نقد و بررسی بازی Deus Ex: Mankind Divided از دید PC Gamer

نقد و بررسی بازی Deus Ex: Mankind Divided از دید PC Gamer
بازی Deus Ex: Mankind Divided، از نظر طراحی مراح، گیم‌پلی و دنیای سایبرپانک غنی آن، چیزی کم ندارد، اما استودیو ایدوس مونترال، باید وقت بیشتری را برای تعریف داستان بازی صرف کند. با نقدستان همراه باشید.
  • جدیدترین بازی ها
در حالی که آدام جنسن، قهرمان بداخلاق بازی، به اعضای مصنوعی نظامی بسیار پیشرفته‌ای مجهز است که به او اجازه می‌دهند تا نامرئی شده، از میان دیوارها مشت زده و کامپیوترها را هک کند، اکثر هم‌کیشان او تنها اعضای مصنوعی آینده‌نگرانه پیشرفته‌ای دارند که جای دست یا چشم از دست رفته‌شان را گرفته است. اما از نگاه افراد معمولی، آنان تفاوتی با هم ندارند. برای افراد معمولی، انسان‌های دارای عضو مصنوعی، به یک اندازه خطرناک هستند.

این پارانویا، ناشی از وقایعی به نام حادثه افزوده است که در آن، افراد دارای افزونه‌های مصنوعی، به شکل خشن و دیوانه‌واری، میلیون‌ها نفر را به قتل رساندند. حقیقت پشت این واقعه، در بازی قبلی، Human Revolution در طی یک ویدیو جمع‌بندی 12 دقیقه‌ای که جزئیات را شرح داد، برملا شد. داستان بازی Mankind Divided، دو سال پس از وقایع بازی قبلی رخ می‌دهد و دنباله‌رو آن است.
افراد دارای افزونه‌های مصنوعی، اکنون شهروند درجه دوم محسوب می‌شوند، توسط پلیس آزار داده می‌شوند و همه جا به آن‌ها مشکوک هستند و مجبورند در مخروبه‌ها زندگی کنند. شهر پراگ، قلب این موج ضد افزونه‌ها است و خانه جدید جنسن نیز محسوب می‌شوند. برای آدمی مثل او، خانه‌ای این چنین، عجیب به نظر می‌رسد اما او چاره‌ای ندارد زیرا کارفرمای او، سازمان ضد تروریستی Task Force 29، در اینجا فعالیت دارد.
پراگ تنها مرکز شهر بزرگ بازی Mankind Divided است که کمی ناامیدکننده محصوب می‌شود. در طول بازی بی‌صبرانه منتظر بودم تا جنسن به شهر دیگری برود اما این اتفاق رخ نداد. اما، با تمرکز روی یک مکان، هنرمندان بازی موفق شده‌اند که مقدار بی‌نظیری از جزئیات را در بازی پیاده کنند. همانطور که در خیابان‌ها قدم می‌زنید، انبوهی از بیلبوردهای هولوگرافیک، پهبادهای پلیس، مجسمه‌های عجیب و تکنولوژی شگفت‌انگیز آینده را خواهید دید. این حجم از جزئیات در فضای ساخته شده بازی، آنقدر چشم‌گیر است که شهرهای بازی Human Revolution، در برابر آن مانند یک جعبه توخالی به نظر می‌رسند.

واضح است که زمان بیشتری صرف جزئیات محیط‌های بیرونی شده تا محیط‌های درونی مانند رستوران‌ها و فروشگاه‌ها که تقریبا مشابه هم هستند، اما مکان‌هایی مانند باشگاه رد کویین نیز وجود دارند که جزئیات بیشتری در آن‌ها دیده می‌شود. خیابان‌های باریک و بدون ترافیک، حس این را که در یک شهر مدرن هستید، القا نمی‌کنند. این بهترین شهری است که در بازی Deus Ex ساخته شده اما همچنان به نظر می‌رسد که چیزی کم است. خوشبختانه مدل کاراکترها بسیار بهبود یافته است. مانکن‌های بی‌روح بازی قبل را می‌توانید فراموش کنید، اما با این حال میان انیمیشن کاراکترهای اصلی و NPCها تفاوت وجود دارد.
حضور پلیس در شهر پراگ هیچ گاه مشکلی واقعی برای شما ایجاد نخواهد کرد اما در مواقع به خصوصی، آن‌ها می‌توانند شما را آزار دهند. برای مثال، ورود به ایستگاه مترو از طریق درگاه عبور انسان‌های عادی و یا سوار شدن به واگن اشتباه، می‌توانند مشکل ساز باشند و پلیس از شما می‌خواهد تا مدارک خود رو نشان دهید. البته در قبال جرایم، آن‌ها واکنش سنگین‌تری نشان خواهند داد. در یک موقعیت، من با تیزر به فردی را که از یک فروشگاه دزدی کرده بود، از پا درآوردم و پلیسی که من را در آن لحظه دید، تمام نیروی پلیس را به دنبال من فراخواند. هوش مصنوعی بازی، چنین رفتاری نیز دارد.
برای جبران وجود یک شهر، پراگ در طول بازی دچار تغییر می‌شود. جنسن بعد از بازگشت از یک مأموریت، با ظاهر جدیدی از شهر مواجه می‌شود. در پرده اول، شما شهر را در طول روز مشاهده می‌کنید و کمی بعد، شهر را در شب کاوش می‌کنید. این امر باعث شده تا پراگ، رنگ و رویی متفاوت به خود بگیرد. مناطق جدیدی باز می‌شوند و مأموریت‌های بیشتری را می‌توانید انجام دهید. این کار باعث شده تا دیگر بابت این که تنها یک شهر در بازی وجود دارد، سرخورده نباشید اما شخصا دوست داشتم شهرهای دیگری نیز در دنیای سایبرپانک بازی ببینم. شاید اگر سازندگان بازی، زمان و پول بیشتری داشتند، می‌توانستیم شهرهایی دیگری را نیز ببینیم.

جنسن برای مدت کوتاهی به گولم سیتی می‌رود، منطقه‌ای فقیرنشین در حاشیه پایتخت چک، که مکان زندگی مردم دارای افزونه‌های مصنوعی است. این یکی از لوکیشن‌های مورد علاقه من در کل سری Deus Ex است که با الهام از شهر کولون والد سیتی کشور هنگ کنگ ساخته شده، اما نمی‌توان آن را به عنوان یک مرکز شهر کامل شناخت. هنگامی که اولین بار پا در این منطقه گذاشتم، توقع داشتم با مکانی بزرگ‌تر روبرو شوم و زمان زیادی را در آن سپری کنم، اما این منطقه تنها پس‌زمینه یکی از مأموریت‌های داستان بازی است. با این حال، نمونه جالبی از ساخت یک دنیاست و به خوبی زندگی سخت و ناامیدانه مردم دارای افزونه را در دنیای آینده نشان می‌دهد.
مرکز فرماندهی تسک فورس 29 نیز از مکان‌های مورد علاقه من است که در واقع معادل UNATCO یا صنایع ساریف در Human Revolution است و شباهت زیادی به مرکز ضد تروریسم سریال 24 دارد. من زمان‌های زیادی را در لوله‌های تهویه مشغول سرک کشیدن با اتاق دیگران، خواندن نامه‌هایشان، دزدیدن کارت‌های اعتباری و صحبت با همکاران گذراندم.
در پراگ، جنسن درگیر یک بمب‌گذاری تروریستی در ایستگاه قطار می‌شود و اعضای مصنوعی او، آسیب می‌بینند. قبل از وقایع حادقه افزوده، او می‌توانست به یک کلینیک LIMB رفته و خود را تعمیر کند، اما در پراگ، مشخص است که چنین کلینیکی وجود ندارد. شما باقیمانده یکی از این کلینیک‌ها را در شهر می‌بینید اما این کلینیک تخته شده و با گرافیتی‌های ضد افزونه پوشانده شده است. پس او باید به سراغ فاکلاو کلر، یک متخصص افزونه‌های مصنوعی اکسنتریک غیر قانونی برود، تا افزونه‌های خود را تعمیر کند. رسیدن به او، اولین چالش شماست، زیرا آزمایشگاه او زیر یک کتاب فروشی پنهان شده و و سرشار از گنگسترهایی است که یا باید آن‌ها را از پا در بیاورید یا بدون دیده شدن، پشت سر بگذارید.

در خلال تعمیرات است که تعدادی از افزونه‌های جدید آزمایشی پنهان شده در بدن جنسن، کشف می‌شوند. کلر این افزونه‌ها را فعال می‌کند که راهی جالب برای در اختیار گذاشتن ابزار جدید به شما است. او همچنین یک ریست فکتوری انجام داده که به شما امتیازات لازم برای تنظیم افزونه‌ها از آغاز ارائه می‌کند. این قسمت به شما فرصت می‌دهد تا دوباره کاراکتر خود را در Human Revolution بسازید، هر چند که نمی‌تواند فایل‌های سیو خود را از بازی قبل، به این بازی بیاورید یا از نو یک کاراکتر جدید بسازید. اما در این میان، یک نکته وجود دارد. برای فعال کردن یک افزونه جدید، باید یک افزونه دیگر را غیرفعال کنید، در غیر این صورت، سیستم جنسن، غیرپایدار می‌شود. حداقل تا زمانی که آیتم مشخصی را در یک مأموریت جانبی پیدا کنید.
در کل، هفت افزونه جدید به بازی اضافه شده است. افرادی که به تیراندازی علاقه دارند، می‌توانند از افزایش تمرکز برای کاهش سرعت زمان یا تایتان برای پوشیدن یک زره ضخیم به مدت چند ثانیه، استفاده کنند. اما من Deus Ex را اینگونه بازی نمی‌کنم و شما هم احتمالا طرفدار این سبک بازی نیستید. برای طرفداران مخفی کاری، ابزار هک از راه دوری (که مشخصا از بایوشاک 2 برداشته شده) در نظر گرفته شده که داشتن آن ضروری است. کافی یک دوربین، سیم، مین، برجک یا بهپاد را هدف گرفته و با انجام یک مینی گیم ساده، هدف خود را از کار بیاندازید.

قابلیت Icarus Dash، مشابه قابلیت Blink در بازی Dishonored است و به شما اجازه می‌دهد تا فواصل زیاد را پریده و طی کنید. این قابلیت به خوبی Blink نیست زیرا پیدا کردن مکانی که بتوانید آن را به خوبی انجام دهید، سخت است اما ازادی عمل بیشتری را در اختیار جنسن قرار می‌دهد. من این قابلیت را برای دکمه میانی موس خود در نظر گرفتم و به تکرر از آن استفاده کردم.
کشف کردن بقیه بازی را به عهده شما می‌گذارم. نکته مهم این است که اکنون ابزار بیشتری برای گیم پلی مورد علاقه خود دارید و جنسن یک سریاز کامل شده است. البته من هنوز از نحوه حرکت او راضی نیستم. حرکت اول شخصت در Human Evolution برای من کمی بدون وزن به نظر می‌رسید و در Mankind Divided نیز چنین است. در برخی مواقع، کمی پلتفرینگ لازم است و اجرای آن کمی آزاردهنده است. هنگامی که به سمت یک لبه می‌پرید، دوربین با شدت به جلو رفته تا دستان شما را نشان دهد که ممکن است تماشای آن کمی گیج کننده باشد.
در یک مأموریت ضد تروریستی در دوبی که حکم مأموریت آموزشی را دارد، جنسن و تیم او توسط عده‌ای مزدور دارای افزونه با ماسک‌های طلایی مورد حمله قرار می‌گیرند. این اتفاق، داستان بازی را آغاز می‌کند و جنسن درگیر یک توطئه خبیثانه از طرف فراماسون‌ها می‌شود. بیشتر داستان در پراگ رخ می‌دهد و گاهی به کشورهای دیگر نیز خواهید رفت. داستان بازی، ضعیف‌ترین قسمت آن است. من هیچگاه احساس نکردم که به اندازه کافی به داستان پرداخته شده و در پایان نیز، جنسن به عنوان یک کاراکتر، به درستی پرداخت نمی‌شود.
داستان بازی، چندپاره است و کاراکترها، بعضی بسیار سرگرم‌کننده (مانند یک سردبیر تنها) و بعضی دیگر فراموش شدنی هستند، از جمله نقش منفی  بازی که با لحنی جدی، به جنسن می‌گوید «میان من و تو فرقی وجود ندارد». استفاده از تاریخ واقعی در بازی برای نشان دادن تبعیض بسیار زیاد است و تابلو‌هایی مانند Augmented Lives Matter و مکان‌های جدا برای افراد معمولی و مصنوعی، از نشانه‌های آن هستند. پس زمینه بازی، موقعیتی عالی برای تعریف یک داستان عالی است اما احساس می‌کنم که استودیو ایدوس مونترال، هنوز نمی‌داند که چگونه داستان را تعریف کند.

اما هر چه بازی از نظر فرم روایی کم دارد، با طراحی مراحل عالی جبران کرده است. هنگامی که با فضاهای بزرگ پر از موانع، دشمنان و مکان‌های قابل کشف روبرو هستید، بازی در اوج است. یک مأموریت شما را وادار می‌کند تا به یک بانک با اقدامات امنیتی شدید نفوذ کنید و این مأموریت از سرگرم‌کننده‌ترین مأموریت‌هایی است که در چند وقت اخیر دیده‌ام. به هر جا که نگه‌کنید، برجک‌های مراقبت، ربات‌های امنیتی، نوارهای لیزر جدولی و نگهبان‌ها را خواهید دید. وارد شدن و دزدیدن آیتم مورد نظرتان و سپس فرار از آن‌جا، بسیار لذت بخش است.
استفاده از افزونه‌های جذاب و بازی دادن هوش مصنوعی و سیستم، دقیقا همان چیزی است که من از یک بازی Deus Ex انتظار دارم و Mankind Divided به مراتب، این روند را ارائه می‌کند. تنوع راه‌های پیشبرد یک مأموریت شگفت انگیز است و تقریبا همه چیز بر اساس افزونه‌های شما طراحی شده است. و اگر افزونه به خصوصی را برای وارد شدن به یک روش معین ندارید، همیشه راه دومی وجود دارد. و نگران نباشید، استودیو ایدوس مونترال، مبارزات غول‌آخر را یاد گرفته است. در طول بازی تنها با یکی از آن‌ها روبرو شدم (شاید بسته به سبک بازی شما، غول‌های دیگری نیز باشند)، و توانستم با استفاده از مخفی کاری و یک سلاح بیهوش کننده، او را از پا درآورم.
برخی از دراماتیک‌ترین مأموریت‌های بازی، قطعا در داستان بازی وجود دارند. اما مأموریت‌های جانبی نیز عالی هستند و در لحظاتی، حتی سرگرم‌کننده‌تر هم هستند. شما می‌توانید آن‌ها را انجام ندهید، اما XP که از آن‌ها دریافت می‌کنید، بسیار باارزش است. و برخی از این مأموریت‌ها نیز برای یادگرفتن درباره داستان بازی، ضروری هستند، از جمله یکی از مأموریت‌هایی که توضیح می‌دهد چرا چندین افزونه آزمایشی در بدن جنسن پنهان شده‌اند و دیگر مأموریت‌ها نیز اطلاعات باارزشی درباره وقایع مهم بازی می‌دهند.

در یکی از به یاد ماندنی‌ترین مأموریت‌های جانبی بازی، شما باید وارد آپارتمانی پر از گنگسترهای دارای تتو شده، یکی از آن‌ها را بیهوش کنید، و بدون دیده شدن، او را بیرون آورید. این مأموریت، آزمون خوبی برای مهارت‌های مخفی‌کاری شما است و بسیار لذت‌بخش است. در مأموریت دیگر، باید به سردبیری که پیشتر ذکر شد کمک کنید تا مطلبی برای روزنامه ضد دولتی خود پیدا کند. در واقع، این مأموریت‌های جانبی، خیلی بیشتر از مأموریت‌های اصلی، داستان بازی را باز می‌کنند و بسته به انتخابات شما، پیامدهای گوناگونی دارند که برخی از آن‌ها می‌توانند بسیار تیره و تار باشند.
تمام کردن Mankind Divided، کمتر از 30 ساعت زمان برد و این زمان شامل اتمام تمام مأموریت‌های جانبی نیز بود. شاید برخی از این مأموریت‌ها را پیدا نکرده باشد، اما زمان بازی مناسب است، هرچند که پایان آن کمی با عجله کار شده و داستان به خوبی خاتمه پیدا نمی‌کند. در پایان با خود گفتم «همین بود؟» و انتظار بیشتری از پایان بازی داشتم. یک مرکز شهر دیگر، یا بانکی برای سرعت، یا مأموریت‌های بیشتر، می‌توانست بازی را بهتر کند. اما شاید باید منتظر بازی بعدی باشید. همچنین امیداورم ارتباط مستقیم بیشتری با بازی اصلی Deus Ex ببینم، اما Mankind Divided مشابه یک پیش درآمد بسیار بعید به نظر می‌رسد.

Mankind Divided، یک شبیه ساز عظیم با طراحی مراحل عالی که در نوع خود، بهترین در این سری به شمار می‌روند، پس زمینه غنی و رنج وسیعی از افزونه‌های جالب است که می‌توانید امتحان کنید. فقط ای کاش داستان بهتری برای بازی به کار گرفته میشد. و هرچند که سازندگان بازی، برای ساخت پراگ زحمت زیادی کشیدند، عدم وجود مراکز دیگر بسیار ناامید کننده است. اگر پراگ کوچک‌تر ساخته میشد و شهر دیگری به بازی اضافه میشد، بسیار بهتر بود. بازی اصلی Deus Ex، همچنان نقطه اوج این سری است و استودیو ایدوس مونترال، فاصله کمی با ساخت بازی با همان کیفیت دارد. دنیای ساخت این استودیو فوق‌العاده است و تنها یک داستان بهتر باید تعریف شود.

  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر