. تنها کافیست با «نِرو» و دیالوگ های آن رابطه برقرار کنید آنگاه سخن بنده را متوجه می شوید! همچنین سازندگان شخصیت پردازی «دانته» را به قدری عالی انجام داده اند که نسبت به نسخه های قبلی پیشرفت جشم گیری داشته است. شخصیت پردازی «نِرو» نیز از چنین قاعده ای مستثنی نیست. بحث در مورد شخصیت پردازی بازی بسیار زیاد است و ما فقط می توانیم بگوییم که شخصیت پردازی به قدری حرفه ای صورت گرفته است که گمان نمی کنم مشکلی در آن پیدا کنید. همچنین باید گفت در این نسخه میان پرده های زیبا و تأثیر گذار تری نسبت به نسخه های قبلی به نمایش در می آید.

در کل باید گفت که قصد نداریم اتفاقات درون بازی را فاش کنیم، چرا که باید خودتان به تجربه ی آن بپردازید، هر چند که بعید می دانم کسی بازی را تجربه نکرده باشد، اما تجربه دوباره آن نیز توصیه می شود. قابل ذکر است که داستان بازی بیشتر تأکید بر آشنایی با شخصیت «نِرو» و اتفاقات رخ داده برای وی، دارد. باری دیگر جای دارد ذکر کنیم که در کنار این موضوع، در طول راه، بارها و بارها با شخصیت های مختلفی مواجه خواهید شد که ممکن است دشمن یا دوست باشند (هرچند که اکثراً در ابتدا دوست و در پایان دشمن هستند!). همچنین باید گفت که بازی خوشبختانه روایت گنگ و نامهفومی ندارد و این مسئله یکی از دلایل موفقیت این نسخه در سال عرضه خود می باشد. روایت چهارمین نسخه از سری «Devil May Cry» همانند دیگر نسخه ها هدف دار و بدون نقص از آب در آمده است که این بیانگر این مسئله می باشد که سازندگان توجه  بسیاری روی این قضیه داشته اند. هر چند که یک سری ایردات در آن وجود دارد. در کل وسعت داستان بازی به قدری زیاد است که هر چقدر در رابطه با آن توضیح دهیم باز هم کم است! اما در حد یک اشاره خلاصه به روایت بازی و آشنایی با داستان آن، متن فوق کفایت می کند.

«نِرو» دیگر شخصیت اصلی بازی با دست اهریمنی ای که دارد می تواند ضربات قدرتمندی را بر دشمنان وارد کند. در اینجا نیز در حال مبارزه با یکی از باس های نسبتاً سخت بازی می باشد.

و اما به گیم پلی بازی و مهم ترین بخش آن می رسیم. بخشی که عامل اصلی موفقیت یا شکست سری عناوین «هک اند اسلش» به شمار می آید. در «Devil May Cry 4» و مخصوصا در بخش دانته دقیقاً شاهد همان گیم پلی نسخه های پیشین هستیم (که البته بی نقص بود) که در آن تنها اندکی تغییر در زمینه های خرید آیتم و ارتقاء حرکات شخصیبت به وجود آمده است اما بخش نرو تنوع بسیار عالی را از لحاظ گیم پلی به بازی بخشیده است و سبک مبارزاتی کاملا جدیدی را به بازی اضافه کرده است. در مجموع باید گفت در زمینه هسته اصلی گیم پلی، یعنی همان شمشیر بازی خودمانی، بازی تغییرات زیادی را به دوش می کشد. تغییراتی که گاه سبب شده است بازی بهتر از نسخه های قبلی سری جلوه پیدا کند و برای بازی باز به قدری جذاب باشد که او را وادار کند که ساعت ها به تجربه ی بازی بپردازد. به عبارتی «Devil May Cry 4» هر آنچه که بازیبازی از یک عنوان «هک اند اسلش» انتظار دارد را برایش بر آورده کند. همانطور که در بخش داستان نیز ذکر کردیم، در طول بازی مخاطب کنترل دو شخصیت متفاوت را دارد که میزان چشم گیری به جذابیت بازی افزوده است.

همچنین زیاد و سخت بودن تعداد مراحل و باس فایت های بازی، سبب گشته است که گاها تجربه بازی هفته ها طول بکشد. به خصوص اگر درجه سختی بازی بر روی آخرین حد قرار داشته باشد! این درجه چنان بازی باز را به چالش خواهد کشید و از ادامه دادن بازی باز می دارد که مثال زدنی نیست. فقط در حد یک اشاره کافی است بگوییم که در این درجه چنان بازی برایتان سخت می شود که پس از گذشت چند ساعت خود بازی به صورت خودکار پیشنهاد می کند بازی را با درجه ای آسان تر از سطح فعلی تجربه کند! هز چند که برای افراد بی تجربه در این زمینه، درجه بسیار آسان نیز برایشان تجربه ای سخت خواهد بود. هر چه که به مراحل بالاتر می روید، باس های اصلی به کنار، دشمن های بازی پیشرفت تر، سریع تر و با استراژی خاصی حمله می کنند که همانند مبارزه با یک باس اصلی بسیار سخت می شونه به خصوص شوالیه هایی که به صورت معلق در آسمان هستند. آنها یکی از سخت ترین دشمنان معمولی بازی به شمار می آیند که هر از گاهی چنان سخت خواهند شد که بعید می دانم از شدت عصبانیت بازی را ادامه دهید! چه بسا که هر از گاهی سبب می شود از بازی سرد شوید.

با این حال «Devil May Cry 4» بسیار لذت بخش می باشد و با حرکات و توانایی های فیزیکی که شخصیت ها دارند و آنهایی که می توان از طریق خود بازی توانایی آن ها را ارتقاء داد و حرکات جدیدی را برایشان خرید، مطمئناً مبارزه در بازی را برایتان جذاب می کند. همچنین باید گفت به لطف هوش مصنوعی بازی که چندین سال است در این سری در سطح نسبتاً بالایی قرار دارد، دیگر نمی توان دشمنان را به آسانی هر چه بیشتر محو کرد! همچنین بد نیست بدانید که تنوع دشمنان نیز بسیار زیاد است که هر یک با استراژی مخصوص به خود وارد عمل می شوند. باس های بازی نیز همانند دشمنان معمولی چالش برانگیز هستند!

هنر دانته در شمشیر بازی و به عمل آوردن حرکات فانتزی و در عین حال بسیار خطرناک، فراتر از تصورات می باشد! تنها کافیست در بازی کنترل دانته را در اختیار بگیرد، آنگاهست که شکست ناپذیر خواهید شد. آن هم با استفاده از امکاناتی که در طول راه به دست می آوردید.

جالب است بدانید در طول بازی چند باس مخصوص را پس از شکست دادن توسط «نِرو» باید در اوخر بازی آن ها را با «دانته» نیز شکست دهیم که به لطف امکانات و سلاح های عالی و قدرتمند شخصیت مذکور، شکست دادن آن ها خیلی راحت از قبل می باشد. در واقع باید گفت بعد از آنکه کنترل «نِرو» را در بازی از دست می دهیم، با «دانته» می بایست کاملا از اولین مرحله بازی که با «نِرو» آغاز کرده بودیم، دوباره شروع کنیم. پیرو همین صحبت باید گفت که این مراحل برخلاف تصور تکراری شدن لذت خود را دارد و اصلا تکراری نمی شود. در کنار این موضوع، باید گفت که انیمیشن مربوط به حرکات دو شخصیت اصلی بازی با یک دیگر تفاوت دارد و هر یک از شخصیت ها توانایی های منحصر به فردی از خود نشان می دهند. به خصوص حرکاتی که با شمشیر و دیگر سلاح ها انجام می دهند. البته باید ذکر کنیم که تفاوت انیمیشن های این دو شخصیت در مبارزات باعث تنوع بسیار عالی بازی شده است. به عنوان مثال شخصیت «نِرو» که به دلیل نیمه اهریمنی بودنش تنها با استفاده از یک دست می تواند شمشیر را بچرخاند که آنطور که انتظار داریم حرکاتش نسبت به دانته با شمشیر سریع نمی باشد.

اما دست دیگر وی نیز به دلیل خارق العاده بودنش می تواند حرکات سنگین و بسیار بسیار سریعی را انجام دهد که حتی بعضی وقتی منجر به کشتن گروهی از دشمنان می شود. برخلاف «نِرو»، «دانته» می تواند حرکات سریع و غیر قابل دفعی را انجام دهد و می تواند خیلی زود در مقابل حرکات دشمنان واکنشی نشان دهد. همچنین نحوه استفاده از تفنگ در بازی با شخصیت «دانته» بسیار سریع تر از «نِرو» می باشد. در پیرو همین مسئله باید بدانید که با استفاده از سیستم ارتقاء حرکات شخصیت ها، می توانید با ارتقاء حرکات (در بازی حرکات را می توانید بخرید)، علاوه بر حرکات مخصوص شخصیت ها، حرکات فانتزی و زیبایی را نیز برای آنها خریداری نمایید. حتی این امکان وجود دارد که با ترکیب چند حرکت (منظور، ترکیب کلید های به عمل آوردن حرکات است) کمبوهای جدیدی خلق شود که بسیار گسترده هستند. به شخصه بعضی اوقات در بازی حرکاتی را مشاهده کردم که واقعا زیبا بودند و باعث جذابیت هر چه بیشتر بازی می شدند. در کل این بخش از بازی بسیار حرفه ای و هوشمندانه کار شده است که تلفیق آن با گیم پلی پر هیجان بازی، حس و حال بسیار لذت بخشی را به مخاطب می دهد. اکنون در ادامه سلاح های موجود در بازی را بررسی خواهیم کرد.

«RedQueen»

«RedQueen»

«RedQueen» یا به اصطلاح خودمانی «ملکه ی قرمز» شمشیر و سلاح اصلی «نِرو» در مقابل دشمنانش می باشد که در طول بازی با خود به همراه دارد و بیشتر از آن استفاده می کند. «RedQueen» ساختار خارق العاده ای دارد و ضربات سنگینی را به دشمنان وارد می کنند.

«Blue rose»

«Blue rose»

«Blue rose» (رز آبی) نیز یکی از سلاح های اصلی «نِرو» می باشد که بیشتر برای شلیک کردن به هدف های دور از آن می شود، هر چند که هر چه هدف دور تر باشد میزان قدرت گلوله ی شلیک شده کم تر می شود. در صورت امکان نیز می توان با نگاه داشتن کلید های مربوطه، قدرت شلیک گلوله ها را چندین برابر کنید که بدون شک نقش مهمی در شکست دادن دشمنان دارد.

«Yamato»

«Yamato»

یکی از قدرتمند ترین شمشیر های موجود در بازی که در طی گذراندن مراحل هم «نِرو» از آن استفاده می کند و هم «دانته». این شمشیر که یکی از شمشیر های مورد استفاده ی برادر «دانته» یعنی «ورژیل» است. کارایی این شمشیر بسیار گسترده می باشد و می توان با آن ضربات سنگینی را به دشمن وارد کرد. در این شمشیر قدرت غیر قابل تصوری نهفته است که حتی به مقدار محدود نیز می توان از آن استفاده نمود. (در نسخه ی سوم سری این شمشیر در اختیار «ورژیل» است.)

«Gilgamesh»

«Gilgamesh»

این وسیله به صورت انحصاری در اختیار «دانته» قرار دارد که پس از شکست دادن یکی از باس های بازی می توان از آن استفاده نمود. از نطر بنده این وسیله برای مبارزه بسیار کار آمد می باشد و هم زمان می توان حرکات بسیار زیبا و البته خطرناکی را با استفاده از دست و پا به دشمن وارد کرد. این وسیله برای تغییر حس و حال مبارزات بازی نقش بسیار بزرگی دارد!

«Pandora»

«Pandora»

و اما به یکی از خارق العاده ترین سلاح های درون بازی می رسیم. «Pandora» یک سلاح فانتزی و مدرن می باشد که در صورت ارتقاء به آخرین سطح موجود، می توان آن را سلاح های مرگبار زیادی نظیر راکت انداز، تیرکمان بمبی، بمب های تعقیب کننده، مسسل و خیلی چیز های دیگری تبدیل کرد. در کل این سلاح یکی از کار آمد ترین سلاح بازی می باشد.

گیم پلی بازی نیز همانند داستان آن بسیار بی نقص و خالی از هرگونه اشکال می باشد، البته نباید منکر آن بود که وجود برخی از باگ های فنی بعضی اوقات انصافاً مشکل به وجود خواهند آورد. اما با این حال گیم پلی «Devil May Cry 4» ایراد بزرگی ندارد.

گرافیک بازی نیز در مقایسه با عناوینی که در سال 2008 انتشار یافتند در حد قابل قبولی قرار دارد و مشکل خاصی در آن دیده نمی شود. هر چند تعدادی مشکلات فنی نظیر دیر بارگذاری شدن بافت های دور دست و دیگر باگ های گرافیکی در آن مشاهده می شود که حتماً باید آپدیت های ارائه شده را نصب نمایید تا بر طرف شوند. انجین گرافیکی استفاده شده در بازی، «ام‌تی فریم‌ورک» (MT Framework) نام دارد که کارکنان شرکت ««کپکام» (Capcom) آن‌ را ارتقاء داده و توانسته‌ اند یک موتور گرافیکیِ متوسط را پیشرفته‌ تر کنند. «ام‌تی فریم‌ورک» در واقع یکی از انجین های اختصاصی شرکت «کپکام» (Capcom)، ناشر و توسعه دهنده ی این سری می باشد که به طور مخصوص در ساخت این سری و دیگر عناوین شرکت مذکور به کار می رود. از نکات منفی گرافیک بازی که بگذریم، باید گفت که یکی از نکات مثبت «Devil May Cry 4» در این بخش، می‌توان به طراحی قابل قبول محیط، نورپردازی‌ های عالی و مثال زدنی اشاره کرد. در واقع طراحی بسیاری از محیط‌ ها چشم‌ نواز است و می‌ توان بخش طراحی هنری این بازی را عالی در نظر گرفت. البته باید گفت که سایه زنی ها چندان جالب نیستند و در سطح نسبتاً پایینی قرار دارند که البته این موضوع چندان هم مهم نیست و اثری روی تجربه شما از بازی ندارد.

در حقیقت باید گفت طراحی زیبا و فانتزی بازی یکی از بزرگ ترین نکات مثبت این بخش می باشد. در کنار گرافیک منحصر به فرد بازی، موسیقی‌ های معروف این سری نیز جان می دهد تا به دل دشمنان بزنید! تم کلی بازی در زمینه ی موسیقی همان تم همیشگی متال است و در زمینه موسیقی، بازی خوب عمل کرده است و مانند همیشه موفق ظاهر شده است. در زمینه ی صداگذاری، بازی چند جهش موفق نسبت به نسخه ی پیشین داشته است. صداگذاری بازی، نبردها را بهتر جلوه می‌دهد و همچنین شنیدن صدای شخصیت ها و دیالوگ های انها به دلیل کیفیت عالی صداگذاری، بدون شک برای بازی بازان بسیار دلچسب می باشد. بهتر است بدانید که به هنگام مبارزه با دشمنان موسیقی بسیار زیبا و پرهیجانی با ریتمی عالی پخش خواهد شد که کاملاً حس و حال بازی را عوض می کنند.

جدا از این عکس که متعلق به نسخه باز سازی شده یا همان «Special Edition» می باشد. گرافیک نسخه 2008 بازی نیز دست کمی از این عکس ندارد. اگر گرافیک برایتان مهم است، پشنهاد می شود نسخه ی بازسازی شده را تجربه کنید. در هر صورت بازی هیجان خود را دارد…

با آنکه نقد به اتمام رسید، اما باز هم می شود درباره این بازی و ابن سری بی نظیر هزاران کلمه دیگر نیز بنویسیم. «Devil May Cry 4» با وجود برخی مشکلاتی که داشت از دید طرفداران بسیار موفق بود و توانست یکی از بازی های لذتبخش نسل هفتم در سبک «هک اند اسلش» را به بازیبازان و طرفداران هدیه دهد. همچنین باید ذکر کنم که واژه «Devil May Cry» یا به معنای فارسی “شیطان هم می گرید”، با توجه به نوع گیم پلی و مبارزات بازی، معنایی بسیار هماهنگ و مطابق با حال و هوای بازی دارد و وقتی که بازی را تجربه نمایید، کاملا این اسم را درک خواهید کرد! دیگر بیش از این سرتان را درد نمی اورم و در آخر باید گفت، مانند همیشه، «دانته» فرزندی از خاندان شیطان و از نسل فرشته، برای ماموریتی جدید و  از پای در آوردن شیاطین بی رحم و کریه منظر، آماده است. به امید ان که به زودی باز هم وی را در کت بلند قرمز رنگ و زیبایش ببینیم و با او به جنگ شیاطین برویم، در نسخه ای جدید از یک سری افسانه ای به نام Devil May Cry…

Devil-May-Cry-4

مشاهده مطلب در سایت گیمفا
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر