نقد و بررسی بازی Homefront: The Revolution از نگاه وبسایت IGN

نقد و بررسی بازی Homefront: The Revolution از نگاه وبسایت IGN
با وجود اینکه دنیای بازی از نظر هنری زیباست و طرح‌های خوبی دارد، در نهایت، Homefront: The Revolution، سرشار از المان‌های تکراری، بی‌دقت و غیرضروری است و در طول بخش تک نفره بازی، از ارائه یک تجربه شوتر راضی کننده یا حتی قابل تحمل، عاجز است.
  • جدیدترین بازی ها
با وجود تمامی ایرادات، بازی Homefront در سال 2011، با تعریف داستانی مانند فیلم Red Dawn و استفاده از آمریکای تحت اشغال در یک بازی شوتر اول شخص اوپن ورلد، نوید یک فرانچایز خوب را می‌داد. اما این بازی جدید، باز هم ما را ناامید کرده است. در بازی Homefront: The Revolution، چندین ایده‌ی خوب قرار دارد اما تقریبا همگی آنها در اجرا شکست خورده‌اند. در حالی که ابتدای بازی، امیدوار‌کننده است، گیم‌پلی تیراندازی و مخفی‌کاری بازی، خیلی سریع خسته‌کننده می‌شود، داستان افتضاح است و کمبود دقت در ساخت آن باعث شده که 20 ساعت بخش تک‌نفره Homefront: The Revolution، هدر کردن وقت باشد.

با این حال، The Revolution، در طراحی دنیای خود موفق است. اشغال آمریکا توسط کره‌شمالی در تمام قسمت‌های فیلادلفیای درون بازی احساس می‌شود. از خانه‌های بمباران شده تا بناهای تاریخی تبدیل شده مرکزهای شستشوی مغزی، فضای استبداد در سرتاسر بازی حس می‌شود.
با این که The Revolution، یک بازی Open World محسوب می‌شود، نقشه‌های بازی از هشت ناحیه تشکیل شده و مأموریت اصلی بازی شما را در یک مسیر مستقیم از پیش تعیین شده قرار می‌دهد و پس از اتمام یک مأموریت، دلیل و انگیزه‌ای برای بازگشت به مناطق پاکسازی شده پیدا نمی‌شود. مناطق قرمز، که سنگین‌ترین نبردهای بازی در هجوم اولیه، در آن‌ها رخ می‌دهد، اکثرا با ساختمان‌های مخروب و توده‌های خاک و آجر تعریف شده‌اند. به غیر از تغییراتی در رنگ‌ها و بناهای یادبود در مراکز شهر، این خرابه‌های خالی از سکنه، از هم قابل تشخیص نیستند.
اما مناطق مسکونی زرد، بسیار متمایز هستند و هر کدام داستان خود را دارند. منطقه ارلستون (Earlston) که در ابتدای بازی با آن روبرو می‌شوید، کمی بهتر از یک کمپ پناهجویان به نظر می‌رسد. این منطقه کثیف و پر از مردمی فقیر و درمانده است و حتما بوی بسیار بدی می‌دهد. در نقطه مقابل، منطقه اشکرافت (Ashcroft)، جایی که هم‌پیمانان آمریکایی ارتش خلق کره شمالی سکونت دارند، قرار دارد. جایی که کوچه‌های بین خانه‌های آجری همیشه سرزنده و در حال شکایت از جمعیت تحت اشغال هستند. در حالی که گرافیک بازی چندان چشمگیر نیست، خیابان‌های فیلادلفیا به نظر واقعی می‌آیند.
شرم‌آور است که چنین دنیای خوش‌ساختی، با یک داستان تکراری و ضعیف، هدر رفته است. داستان Homefront: The Revolution، چیزی بیشتر از مأموریت‌های فراموش نشدنی که با کلیشه‌های رایج بازی‌های شوتر ارتشی به هم وصل شده‌اند، نیست. لحظات زیادی در بازی وجود داشته که امیدوار می‌شوید تا راز بزرگی فاش شود اما باز هم با یک «به اصطلاح پیچش داستانی» کلیشه‌ای و قابل پیش‌بینی روبرو می‌شوید. لحظات خسته کننده و تکراری مانند «مرگ حماسی یک شخصیت درجه سه» یا «خیانت دوستانتان» توسط کاراکترهایی عرضه می‌شوند که تمام کارشان فریاد کشیدن و غرولند کردن است.
در حالی که مقدار زیادی فرصت برای بحث درباره خط باریک بین جنگجوی آزادی بودن و تروریست بودن، قابل مطرح شدن است، نقش اول صامت داستان، با سر تکان دادن و موافقت کورکورانه برای منفجر کردن ایستگاه‌های سوخت گیری، کارخانه‌های بهپادسازی و هر چیزی دیگری که مقاومت به او دستور می‌دهد، این فرصت‌ها را می‌سوزاند. هیچ تصمیم معناداری در بازی وجود ندارد که باعث می‌شود که بپرسیم، اگر کاراکتر بازی دستی در سرنوشت خود ندارد، چرا حداقل حرف نمی‌زند؟

خبر خوب این است که منفجر کردن ایستگاه‌های پلیس، بد نیست، اما به شدت تکراری می‌شود. شما وارد یک منطقه مسکونی می‌شود و با انجام دادن مقدار کافی از «فعالیت‌های آزادگرانه»، جمعیت ساکن را تشویق به قیام و شورش می‌کنید. این اقدامات، هر دفعه شامل منفجر کردن کامیون‌ها یا منابع سوختی با ماشین‌های کنترلی منفجرشونده یا هک کردن سیستم‌های امنیتی است، که فقط یک عقب مانده ذهنی نمی‌تواند از پس آن‌ها بر بیاید. البته مقدار کمی پلتفرمینگ در بازی وجود دارد که منجر به باز کردن پایگاه‌های مقاومت می‌شود که نفس تازه‌ای در گیم‌پلی تکراری بازی است. The Revolution، می‌توانست بیشتر از این سرگرمی‌های انحرافی برای جلوگیری از یکنواخت شدن بازی استفاده کند.
هنگامی که یک منطقه قیام کرده، مقداری شورش و یکی دو مأموریت طولانی (اما فراموش شدنی) وجود دارد و پس از پایان آن‌ها به یک منطقه دیگر می‌روید و دوباره همان کار‌ها را تکرار می‌کنید و آنقدر تکرار می‌کنید تا اینکه بازی با یک پایان ناامید کننده به اتمام می‌رسد. در کمال تعجب، دیگر نمی‌توانید به مراحل قبلی بازگشته و چیز‌هایی را که از دست داده‌اید، پیدا کنید؛ البته اگر چنین چیزی بخواهید. بله! شما با اخطار «نقطه غیر قابل بازگشت» در یک بازی اوپن ورلد روبرو می‌شوید. اتفاقی که در هیچ بازی اوپن ورلدی پس از Fallout 3 رخ نداده است و این در حالی است که شما توانایی ذخیره دستی بازی را ندارید.

مراحل تخریب تکراری، شامل ترکیبی آشنا از مخفی‌کاری اول شخص و شوتر می‌شود، و هیچ کدام ارزش ذکر کردن ندارند. مخفیانه حرکت کردن در کوچه‌ها و چک پوینت‌ها در ابتدا کمی سرگرم کننده و هیجان‌انگیز است، اما به دلیل فقدان هرگونه مکانیزم مخفی‌کاری بارزی، خیلی زود خسته‌کننده می‌شود. به غیر از مخفی‌شدن در سطل‌های آشغال و پرت کردن حواس دشمن با انفجار بمب یا مواد آتش زا یا ابزار هک، همه چیزی خیلی ابتدایی و ساده است و شما حتی نمی‌توانید یک جسد را مخفی کنید. لو رفتن و مبادله آتش با دشمن هم چندان خطرناک نیست، مخصوصا وقتی که متوجه می‌شوید که کافی است، به یک گوشه خزیده و منتظر سربازان دشمن باشید که نوبتی به سمت شما آمده تا زمانی که خود را میان توده‌ای از اجساد می‌یابید. همانند بخش مخفی‌کاری، قسمت شوتر نیز ابتدا کمی هیجان‌انگیز است که بیشتر ناشی از محدودیت شما در اسلحه است، ولی کمی که جلوتر بروید و اسلحه بهتر و قوی‌تری کسب کنید، با توجه به هوش مصنوعی دشمن که در حد یک موجود کندذهن است، و حرکت‌های تکراری و خسته کننده در میدان نبرد، جنگ‌های بازی، مخصوصا در مقایسه با بازی اول، بسیار خسته کننده می‌شوند.
The Revolution، با سیستم ساخت و تغییر سلاح فوری خود، کمی از دیگر بازی‌های شوتر واقع‌گرایانه که در آینده نزدیک رخ می‌دهند، متمایز می‌شود. فراتر از یک تشابه گذرا به سیستم ارتقا سلاح Crysis، این منوی درون بازی به شما اجازه می‌دهد که خیلی سریع مخلفاتی به سلاح خود اضافه کنید. به طور مثال، قابلیت تعویض سریع دوربین روی یک تفنگ، به این معنی است که یک اسلحه با چندین کاربرد دارید، شما می‌توانید دشمنان خود را از راه نزدیک با شاتگان از پا در آورده و خیلی سریع آن را به یک سلاح دوربرد تغییر داده و یک تک‌تیرانداز مزاحم را از سر راه بردارید. 

این سیستم همچنین راه حلی برای مشکل حمل دو سلاح در بازی است، زیرا با این تغییرات اسلحه، عملا شما بیش از دو (یا سه) سلاح در اختیار دارید. با یک انیمیشن جذاب، شما می‌توانید ببینید که کاراکتر بازی، یک مسلسل را از هم جدا کرده و آن را تبدیل به یک Mine Launcher می‌کند یا یک کلت دستی را به یک SMG تبدیل می‌کند. از نظر فنی تفاوتی بین تغییر حالت یک سلاح و سیستم غلاف کردن سلاح و استفاده از سلاح دیگر وجود ندارد اما، The Revolution، این عمل را با زیبندگی انجام می‌دهد که بسیار باورپذیرتر از جیب‌های بی‌انتهای کاراکترهای بازی‌های GTA است.
در حالی که اسلحه بازی، عملکرد خوبی دارند، چیزی که باعث خسته‌کننده‌شدن Homefront می‌شود، باگ‌های بازی است که نشان دهنده عدم نظارت و اصلاح بازی است. علاوه بر افت سرعت و افت فریم بازی، ممکن است دشمنان ناگهان روی سر شما ظاهر شده یا در حالی که دور آن‌ها می‌چرخید، کاملا ناپدید شوند. یکی از باگ‌های جالب بازی، سیستم ذخیره چک پوینت بازی است که در چندین موقعیت شما را با سلاح در دستتان در میان ارتشی از دشمن احیا می‌کند. با توجه به این که نمی‌توانید مأموریت‌ها را ری‌استارت کنید یا به صورت دستی بازی را در زمان دلخواه ذخیره کنید، یا باید سعی کنید تا زنده بمانید یا این که بازی را از ابتدا آغاز کنید.

همچنین در بازی یک مود چندنفره Resistance mode وجود دارد که در آن تا چهار نفر می‌توانند با همکاری یکدیگر مراحلی را که در جای جای مناطق فیلادلفیا انجام می‌گیرد، به پایان ببرند. البته با توجه به اینکه فقط شش مرحله در این مود وجود دارد، سوال پیش می‌آید که چرا این همه آیتم و مهارت‌های قابل باز شدن در آن وجود دارد. در حالی که گشتن در دنیای بازی با دوستانتان سرگرم‌کننده‌تر است، قابل تصور نیست که کسی بخواهد این مراحل را به قصد باز کردن آیتم‌ها یا مهارت‌ها، بیشتر از یک بار تجربه کند.

جمع بندی:
با وجود اینکه دنیای بازی از نظر هنری زیباست و طرح‌های خوبی دارد، در نهایت، Homefront: The Revolution، سرشار از المان‌های تکراری، بی‌دقت و غیرضروری است و در طول بخش تک نفره بازی، از ارائه یک تجربه شوتر راضی کننده یا حتی قابل تحمل، عاجز است.

نکات مثبت:
+ طراحی دنیای بازی
+ تغییر سلاح

نکات منفی:
- داستان بی‌رگ و ریشه
- اهداف تکراری
- باگ‌های آزاردهنده

امتیاز: 5 از 10

منبع: IGN
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر