نقد و بررسی بازی Mirror's Edge: Catalyst از نگاه وبسایت Gamespot

نقد و بررسی بازی Mirror's Edge: Catalyst از نگاه وبسایت Gamespot
Mirror’s Edge Catalyst به لطف گیم‌پلی پلتفرمر جذاب و سریع خود، موفق می‌شود تا گیمر را برای ساعت‌ها به خود مشغول کرده و حتی خسته‌کننده بودن داستان بازی و ضعف قسمت مبارزات نیز نمی‌توانند شما را از این بازی خسته کند.
  • جدیدترین بازی ها
لحظاتی در Mirror’s Edge Catalyst وجود دارند که تمام عناصر بازی در جای خود قرار دارند. لحظاتی که طراحی مراحل به عنصر دویدن بازی اجازه درخشش می‌دهد، مأموریتی که انجام می‌دهید لحظه‌ای به یاد ماندنی به دنبال دارد و دنیای بازی با یک مکان مخفی شما را سورپرایز می‌کند. میان این لحظات، عوامل ناامید کننده‌ای، (مخصوصا مبارزات) وجود دارند که در تجربه بازی مزاحمت ایجاد می‌کنند اما این کمبودها جادوی لحظات به یادماندنی بازی را پاک نمی‌کنند.

بیشتر این جادو ناشی از مکانیک خاص بازی است: پارکور. بر خلاف دیگر بازی‌های اول شخص، Catalyst به پلتفرمینگ بیشتر از تیراندازی توجه دارد. حرکات قهرمان بازی، فیث کانر، شامل پریدن از روی موانع، غلت زدن، دویدن روی دیوارها و بسیاری حرکات دیگر می‌شود که تمام این حرکات برای اجرا به مهارت احتیاج دارند. زمان‌بندی برای انجام حرکات حیاتی است و درست انجام دادن حرکات پشت سر هم نیازمند مهارت زیادی است.

انجام حرکات ماهرانه نه تنها مضمون جالبی است، بلکه به لطف کنترل پویا، انیمیشن‌های طبیعی و تنوع حرکات، در عمل بسیار لذت‌بخش است. حتی اثرات کوچکی مانند لرزش دسته بازی قبل از فرود فیث روی زمین، باعث شده تا Catalyst از بازی قبلی هیجان‌انگیزتر باشد. تسلط بر محیط خود با سرعتی بالا، به اندازه اجرای یک کومبوی پیچیده در یک بازی جنگی یا اجرای یک سولو در یک بازی موزیکال، لذت‌بخش است.

اما روی دیگر سکه، مبارزات کهنه و بدقلق بازی است. فیث تنها از مشت و لگد برای مبارزه استفاده می‌کند پس بازی شما را تشویق می‌کند تا با استفاده از سرعت، محکم‌ترین ضربه را به دشمن وارد کنید. وقتی که این کار را بتوانید انجام دهید، همه چیز عالی است: دویدن روی دیوار و سپس لگد زدن به سر دشمن یا سر خوردن به سمت زانوهای دشمن و مشاهده برخورد سر او با زمین بسیار لذت‌بخش است. مشکل اینجاست که اکثر این مبارزات در مناطق بازی اتفاق می‌افتند که چیزی برای بالا رفتن یا پریدن وجود ندارد و بدون این حرکات شما مجبورید تا مستأصلانه به گلوله‌های دشمن جاخالی بدهید و آرام آرام آن‌ها را از پا در بیاورید.

نکته بدتر مبارزات این است که بعضی از دشمنان برنامه‌ریزی شده‌اند تا برخی ضربات را حتما دفع کنند که بسیار غیر طبیعی است. به دلیل هوش مصنوعی پایین دشمن، من تنها به استفاده از ضرباتی که می‌دانستم تأثیر دارند اکتفا کردم. خوشبختانه، غالبا می‌توانید از مبارزات اجتناب کنید. Catalyst حتی شما را تشویق می‌کند که به جای مبارزه به دویدن ادامه دهید زیرا در این حالت، نوار «زره» فیث پر شده و تقریبا ضدگلوله می‌شود. در واقع، برای زنده ماندن، فرار کردن از جنگیدن، گزینه بهتری است. البته در لحظاتی نیز در مکان‌هایی بسته گیر افتاده و مجبورید تا دشمنان خود را شکست دهید. با توجه به این که در حرکت بودن، اساس گیم‌پلی بازی است، این لحظات کمیاب بسیار غیرضروری به نظر می‌رسند.

سیستم ارتقا بازی نیز از دیگر نقاط ضعف آن است. برخی از حرکات ضروری و ساده مانند برگشتن سریع و غلت زدن باید از همان ابتدای بازی قابل انجام باشند، و دیگر قابلیت‌ها نیز تا زمان مشخصی قابل ارتقا نیستند. اعمال این آپگریدها اجباری و بیهوده به نظر می‌رسد. پیشرفت در بازی، تأثیر چندانی در گیم‌پلی ندارد زیرا در همان یکی دو ساعت ابتدایی بازی تمام قابلیت‌های ضروری و همچنین جان و زره اضافه را در اختیار دارید و آپگریدهای دیگر هیچ کاربردی ندارند.

دیگر جنبه‌های Catalyst متوسط هستند، اما می‌توان گفت که نقاط مثبت آن‌ها به نقاط منفی می‌چربند. برای مثال، ساختار اوپن ورلد بازی، هنگام رفتن از یک مأموریت به مأموریت دیگر کمی خالی به نظر می‌رسد. (مگر اینکه خانه‌های امن بیشتری را پیدا کنید که به شما امکان سفر سریع را می‌دهند.) نگاه دونده به صورت خودکار شما را به سمت بهترین مسیر هدایت می‌کنند که باعث می‌شود بعضی مکان‌ها را بارها و بارها ببینید.

خارج از بخش کمپین، دنیای بازی با مسابقات و آیتم‌های گوناگون برای جمع‌آوری به میدان بازی جذابی تبدیل می‌شود. لذت هسته اصلی بازی باعث می‌شود تا گشت و گذار بدون قاعده در دنیای بازی ارزش وقتی که پای آن می‌گذارید را داشته باشد و دلیل اصلی آن این است که مجبور نیستید به مبارزات تن دهید و می‌توانید روی دویدن تمرکز کنید که بهترین جنبه بازی است. اگر نگاه دونده را در تنظیمات بازی غیرفعال کنید و تنها روی سرنخ‌های محیطی تمرکز کنید، دیوارها، هواکش‌ها، لبه‌ها و مناطقی را برای پیمودن پیدا خواهید کرد که پیشتر آن‌ها را نادیده می‌گرفتید.

بسیاری از مأموریت‌های جانبی Catalyst به اندازه مأموریت‌های داستانی مهم هستند، اما صرف بالا رفتن از یک دیوار بدون دلیل خاصی نیز می‌تواند رضایت بخش باشد و بر خلاف بسیاری از مراحل داستانی، مأموریت‌های جانبی شما را به چالش می‌کشند. من بسیاری از مأموریت‌های زمانی را باختم تا زمانی که تسلط کافی پیدا کردم تا در زمان معین شده، آن‌ها را به پایان برسانم. و وقتی که موفق شدم، احساس کردم که این خوشحالی را لایقانه کسب کرده‌ام. شما همچنین می‌توانید که مسیرهای خود را بسازید و آن‌ها را به صورت آنلاین در دنیای بازی به اشتراک بگذارید که باعث لذت‌بخش‌تر شدن تجربه اوپن ورلد بازی می‌شود. این سیستم ساده اما هوشمندانه است که تأثیر زیادی در طولانی شدن مدت زمان بازی شما دارد.

البته دنیای Catalyst کامل و بی نقص نیست. در اوایل بازی، پشت بام‌ها خالی و خلوت به نظر می‌رسند و تنوع چندانی در گیم‌پلی ارائه نمی‌کنند. هرچند که ظاهر سفید پشت‌بام‌ها با توجه به فضای دیستوپیایی، قابل درک است اما محیط بازی در طول زمان تکراری به نظر می‌رسد. خوشبختانه دنیای بازی به اندازه کافی بزرگ و متفاوت است تا این ایرادات در نهایت نادیده گرفته شوند. در انتهای بازی نیز یک سایت ساختمانی پیچیده پیدا خواهید کرد طراحی بی‌نظیری دارد و تونل‌های نیمه مخروب آن نفس تازه‌ای نسبت به محیط تکراری بازی هستند.

در بخش کمپین، برخی مراحل تکراری و معمولی هستند و شما را برای انجام کارهای پیش پا افتاده به مکان‌های تکراری می‌فرستند. اما دیگر مراحل شامل تنش‌های هیجان انگیز و پازل‌های محیطی می‌شوند. شما با کابل از یک ساختمان به ساختمان دیگر می‌روید، از روی لیزرهای امنیتی می‌پرید و ساختمان‌های در حال ریزش فرار می‌کنید. با وجود این که در مراحل بالاتر، به جای طراحی مراحل هوشمندانه‌تر، با زیاد شدن دشمنان، سختی بازی افزایش پیدا می‌کند، بخش کمپین بازی همچنان چالش‌های جذاب و لحظات به یاد ماندنی را رقم می‌زند.

داستانی که این مراحل را به هم پیوند می‌زند چشمگیر نیست و قابل چشم‌پوشی است. این داستان به شکل ناامید‌کننده‌ای فضای دیستوپیایی آینده را با توطئه‌های سازمان یافته نیمه کاره، پیچش‌های داستانی قابل پیش‌بینی و کاراکترهای سطحی پر کرده است و دیالوگ‌ها فاقد احساس و فرم روایی فاقد جذابیت است. با وجود این که از طراحی کاراکترها نفرت داشتم و از دنیای بازی احساس ناامیدی کردم، اما داستان بازی برای به پایان رساندن کافی است.

در پایان شایان ذکر است که نسخه نهایی از نسخه پرایراد بتا بسیار روان‌تر اجرا می‌شود. فریم ریت، چندین بار افت کرده و باگ‌هایی مانند پخش همزمان دو سرنخ صوتی همزمان مشاهده شد اما زمان بارگذاری منطقی است و هیچ کدام از ایرادهای فنی تأثیری در گیم‌پلی ندارند. Catalyst شاید زیباترین بازی نباشد اما آنقدر خوب اجرا می‌شود که مشکلی برای شما ایجاد نکند.

و در نهایت، توانایی تمرکز روی گیم‌پلی از همه چیز مهم‌تر است. درست است که بعضی جوانب بازی ناامید کننده هستند، اما به هیچ عنوان زننده و مستأصل کننده نیستند و به همین دلیل من توانستم این ایرادات را نادیده گرفته و از گیم‌پلی Catalyst لذت ببرم. من بارها از حرکات بازی شگفت زده شدم، پس در حالی که این بازی به عنوان یک اکشن، ناامید کننده است، به عنوان یک بازی پتلفرمر معمایی بسیار خوب است. و به همین دلیل، نمی‌توان از آن دست کشید.

منبع: Gamespot
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر