نقد و بررسی بازی Overwatch از نگاه وبسایت Gamespot

نقد و بررسی بازی Overwatch از نگاه وبسایت Gamespot
کاراکترهای متفاوت و جذاب و نقشه‌های بسیار خوب Overwatch که باعث پیدایش گیم‌پلی‌های متفاوتی شده‌اند، این بازی را به یک تجربه چندنفره لذت‌بخش و متفاوت بدل کرده که به راحتی آن را رها نمی‌کنید.
  • جدیدترین بازی ها
Overwatch، آشوب خالص است. لایه‌های متعددی زیر سطح پر جوش و خروش آن مخفی شده که در طول بازی یکی پس از دیگری آشکار می‌شوند. این شوتری است که می‌داند چگونه گیمر را سورپرایز کند، با سرعتی دیوانه‌وار گسترش می‌یابد و ایده‌هایی عالی را ترکیب کرده و یک بازی خارق‌العاده را تحویل می‌دهد.

در نگاه اول، فرمول بازی بسیار ساده است: دو تیم 6 نفره برای تصاحب محموله‌های متحرک، یا امتیاز، یا کنترل نقاط استراتژیک، با هم به رقابت می‌پردازند. هر چهار مود بازی بسیار ساده هستند، و بهانه‌ای برای ساخت نقشه‌های گوناگون و مبارزه قهرمانان بازی درون آن‌ها هستند. اما این سادگی ظاهری، گول زننده است. Overwatch، یک ارگانیستم مبهم و تغییرشکل‌دهنده است که برای هر گیمر، بسته به قهرمانی که انتخاب کرده و نقشی که در تیم خود دارد، معنای متفاوتی دارد.

کیفیت Overwatch، به عنوان یک شوتر قهرمان محور، به جنگجویانش وابسته است. در این بازی 21 کاراکتر وجود دارد. هم از لحاظ شخصیت‌پردازی و هم طراحی، Overwatch یکی از متفاوت‌ترین و متنوع‌ترین گروه کاراکترها را در چند سال اخیر در اختیار دارد. گفتگوهای آن‌ها، خبر از روابط میان اعضای گروه می‌دهد. طراحی هنریشان، به منظور رساندن معنا و مفهوم خاصی انجام شده. توانایی‌های آن‌ها از جمله انفجارها، سپرهای انرژی و شلیک اشعه‌ای از انرژی صوتی، زمینه‌ای برای مبارزات چند بعدی است. وسوسه خاصی برای تسلط بر یک کاراکتر و امتحان کردن یک کاراکتر کاملا جدید وجود دارد.

هر کدام از کاراکترهای این بازی می‌توانند بازی مخصوص به خودشان را داشته باشند. از جمله این کاراکترها می‌توان به یک دوارف مهندس به نام توربیورن (Torbjörn) وجود دارد که یک تورت دفاعی قابل ارتقا دارد. وینستون، میمون دانشمندی است که هوش بالایی دارد و هم خشمی حیوانی!‌ کاراکتری به نام تریسر (Tracer) هم وجود دارد که یک خلبان بریتانیایی و آزاد از قوانین فضا-زمان است که در میدان جنگ گشته و اعمال خود را معکوس کرده تا شاید اشتباهی را که ثانیه‌ای پیش مرتکب شده، جبران کند. 

همانند تریسر، Overwatch هم مانند یک ماشین زمان عمل می‌کند و المان‌هایی از ژانر شوتر در سیر تکاملی‌اش در طول زمان، قرض می‌گیرد. برخی از کاراکترهای Overwatch، یادآور بازی Quake هستند و برخی دیگر از پویایی بازی‌های مدرن مانند TitanFall بهره برده‌اند. در میان شخصیت‌های Overwatch، یک کاراکتر نمونه‌ی بازی‌های شوتر ارتشی به نام «سرباز 76» (Soldier 76) هم وجود دارد. این کاراکتر برای کسانی طراحی شده که به بازی‌های واقع‌گرایانه‌ای مانند Call of Duty و Battlefield علاقه دارند تا آن‌ها را با تجربه‌ای متفاوت و جنجالی آشنا کند.
اگر قهرمانان بازی را آجرهای بنای OverWatch تصور کنیم، طراحی نقشه‌های بازی، سیمانی است که آن‌ها را نگه داشته است. درگیری‌های بازی در 12 منطقه مختلف در ورژنی از زمین متعلق به آینده رخ می‌دهند و شامل مکان‌هایی چون کارخانه‌های صنعتی روسیه و معابد سرسبز ژاپن می‌شوند. نبرد‌ها دائما در حال تغییر هستند، چوک‌پوینت‌ها (نقاطی تنگ و باریک که عبور از آنها اجباری است) تبدیل به سردخانه‌های مجازی می‌شوند و یادگیری برد، آسیب و توانایی‌های کاراکتر شما وابسته به محیط اطراف شماست. تنوع در نقشه‌ها یک چیز است و دقت در طراحی آن‌ها یک چیز دیگر. و Overwatch، مظهر دقت است.

عامل موفقیت Overwatch، جاه‌طلبی آن نیست، بلکه تلاش برای جمع کردن این عوامل مختلف زیر یک سقف است. چیزی که چشمگیر است، این اسکه تمام این کاراکترها و تعاملشان یک موجودیت ارگانیک را تشکیل می‌دهند و سناریوهای دائما در حال تغییر، باعث تازه ماندن Overwatch، در طول یک مسابقه می‌شوند. همچنین عوض کردن قهرمان در میانه بازی با توجه به پستی و بلندی‌های هر موقعیت، بسیار مفید است.

اما مهم‌تر از این عوامل، این است که Overwatch به سادگی درس‌های جدیدی به شما آموزش می‌دهد. بازی کردن، تبدیل به یک پروسه کاوشگرانه می‌شود، در حالی که شما یاد می‌گیرید تا چگونه از هر کاراکتر در هر نقشه استفاده کنید، چگونه به تیم خود کمک کنید و چگونه در برابر خطرناک‌ترین دشمنان ایستادگی کنید، عمیق‌ترین لایه‌های Overwatch، خود را نشان می‌دهند.

تصور کنید که شما وظیفه دفاع از آخرین نقطه حیاتی در ژاپن را بر عهده دارید و نیروهای دشمن محموله انفجاری خود را به محل مورد نظر اسکورت می‌کنند. تیم شما در اطراف اتاق، روی راهروهای بالایی و در فضای باز پخش شده‌اند، در راه دشمن قرار گرفته‌اند و سعی در توقف آن‌ها دارند. به عنوان متخصص مواد منفجره، جانک‌رت (Junkrat)، شما نارنجک‌های خود را به سمت توده دشمنان پرتاب می‌کنید. تله‌های خرس را در راهروی پشت سر خود نصب می‌کنید. شما موقعیت کاراکترهای سپردار را با مین‌های کنترل شونده خود به خطر می‌اندازید.

همچنین، در حالی که هم‌تیمی شما با سلاح از راه دور Widowmaker، دشمنان را از پا در می‌آورد، از او مراقبت می‌کنید. شما موقعیت دشمن را به Pharah گزارش می‌دهید که بر فراز میدان مبارزه مشغول پرواز است و با راکت لانچر خود، دشمن را مور عنایت قرار می‌دهد. در حالی که توانایی‌های اصلی شما در حال آماده شدن است، با Zarya هماهنگ می‌شوید. و در پس از این که او موج کششی خود را در اتاق شلیک کرده و تمام دشمنان را به یک نقطه می‌کشاند، شما با سلاح انفجاری خود، RIP-Tire را به سمت دشمن هدایت کرده و همه‌ی آن‌ها را می‌کشید و به کاراکترهای عظیم‌الجثه خود زمان کافی برای برگرداندن محموله، درست قبل از انفجار آن می‌دهید و با نفس‌های به شماره افتاده، مسابقه را می‌برید.

این کاری است که Overwatch با مغز شما می‌کند. این افکاری است که به ذهن شما خطور می‌کند. این‌ها سناریوهایی است که شما را وادار به بازی به روش‌های گوناگون می‌کند. حتی در پایان بازی، بخش نظرسنجی وجود دارد که می‌توانید از تلاش‌های فردی دیگران تقدیر کنید که می‌تواند شامل جان‌بخشی‌های Mercy، پورتال‌های Symmetra یا درصد آسیبی که Reinhardt با سپر دفع کرده، باشد. در این لحظات، متوجه نکته مهمی می‌شوید: بیش از یک راه برای بازی کردن Overwatch وجود دارد.

متأسفانه این ویژگی در بعضی موارد توسط بازی نادیده گرفته می‌شود. در پایان هر مسابقه، هایلایت‌هایی تحت عنوان "بهترین بازی" که خیره‌کننده‌ترین لحظات بازی را از دید کسی که آن را اجرا کرده، نمایش می‌دهد. اما، برخلاف قسمت نظرسنجی پس از مسابقه، این قسمت فقط روی کشتارها تمرکز دارد. این ویدیوها چشم‌گیر هستند، مخصوصا وقتی که گیمری استفاده از حملات از راه نزدیک Reaper را با مهارت اجرا کند یا حملات نینجایی Genji، اما به هیلرها و تانک‌ها توجهی نمی‌شود. این ایراد کوچک به این دلیل به بازی وارد می‌شود که در Overwatch، به استفاده از شیوه‌های متفاوت در بازی بسیار توجه شده، که باعث آزاردهنده بودن این مسئله می‌شود.

در حالی که Overwatch، مهارت شما در بازی را پاداش می‌دهد، سیستم تصادفی غنایم بازی ناامید کننده است. پاداش‌های بازی اکثرا ظاهری است و شامل رنگ جدید برای کاراکتر یا خوشحالی جدید پس از پیروزی می‌شوند، اما بسیاری اوقات، شامل آیتم‌های غیرضروری می‌شوند. مهم‌تر از آن، پروسه تجهیز کردن کاراکتر مورد علاقه‌تان که بیشتر از آن استفاده می‌کنید و علاقه شخصی به آن پیدا می‌کنید، به تعویق می‌اندازد. شما می‌توانید با استفاده از طلا، آیتم‌های مشخصی را خریداری کنید، اما مانند این آیتم‌ها، طلا نیز از همین بسته‌های شانسی بدست می‌آیند. از این نظر، می‌توان گفت که Overwatch، اشتیاق شما برای به دست آوردن آیتم‌های خاص را به قمار واگذار کرده است.

اما از سایر جهات، Overwatch، حس ملموس پیشرفت را به شما القا می‌کند: با بازی کردن، خو گرفتن و یادگیری، شما نقش مهم خود را در تیم و پیچیدگی‌های آن را درک می‌کنید. پروسه یادگیری در این بازی بسیار کارآمد است. زمانی که صرف فهمیدن این سیستم‌های پیچیده و مرتبط می‌کنید، ارزش دارد.

این مسیر لذت‌بخش اکتشاف است که Overwatch را این چنین متفاوت و باارزش کرده، و همچنین آن را یک عنوان تأثیرگذار دیگر از Blizzard ساخته است. Overwatch، زنجیره‌ای هوشمندانه از ایده‌های متمایز است که بر هم تأثیر گذاشته، در برگرفته و در نهایت یکدیگر را کامل کرده و یک بازی شوتر بی‌نظیر را حاصل می‌شوند.

منبع: Gamespot
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (1 عدد)

ثبت پاسخ مهمان دوشنبه 31 خرداد 1395
با این که نت ایران همچین تعریفی نداره بی صبرانه منتظرم بازیش کنم

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر