نقد و بررسی بازی Dark Souls 3 از نگاه Polygon

نقد و بررسی بازی Dark Souls 3 از نگاه Polygon
Dark Souls 3 شاید اولین ترک در زره باشد. نشانه‌ای بر اینکه FromSoftware نمی‌تواند در سطحی که برای خود معین کرده قرار بگیرد. این بازی، فرمول قسمت‌های قبل را پیاده کرده اما از بعضی جهات مانند خطی بودن مراحل و ایرادات فنی، ناامید کننده است.
  • جدیدترین بازی ها
با عرضه Dark Souls 2 در سال 2014 و Bloodborne در سال 2015، FromSoftware در بهار هر سال یک بازی اکشن نقش‌آفرینی مخصوص خود منتشر کرده است. این برنامه انتشار که برای یک بازی شوتر مانند Call of Duty، نامناسب به نظر می‌رسد، برای یک بازی اکشن نقش‌آفرینی 50 ساعته، کاملا غیرعادی است!
برای سومین سال پیاپی، این استودیو موفق به انجام مأموریت خود شده و Dark Souls 3 مانند نسخه‌‌های قبل، یک بازی سخت، پیچیده و شگفت انگیز است. اما در این بازی چندین ایراد و ضعف‌های بزرگ هم وجود دارد که به چشم می‌آیند و نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. Dark Souls 3 یک پروژه شکست خورده نیست، اما از یک بازی نقش آفرینی بی نقص که انتظار می‌رفت باشد، فاصله دارد.
مانند بازی‌های قبل این سری، Dark Souls 3 نیز داستانی جالب و درگیرکننده برای تعریف دارد. شما نقش یکی از چندین «بی‌آتشان» را بر عهده دارید. یکی از قهرمانان نامرده که نفرین شده ‌است تا در سرزمین لاثرینک (Lothric) سرگردان باشد. دنیا در آستانه فرورفتن در تاریکی بی‌پایان و مرگبار است و تنها راه مقابله با آن، «روشن کردن آتش» است و برای این کار، باید قهرمانانی که سابقا این کار را انجام داده‌اند، به قتل رساند.
داستان بازی، آشنا به نظر می‌رسد در مسیر به خدمت گرفتن فرمول بازی Dark Souls حرکت کرده که همان کشف دنیای غول‌پیکر و جذاب بازی و مبارزه با دشمنان فوق‌العاده چالش برانگیز آن است. در مورد آخر، FromSoftware به انتقادات درباره دشمنان‌ معمولی بازی گوش داده است. قسمت سوم این سری، سرشار از تعدادی از غیرعادی‌ترین و غیرانسانی‌ترین دشمنان در تاریخ بازی‌های ویدیویی است و هنگامی که با دشمنانی مشابه انسان روبرو می‌شوید، آنها از همیشه باهوش‌تر و چالش‌برانگیزتر هستند.
بازی‌های Dark Souls، همیشه به خاطر سخت بودن شهرت داشتند و از نظر مبارزات، قسمت سوم، دو قسمت قبل را به راحتی پشت سر می‌گذارد. بسیاری از غول‌آخرهای بازی، با اختلاف زیاد، سخت‌ترین، ترسناک‌ترین و چالش‌برانگیزترین دشمنانی هستند که با آنها روبرو شده‌ام. مخصوصا در هنگام مبارزه با دو ‌‌غول آخر بازی که از شدت درماندگی، موهای خود را از سر می‌کندم. حتی سخت‌ترین دشمنان هم با یک الگوی مشخص حرکت می‌کنند؛ اما به خاطر سپردن این الگوها و غلبه بر این دشمنان بسیار سخت شما را بسیار خسته اما راضی می‌کند.

برای مبارزه با سختی بازی، FromSoftware، ابزار جدیدی به بازی اضافه کرده است. بارزترین آنها، اضافه شدن یک «مهارت» به اسلحه بازی است که این مهارت، ممکن است یک ضربه فوق‌العاده قدرتمند با پایان حماسی، یا تقویت قوای شما یا جادویی مانند پرتاب توپ آتشین باشد. این گزینه جدید، به همراه معرفی نقاط تمرکز (که از این به بعد آن‌ها را Focus Point خطاب می‌کنیم)، سطح جدیدی به مبارزات بازی اضافه کرده‌اند.
Focus Points همان نقش Magic Points در دیگر بازی‌های نقش‌آفرینی را دارند و مانند آن‌ها برای استفاده از جادو به کار می‌روند. پس، گیمر علاوه بر کنترل چک پوینت‌ها، باید Focus Point های خود را هم مدیریت کند که این امر باعث پیچیدگی بیشتر گیم‌پلی سخت Dark Souls 3 می‌شود. من هیچگاه احساس نکردم که مجبورم از این گزینه‌ها در بازی استفاده کنم (به غیر از یکی دو نبرد بی‌اهمیت) اما از عمقی که به گیم‌پلی بازی اضافه کرده بودند، لذت بردم و احتمالا نبرد‌های گیمر علیه گیمر را جذاب‌تر و هیجان‌انگیزتر خواهند کرد. مخصوصا از انتخاب استراتژیک بین تمرکز بر بازگرداندن سلامتی یا بازگرداندن Focus Points، لذت بردم، انتخابی که در دو بازی قبلی وجود نداشت.
Dark Souls 3 چندین درس از اسپین‌آف اکشن-ترسناک خود، Bloodborne، یاد گرفته است. در حالی که گیمر همچنان می‌تواند پشت سپر خود مخفی شود، هم گیمر و هم دشمن سریع‌تر از دو نسخه قبلی Dark Souls، حرکت کنند. جا‌خالی دادن در این بازی بیشتر لازم می‌شود و چارچوب شکست ناپذیری (مدت زمانی که پس از جاخالی دادن، به شما آسیبی وارد نمی‌شود) بیشتر مورد توجه قرار گرفته‌اند. تمام این موارد باعث ایجاد یک سیستم مبارزه دینامیک شده که مانند همیشه سخت و چالش‌برانگیز است.

مشکلات اجرایی
شاید ناامیدکننده‌ترین قسمت Dark Souls 3 این باشد که یک آشفتگی کامل تکنیکی است؛ حداقل در نسخه دیباگ شده پلی استیشن که اینگونه بود. ما نسخه نهایی با پچ روز اول را اجرا کردیم اما بازی همچنان با مشکل اجرا میشد و فریم‌ریت بازی مدام در حال تغییر بوده و حتی در بعضی نقاط بازی تک رقمی میشد. همچنین کاربران، حداقل یک باگ مداوم را در بازی تجربه کرده‌اند که Bandai Namco قول داده با ارائه پچ آن‌ها را برطرف کند.
در حالی که Dark Souls 3 نسبت به Bloodborne، زمان لودینگ کمتری دارد، اما این زمان کمتر به داشتن این باگ‌ها نمی‌ارزد. ما نتوانستیم بازی را روی دیگر پلتفرم‌ها اجرا کنیم اما ظاهرا روی Xbox One و کامپیوترهای شخصی هم مشکلاتی وجود دارد. مشکل فریم‌ریت بازی از لذت آن کم نکرده اما جای تأسف دارد که چنین بازی زیبایی، این چنین مشکلاتی را دارد.
چه میشد اگر Dark Souls 3 نیز پویایی بازی‌های قبل را داشت. یکی از نکات بارز Dark Souls 3، پرش از یک مکان به مکان دیگر بدون هیچ منطق مشخصی بود. از بعضی جهات، Dark Souls 3 شبیه پاسخی شدید به همین خصوصیت بازی قبل به نظر می‌رسد که البته به معنی بهتر بودن آن نیست زیرا در Dark Souls 3 هیچوقت به مکان جالبی نمی‌روید. شما بیشتر وقت خود در Dark souls 3 را به گشتن در قلعه‌ها و کوچه‌های دهکده‌های پای این قلعه‌ها سپری خواهید کرد. یک باتلاق و چند مقبره هم در بازی وجود دارند اما هیچکدام چیز جدیدی نیستند. هرچند که ما انتظار یک تم تکراری را از یک بازی نداریم، اما تعداد سورپرایزهای اندک Dark Souls 3 ناامید کننده بود.
یکی از علت‌های کمبود سورپرایزهای بازی، طراحی خطی آن است. Dark Soul و Dark Souls 2 (و همچنین Bloodborne)، از فرمول «آغاز در یک مکان بسته و محدود که منتهی به یک نقشه پیچیده می‌شود» پیروی کردند. شما یک جهت برای حرکت دارید و سپس چندین انتخاب پیش روی خود برای پیش بردن بازی دارید که می‌توانید هر کدام را بررسی کنید. در Dark Souls 3، در تمام مدت یک یا شاید دو مسیر برای رفتن داشته باشید. اکثر مسیرهای جانبی بسیار کوتاه هستند و هیچوقت احساس نمی‌کنید که در این دنیای بزرگ گم خواهید شد. حسی که در بازی‌های قبلی نقش بزرگی در القای حس کاوشگری به گیمر ایفا می‌کرد.
طراحی مراحل Dark Souls 3، مانند پیچیدگی دنیای بازی است. در بازی‌های قبلی، پیدا کردن شعله آتش برای استراحت یا پیدا کردن یک میانبر، باعث احساس راحتی در گیمر میشد اما در Dark Souls 3، پیدا کردن این موارد باعث می‌شود که بیشتر از حس آسودگی شانه‌های خود را بالا بیاندازید. بسیاری از میانبرهای بازی در مکان‌های نامناسبی قرار گرفته‌اند که تأثیر چندانی در بازی ندارند.
یکی از جالب‌ترین این لحظات، هنگامی بود که در اواخر بازی، یکی از غول‌آخرهای سخت را شکست داده که باعث پیدایش یک شعله آتش در همان محل مبارزه شد. پس از استراحت و جستجوی محل، به محل بعدی رفته و کمتر از یک دقیقه، یک شعله آتش دیگر پیدا کردم و پس از این لحظه به یک در قفل برخورد کردم. معمولا در این سری، کلید درها را در گوشه‌های تاریک که احتیاج به جستجو و یا شکست دادن یک مینی باس دارد، پیدا می‌کنید، اما در Dark Souls 3، در این لحظه، کلیدها روی یک جسد در جلوی در افتاده بوند. پس از این لحظه سخت است که از پیروزی خود احساس غرور کنید.
البته Dark Souls 3 خالی از راز و مکان‌های مخفی نیست. من تعداد زیادی از آن‌ها را پیدا کردم و مطمئنم بسیاری را نیز نتوانسته‌ام پیدا کنم. اما پس از سال‌ها تجربه که باعث شده به گیج شدن و سرگردانی در بازی‌ها عادت کنم، مسیر خطی و خسته کننده Dark Souls 3 مرا ناامید کرد.

جمع بندی:
تا الان، دیگر بیشتر طرفداران Dark Souls می‌داند که از یک بازی در این مجموعه چه انتظاری داشته باشند. تجربه شخصی شما از این سری نقش مهمی در لذت بردن از Dark Souls 3 دارد. اگر شما برای هیجان، مبارزات کنترلر شکن و لذت حمله به دنیای دیگر کاربران به سراغ این بازی می‌روید، پس حتما از تجربه آن سرگرم و خوشحال خواهید شد. اما از چند جنبه مهم، مانند طراحی دنیای بازی، سرعت، و تکنولوژی ساخت آن، Dark Souls 3 از هدف خود باز می‌ماند. آیا شما برای لذت و استرس ناشی از کشف مکان‌های خطرناک و پیچیده سرشار از اشیاء مخفی و راه‌های جانبی بی انتها به سراغ Dark Souls 3 می‌روید؟ پس شما هم مانند من از این بازی کمی ناامید خواهید شد.


امتیاز: 7 از 10

مشاهده مطلب در سایت Polygon
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر