نقد و بررسی بازی Fallout 4 از نگاه وبسایت IGN

نقد و بررسی بازی Fallout 4 از نگاه وبسایت IGN
یک دنیای چشم‌نواز، سیستم ساخت وسایل، داستان و کاراکترهای قوی و بسیاری موارد مثبت دیگر، Fallout 4 را شایسته تشویق و تحسین ساخته‌اند.
  • جدیدترین بازی ها
عمده موفقیت این بازی شوتر نقش‌آفرینی، وام گرفته از پیشینیان ممتازش، Fallout 3 و Fallout: New Vegas است. ارتباط این بازی با Fallout 3، مانند ارتباط Skyrim به Oblivion است و سیستم محشر بازی‌های قبلی را به کار گرفته است و انبوه است مکان‌هایی برای گشت و گذار، هیولاهایی ترسناک برای جنگیدن و فضای پساآخرالزمانی هسته‌ای به شدت سرگرم‌کننده که به خوبی ترکیب آشفته خشونت و مرگ را با کمدی سیاه می‌آمیزد. پس از 55 ساعت، شاید داستان بازی را به اتمام رسانده باشم، اما احساس می‌کردم که تنها درصد کمی از دنیای بازی را دیده‌ام، و ظاهرا حداقل 100 ساعت دیگر می‌توانم مشغول بازی باشم و باز هم چیزهای جدید و هیجان‌انگیزی پیدا کنم.

داستانی که از یک جستجوی ساده برای خانواده گمشده‌تان آغاز می‌شود تبدیل به چیزی بسیار پیچیده و از نظر اخلاقی سوال‌برانگیز می‌شود. مانند Fallout: New Vegas، ما به میانه نبرد گروه‌های مختلف برای کنترل منطقه کشیده می‌شویم و تصمیم برای انتخاب فلسفه پساآخرالزمانی ناقص هر یک از این گروه‌ها، باعث شد تا من درباره اینکه مسیر بازی به چه سمتی رود، تأمل کنم. حتی انستیتوی به شدت مشکوک، دلیل وسوسه‌کننده‌ای برای فعالیت‌هایش داشت و روی برگرداندن از آن‌ها به آن سادگی که فکر می‌کردم نبود. از نمایش همدردی با ویلین‌های بازی هم بسیار شگفت زده شدم، حتی غیرقابل بخشش‌ترین قاتل هم مورد کاوش قرار گرفته و رگه‌هایی از انسانیت در او یافت می‌شود.

البته، به سنت دیگر بازی‌های نقش‌آفرینی اوپن ورلد استودیو Bethesda، داستان بازی اصلا به جذابیت مأموریت‌های جانبی جذابی که هنگام پرسه زدن در خرابه‌های بوستون که اکنون با نام «جمهوری مشترک المنافع» شناخته می‌شود، نیست. حتی انجام دادن ساده‌ترین مأموریت رفتن از نقطه A به نقطه B، بدون حداقل دوبار منحرف شدن از مسیر، بسیار سخت است. یک دفتر متروک پخش کامیک بوک؟ چگونه می‌توان آن را جستجو نکرد؟ پارک مشهور فنوی بوستن؟ باید ببینم چه به سر آن آمده! دبیرستانی مخروبه که بیرون آن سرهایی در نیزه فرو رفته‌اند؟ حتما غنیمتی باارزش آنجا در انتظار من است. با وجود اکتشافاتی این چنین، من احساس کودکی در عید پاک را داشتم که والدینش، شیرین‌ها را ناشیانه مخفی کرده‌اند.

اکتشاف در بازی محسنات خاص خود را دارد، زیرا با وجود مناطق شهری ویران، جنگل‌های مرده‌ی شوم، باتلاق‌های وحشتناک، منطقه‌ای متروکه غرق در مه‌های هسته‌ای و مناطق دیگری که به نظر قابل سکونت می‌آیند، مانند مزارع و سواحل، این متنوع‌ترین دنیای بازی‌های Fallout است. جمهوری مشترک‌المنافع بسیار رنگی‌تر از پایتخت Fallout 3، «برهوت» است، هرچند رنگ‌های تیره هم در آن دیده می‌شوند و آسمان آبی New Vegas را هم به ارث برده است، البته در مواقعی که باران نمی‌بارد یا ابرهای هسته‌ای آسمان را سبز نکرده‌اند. در کل مناظر زیبا هستند. 

توجه به جزئیات در همه جای بازی دیده می‌شود، Fallout 4 شاید در زمینه فناورزی گرافیک پیشتاز نباشد (انیمیشن کاراکترها همچنان یک نقطه ضعف محسوب می‌شود.)، اما از رابط کاربری پیچیده‌ی کامپیوتر مچی پیپ بوی (که هنگام پوشیدن پاور آرمور کاملا تغییر شکل می‌دهد)، تا چینش دقیق اسکلت‌های باقی‌مانده که داستان به شدت غم‌انگیز یا خنده‌دار کاراکترهای مرده را حکایت می‌کنند، تا پوسترهای هنری پاره شده بر دیوارها، تا حتی قطره‌های باران روی ماسک شما (اگر به سر داشته باشید)، اما این مقدار جزئیات تحسین‌برانگیز است.

شاید به دلیل اینکه بازی بسیار طولانی است، Fallout 4 اصرار دارد تا از همان ابتدا ما را مجهز کند. پس از نگاهی کوتاه به زندگی پیش از جنگ در آینده نزدیک آشنا اما عجیب Fallout و بازگویی اتفاقاتی که منجر به سقوط بمب‌ها در سال 2077 شد، قبل از اینکه Fallout 4 ما را به میانه نبردهای بزرگ بفرستد، به زحمت می‌توانیم دست به کار دیگری بزنیم: از همان ابتدا به شما یک پاور آرمور و یک سلاح سنگین داده شده و باید با معروف‌ترین هیولای دنیای Fallout نبردی سهمگین داشته باشید.

مطمئنا اینکه در همان اوایل بازی، چشیدن مزه استفاده از تجهیزات قدرتمندی که در آینده آن‌ها را به دست می‌آورید به منظور تشویق برای ادامه بازی، ایده‌ی غیرمعمولی نیست، اما Fallout 4 قدم اشتباهی در مسیر سنتی این مجموعه که همان آغاز بازی به عنوان یک آدم ناچیز و بدون تجهیزات و پیشرفت در بازی است، محسوب می‌شود. البته با آغاز گشت و گذار، این مسئله کمتر شما را آزار می‌دهد اما از این که می‌دانستم هر زمان که بخواهم می‌توانم پاور آرمور به تن کنم، باعث شد تا با احساس تکبر خاصی وارد دنیای خشن و بی‌رحم Fallout 4 بشوم.

یکی از اولین مواردی که طرفداران Fallout پس از ساختن صورت کاراکتر خود متوجه می‌شوند این است که اسکیل پوینت‌ها و ویژگی‌های کاراکتر، کاملا جای خود را به سیستم پرک‌ها داده‌اند و تمام پیشرفت‌های کاراکتر زیر یک نمودار به شکل یک والت بوی انیمیشنی جمع شده که گزینه‌های زیاد آن شما را وادار می‌کند تا برای مشاهده همه آن‌ها صفحه را بالا پایین کنید. در حالی که این تغییر باعث شده تا بسیاری از تنظیمات جزئی کاراکتر را از دست بدهید، همچنین به این معنی است که هر امتیازی که با لول آپ شدن به دست می‌آورید تأثیر بسیار زیادی خواهد داشت و تصمیم گرفتن درباره این که این امتیاز را در کدام قسمت استفاده کنید بسیار سخت و مانند یک مسئولیت واقعی جلوه می‌کند: آیا می‌خواهید یک پرک جدید را فعال کنید یا پرک بازشده‌ای را ارتقا دهید یا اینکه به سراغ خصوصیات SPECIAL، مانند «شانس» رفته و پرک جدید و قدرتمندی مانند «غریبه‌ی اسرارآمیز» را باز کنید تا با لول‌آپ بعدی آن را به دست آورید؟

این گزینه‌ها شاید ساخت کاراکتر را کلی‌تر و ساده‌تر بسازد و احتمالا به مشکل خاصی بر نخواهید خورد، اما مسلما ویژگی‌های متفاوت آن‌ها باعث ایجاد تنوع در گیم‌پلی بازی می‌شوند. و پیش از این که بگویید بازی ساده شده است بهتر است نگاهی به سیستم جدید ساخت و ارتقا سلاح و تجهیزات بیاندازید که بسیار پیچیده و جالب شده است.

اگر تا الان هم مشکل جمع‌آوری آیتم‌ها را نداشتم، سیستم ساختن تجهیزات Fallout 4 مشوق من برای جمع‌کردن هر آیتمی که می‌دیدم، بود. برداشتن آیتم هم راحت است، هنگامی که به سمت جعبه‌ای می‌روید، پنجره‌ای به صورت خودکار باز شده و لیست آیتم‌های درون آن را نشان می‌دهد. هر آیتمی که پیدا می‌کنید از ماده‌ای درست شده که حدس زدن آن‌ها سخت نیست: بطری‌ها برای شیشه، پنکه‌های رومیزی برای فلزشان و نوارهای چسب هم مانند طلا ارزش دارند. یک بار من مستأصلانه به دنبال مداد بودم تا سرب درون آن را برای ساخت یک زره مقاوم در برابر امواج رادیواکتیو استفاده کنم (ظاهرا در دنیای Fallout از گرافیت برای ساخت مداد استفاده نمی‌شود!). هیچ چیز بی‌ارزش نیست پس باید وزن کوله‌پشتی خود را با وسواس زیاد مدیریت کنید و درباره آنچه می‌برید و آنچه جا می‌گذارید تصمیمات سختی بگیرید.

ارزش این مواد در استفاده‌ی آن‌ها برای ارتقا تجهیزات است، که به اکثر اسلحه شما انعطاف‌پذیری و دوام زیادی می‌دهند. توقف در یک میزکار با مواد مناسب می‌تواند منجر به تبدیل یک کلت ساده به یک مسلسل کوتاه‌برد قوی یا یک اسنایپر دوربین دار با لوله بلند و یک قنداق بزرگ برای اهداف دور با کاهش لگد اسلحه، شود. یک اصلاح کوچک در تفنگ لیزری می‌تواند به آن قابلیت آتش زدن دشمن بدهد یا اشعه‌ها را مانند یک شاتگان پخش کند. بهترین قسمت این است که این اصلاحات تنها خودشان را در مشخصات نشان نمی‌دهند بلکه می‌توانید هر تغییری را در ظاهر سلاح خود ببینید و مجموعه گسترده‌ای از اسلحه را برای خود و دشمنان بسازید.

همچنین، سیستم زره جدید به شما اجازه می‌دهد که شش قسمت یک زره، کلاه‌خود، محافظ قفسه سینه، و محافظ‌های دست‌ها و پاها، روی لباس‌های خود بپوشید تا لباس سرهم‌بندی شده که مشخص است کسی که میان آشغال‌ها قطعاتش را پیدا کرده، بسازید. لباس کاراکتر من از قطعاتی متعلق به هر شش فرقه بازی تشکیل شده که نشان دهنده هم‌پیمانی با آن‌ها و همچنین غلبه بر آن‌ها است. و البته زره هم قابل ارتقا است اما متأسفانه تأثیرات چشمگیر ارتقا اسلحه را ندارد.

سیستم زره از ایراداتی رنج می‌برد: از این که از لباس‌هایی مانند تاکسیدو یا لباس هالووین برای ساختن یک زره نمی‌توانم استفاده کنم، دل‌شکسته‌ام. تنها روپوش‌های مشخصی قابل مجهز شدن به سرشانه و محافظ پا هستند که که تفاوتی با هم ندارند.

تغییر بزرگ دیگر در زمینه محافظت شخصی، پاور آرمورهای متفاوت Fallout هستند که پوشیدن آن‌ها مانند سوار شدن به یک تانک می‌باشد (و هنگام پوشیدن آن، انیمیشنی مانند فیلم Iron Man، هنگامی که تونی استارک زره خود را به تن می‌کند، شاهد هستیم.) و سوخت آن نیز از جمله منابع محدودی است که در دنیای بازی باید به دنبال آن باشید. این حرکت جسورانه‌ای در طراحی بازی بوده که باعث می‌شود استفاده از این زره در میادین جنگ، اتفاق مهمی قلمداد شود. با این حال، از آنجایی که برای پوشیدن آن کافی است فست تراول کنید، در عمل، دویدن از میدان جنگ و استفاده از این زره، کمی آزاردهنده است زیرا برای بازگشت به مبارزه باید دو صفحه بارگذاری را تحمل کنید. همچنین مجبور هستید که برای صرفه‌جویی در مصرف سوخت به فست تراول روی بیاورید که بر خلاف استایل بدون فست‌تراول است. اما این‌که هر قطعه از زره، جداگانه آسیب دیده، تعمیرشده، ارتقا و شخصی‌سازی و یا حتی با مدل‌های دیگر تعویض می‌شود، بسیار جالب است.

تمام این آپگریدها باعث می‌شوند که تجهیزات مورد علاقه خود را حتی پس از ضعیف شدن، نگه داشته و نفروشید. نام‌گذاری این تجهیزات هم ایده جالبی است، من شخصا خاطرات فراوان و عزیز از ماجراهایم با شاتگان دو لول دراز قابل اعتمادم، Ol’ Shooty دارم.

علاوه بر این‌ها، سیستم غنایم بازی نیز مانند بازی‌هایی چون Diablo شده است: علاوه بر آیتم‌های معمول که پس از یک مبارزه به دست می‌آیند، گهگاهی به یک دشمن ویژه برخورد می‌کنید که با شکست دادن آن، یک سلاح ویژه با نامی خاص یا آیتمی تقویت شده دریافت کنید. ممکن است یک کلت پیدا کنید که با هر بار کریتیکال هیت، تمام اکشن پوینت‌های شما را بازمی‌گرداند، یا محافظ بازویی پیدا کنید که آسیب رادیواکتیو به دشمن وارد می‌کند و چندین تجهیزات دیگر مانند این‌ها. تصمیم برای انتخاب بین این موارد بسیار سخت است و من بارها استایل بازی خود را برای استفاده از این تجهیزات خاص و گوناگون عوض کردم و برای نگه‌داری آن‌ها بسیاری از زره‌های خودم را کنار گذاشتم. و البته شما می‌توانید این تجهیزات را هم مانند تجهیزات معمولی دستکاری کرده و ارتقا دهید. (البته نمی‌توانید آنها را در هم شکسته و به مواد سازنده‌شان تبدیل کنید.)

حتی کوچکترین تغییرات در مشخصات اسلحه بسیار مهم است زیرا تیراندازی در Fallout 4 بسیار بیشتر از بازی‌های قبلی به یک شوتر اول شخص باکیفیت شباهت دارد و تیراندازی ماهرانه آنقدر مهم است که می‌توانید سیستم هدف‌گیری کمکی بازی را (VATS) کنار بگذارید. رابط کاربری بازی همچنین به شما اجازه می‌دهد که به دکمه‌های جهت‌ها و یا شماره‌ها میانبرهایی اختصاص دهید تا بدون توقف بازی به آیتم‌های سلامتی یا تقویت عملکرد دسترسی پیدا کنید. اما من از این کار خودداری کردم زیرا برنامه‌ریزی و تماشای قطع‌عضوهای بازی به صورت اسلوموشن، بسیار لذت‌بخش است.

استفاده زیاد از VATS آن را تکراری می‌کند اما هنوز المان خطر در این سیستم حفظ شده است زیرا VATS زمان را کند کرده اما متوقف نمی‌کند و در حالی که شما مشغول انتخاب عضوی که می‌خواهید قطع شود هستید، گلوله‌ها همچنان در حال آمدن به سمت شما هستند. علاوه بر این، یک سیستم ضربه کریتیکال دستی و قابلیت کنسل کردن اسلوموشن در هر زمان، کنترل بیشتری به این اتفاقات می‌دهد. اکشن پوینت‌های محدود شما (که با دویدن هم کاهش پیدا می‌کنند) از استفاده بیش از حد از این قابلیت‌ها جلوگیری می‌کنند. مبارزات از راه نزدیک همچنان ناامید کننده است، ضربه‌زدن اکنون شامل دفاع کردن و ضربات سنگین نیز می‌شود (مانند Skyrim) اما در VATS نمی‌توانید عضو خاصی را هدف بگیرید و شاهد شکسته شدن یا قطع شدن آن باشید.

در Fallout 4 هیچوقت از نظر دشمن کم نمی‌آورید و تنوع آن‌ها در بازی زیاد است. علاوه بر دشمنان سابق بازی مانند مهاجمان، سوپر میوتانت‌ها، موش‌های کور، سوسک‌های غول‌پیکر و دیگر موجودات آشنا، دشمنان جدیدی مانند حشرات خونین ترسناک به بازی اضافه شده‌اند. چیز آشفته‌کننده‌ای درباره این حشرات غول‌پیکر وجود دارد که باعث می‌شود حتی بعد از مرگشان به شلیک ادامه دهم تا گلوله تمام کنم. رفتارهای عجیب دیگری هم از دشمنان دیده می‌شود، برای مثال، زامبی‌های وحشی با چنان شدتی که به سمت شما حمله‌ور می‌شوند که زمین می‌خورند و باید از جای خود بلند شوند و به شما فرصت می‌دهند تا بیشتر به آن‌ها شلیک کنید. و عقرب‌های رادیواکتیو نیز حقه جدیدی به کار می‌گیرند ظاهر از همیشه ترسناک‌تر آن‌ها از قبل هم شگفت‌انگیزتر باشد.

برای اولین بار در Fallout 4، شخصیت اول بازی صحبت می‌کند اما به جز بی‌نیاز شدن به خواندن متن‌های روی تصویر، چیز دیگری به بازی اضافه نکرده است. البته بد هم اجرا نشده، و کار صداپیشگان خوب است. هرچند که گاهی اوقات بسیار بی رنگ و بو جلوه می‌کند، و فقط در صورتی قابل اعتراض است که من از کاراکتر توقع صدای عجیب و غریبی داشتم، در نتیجه صداپیشگی بازی ادعایی ندارد و موفق است.

این‌که شما چگونه از این صدا استفاده کنید مهم است و با اینکه مأموریت‌های Fallout 4 چندان باز نیستند یا به شخصیت شما ارتباطی ندارند (تنها امتیاز کاریزمای بالا می‌تواند گزینه‌های جدیدی را در دیالوگ‌ها باز کند)، این امکان وجود دارد که یک مأموریت را تنها با دیالوگ‌ها و تصمیم‌های خود به پایان برسانید. هر تصمیمی عواقب مهمی ندارد اما بارها بیش آمد که بازی را متوقف کرده و به پیامدهای تصمیمات خود فکر کنم: به خاطر اینکه یک مأموریت را خراب کردم و گذاشتم یک نفر بمیرد، در ادامه دختر انتقام‌جوی او به سراغم آمد، یا هنگامی که نقشه‌های یک گروه خلافکار را به هم ریختم و به یکی از آنها رحم کردم و گذاشتم زنده بماند، باقیمانده‌ی آن‌ها می‌دانستند که باید از چه کسی انتقام بگیرند. علاوه‌بر تصمیم بزرگ در داستان بازی، اتفاقاتی مانند این موجب شخصی سازی تجربه بازی می‌شوند.

علاوه بر کاراکتر اصلی بازی، مجموعه همراهان در Fallout 4 بسیار جالب هستند. این کاراکترها شاید تعدادی از بهترین کاراکترها را کم داشته باشند اما چندتا از آن‌ها آشنا به نظر می‌رسند. ستاره درخشان آن‌ها، بالاتر از ربات خدمتکار خنگ، کادسورث و سگ بامزه اما وحشی، میت، کارآگاه جان سخت، نیک ولنتاین است. در نگاه اول، او به نظر یک کاراکتر کلیشه‌ای پر شور و شوق فیلم‌های نوآر به نظر می‌رسد اما خیلی زود کاراکتر او پرداخته شده و داستان جالبی برای تعریف کردن دارد. و شما می‌توانید در چشمانش غرق شوید.

علاوه بر چند دیالوگ عالی، هر کاراکتر مهارت‌ها و علایق خاص خود را دارد پس انتخاب همراهی که با سبک بازی شما سازگار باشد مهم است. به طور مثال، با همراه داشتن نیک، احتیاجی به قوی‌تر کردن مهارت‌های قفل باز کردن یا هک ندارید، زیر نیک در این زمینه استاد است. اما اگر می‌خواهید یک کاراکتر دروغ‌گوی متقلب دزد باشید بهتر است او یا پیشاهنگ پساآخرالزمانی، پرستون گاروی، همراه شما نباشند. رابطه شما خراب می‌شود و مأموریت‌های جانبی کمتری از آن‌ها دریافت می‌کنید.

ساختن کلبه‌ها، مزارع، پمپ‌های آب، ژنراتورهای برق و مواضع دفاعی به منظور ساخت یک کلونی در مناطق از پیش تعیین شده با رابط کاربری پرایراد آن، راهی برای گذراندن وقت می‌باشد اما به جز جایی برای انبار کردن آیتم‌های اضافی‌تان، تأثیر مهمی در بازی و داستان شما ندارد. یکی از دلایل آن ایست که کارآیی آن‌ها در مراحل بالاتر و ارتباط‌شان با پرک رهبری در ستون کاریزما به خوبی توضیح داده نمی‌شود. اما به نظر می‌رسد که تلاش بتسدا برای اینکه کسانی که نمی‌خواهند درگیر ساخت شهرها شوند، بتوانند آن را نادیده بگیرند، باعث شده تا این ویژگی بازی به کل بی‌ربط و بیهوده باشد. البته ظرفیت خوبی برای افرادی که به ساخت و ساز علاقه دارند، وجود دارد، و ابزار مختلف و متنوعی برای ساخت ویدیوهای جالبی از انواع ساخت و سازها یافت می‌شود. و البته به شما کمک می‌کند تا داستان خود را تعریف کنید.

عملکرد Fallout 4 روی هر دو کنسول، قابل تحمل اما گاهی ناامیدکننده است. بعضا در حالی که تنها مشغول قدم زدن هستید، فریم‌ریت بازی به زیر مقدار استاندارد 30 می‌رسد و گاهی بعد از بارگذاری یک سیو یا فست‌تراول، بازی برای لحظه‌ای کوتاه فریز می‌شود. نسخه کامپیوتر از این نظر بسیار روان‌تر اجرا می‌شود و فریم‌ریت روی تنظیمات اولترا با یک کارت گرافیک GeForce GTX 970، بین 40 تا 60 قرار داشت و هنگامی که آنتی آلیازینگ را پایین آوردم، روی 60 ثابت ماند. روی همه پلتفرم‌ها چندین مورد کرش دیده شد (که به لطف سیستم ذخیره خودکار، آسیبی به روند بازی نمی‌رسد.) و گاهی نیز به مأموریت‌های جانبی برخورد کردیم که به دلیل باگ، هیچوقت آغاز یا پایان نمی‌یابند. اما هیچ کدام از این ایرادها چنان بزرگ نیستند که روند بازی من را متوقف کرده یا از اشتیاق من برای کشف، جنگیدن، عنیمت جمع کردن و در کل وجود داشتن در این دنیای شگفت‌انگیز و غنی، کم کنند.

در پایان، نکته‌ای که من در پایان‌بندی بازی دیدم این بود که میان‌پرده پایانی به خوبی موخره‌های Falloutهای قبلی نیست که این امر ناامیدکننده است اما بر خلاف بازی‌های قبل، با اتمام بازی، همچنان می‌توانید به گشت و گذار خود در دنیای بازی ادامه دهید.

دنیای بازی، گشت و گذار، ساخت و ساز، فضا و داستان Fallout 4، همگی عوامل مهمی در موفقیت این بازی نقش‌آفرینی اوپن ورلد هستند. دلایل جدید قانع‌کننده برای جمع‌کردن آیتم‌ها و یادگارهای به جا مانده از زمان‌های قبل، همراهان قوی و ویلین‌های سمپاتیک که باعث می‌شوند تصمیمات سختی بگیرید، این بازی را به ماجرایی تبدیل کرده که ارزش چندبار بازی کردن را دارد. حتی ایرادهایی که در جای جای بازی یافت می‌شوند نمی‌توانند ذره‌ای از هیجان این بازی کم کنند.

منبع: IGN
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر