نقد و بررسی بازی Overwatch از نگاه وبسایت PC Gamer

نقد و بررسی بازی Overwatch از نگاه وبسایت PC Gamer
کاراکترهای متفاوت و متنوع بازی و دنیای بلیزارد، در ترکیب با شوتر اول شخصی کم نقص، یک تجربه جالب و لذت‌بخش از بازی چندنفره را به ما ارائه داده است. Overwatch بی‌نقص نیست، اما یکی از بهترین شوترهای چندنفره‌ای است که در چند سال اخیر به بازار آمده است.
  • جدیدترین بازی ها
در حال حاضر، من از جانک‌رت (Junkrat) متنفرم. او یک متخصص مواد منفجره لاغر و کوتوله و مجهز به یک نارنجک انداز است. مهارت نهایی او (حمله‌ای ویژه که به آرامی پر شده و با آسیب رساندن و کشتن دشمن سریع‌تر پر می‌شود)، یک بمب کنترلی موتوردار است که محدوده وسیعی را پوشش می‌دهد. به زبان ساده‌تر، او همه چیز را منفجر می‌کند. چیزهایی مثل من و تیم متمایز خرابکارنم، که تا قبل از رسیدن جانک‌رت، تنها لحظاتی از دفاع موفق از نقطه کنترل و بردن مسابقه فاصله داشتیم.

این Overwatch است. یک بازی شوتر مولتی‌پلیر بر اساس شخصیت که 12 بازیکن را در دو تیم تقسیم می‌کند که باید مأموریت‌هایی را بر اساس نقشه انتخاب شده انجام دهند. من به جای عبارت «بر اساس کلاس» از عبارت «بر اساس کاراکتر» استفاده کردم زیرا این دو تفاوت بسیاری با هم دارند. ویدومیکر (Widowmaker) و هانزو (Hanzo) هر دو تک‌تیرانداز هستند اما کاملا با هم تفاوت دارند. مرسی (Mercy) و لوسیو (Lucio) هر دو درمانگر هستند اما یکی از آن‌ها از یک عصا استفاده می‌کند که انرژی درمانگر شلیک می‌کند و دیگری، در یک کلام، بی‌نظیر است. هر شخصیت در یک کلاس قرار می‌گیرد اما بسیار متمایز هستند. اسلحه، توانایی‌ها، مهارت نهایی و حتی حرکات هر قهرمان با دیگری متفاوت است.

پس این یک شوتر با مشخصات یک بازی آنلاین مبارزه‌ای است. البته Overwatch، یک بازی آنلاین مبارزه‌ای نیست. می‌توان گفت که این بازی ترکیبی عجیب از بازی‌های Heroes of the Storm و Team Fortress 2 است. خبری از lane pushing، AI Creep، خرید تجهیزات یا لول‌آپ نیست. اهداف بازی مستقیم از دفترچه راهنمای ساخت یک شوتر کلاس بندی شده بیرون آمده‌اند و شامل نقاطی برای حمله و دفاع، محمولاتی برای تصاحب و تپه‌هایی برای فتح هستند. اما کاراکترها قابلیت‌هایی دارند که هر کدام استایل و شخصیت آن‌ها را نشان می‌دهد. و این قابلیت‌ها، بسته به قدرت و مهارت نهایی، زمان کولدان دارند.

تریسر (Tracer)، این قهرمان مهاجم پر جنب و جوش با لهجه گوش‌خراش و تقلبی شرق لندنی‌ای را در نظر بگیرید. قابلیت پایه او، بلینک، به او اجازه می‌دهد تا سه بار به فاصله کوتاهی خود را تلپورت کند و هر بار باید سه ثانیه برای کولدان صبر کند. حرکت قدرتمند‌تر وی، ریکال، او را به سه ثانیه عقب‌تر باز می‌گرداند و جان، مهمات و مکان سه ثانیه قبل را نیز به او می‌دهد که برای فرار از جنگ‌های خطرناک عالی است اما به 12 ثانیه برای کولدان زمان لازم دارد.

کاراکترهایی در بازی وجود دارند که دید در نقشه را بهبود می‌بخشند، آسیب احتمالی را با سپر خود جذب می‌کنند یا برای هم تیمی خود، زره پرتاب می‌کنند. کاراکترهایی هم تله کار می‌گذارند، دشمن را ضعیف کرده یا گیج می‌کنند. کاراکترهایی نیز از جت‌پک استفاده می‌کنند، مسافت‌های طولانی را تلپورت می‌کنند یا سرعت حرکت را برای تمام هم‌تیمی‌های اطراف خود افزایش می‌دهند. بازی دارای دامنه وسیع و متفاوتی از استایل‌ها و قابلیت‌ها است.

در حفظ تعادل بین این استایل‌ها، برخی سیستم‌ها از آن چه که در یک بازی شوتر کلاس‌بندی می‌بینید، روان‌تر هستند. تنها دو تن از قهرمانان می‌توانند چند سلاح حمل کنند، اما همان چند سلاح نیز انتخاب میان حمله و ابزار است. تنها بعضی قهرمانان حالت شلیک دوم دارند. حتی به غیر از چند تجهیزات خاص، در بازی مدیریت مهمات وجود ندارد. اکثر اسلحه باید خشاب‌گذاری شوند، اما آن‌ها هم مقدار مهمات بی‌نهایت دارند. و همچنان پیچیدگی‌های بیشتری وجود دارد و با وجود قابلیت‌ها، Overwatch از رقبای خود بسیار متفاوت است.

من به ویژه تفاوت بین حرکت کردن کاراکترها را دوست دارم. نه فقط قابلیت بلینک تریسر، بلکه حرکت عمودی گنجی (Genji)، روی دیوار دویدن لوسیو، قلاب ویدومیکر و بیشتر از همه، پرواز کردن مرسی را بسیار دوست دارد. مرسی، درمانگر Overwatch، نمونه کاملی است که چگونه تمام جوانب یک کاراکتر در بهترین موقعیت از یک استایل خاص پشتیبانی می‌کند. به تنهایی، او آسیب‌پذیر و کند است و به آسانی نابود می‌شود. اما اگر او بتواند هم‌تیمی خود را پیدا کند، بال‌های خود را باز کرده و به سمت هم‌تیمی خود پرواز می‌کند. این کار بسیار سرگرم‌کننده است و همچنین رابطه متقابلی بین درمان‌گر و مجروح ایجاد می‌کند. مرسی همانقدر به هم‌تیمی‌هایش احتیاج دارد، که آن‌ها به او احتیاج دارند. این طراحی استادانه است.

بخشی از پروسه بازی کردن Overwatch، آشنا شدن با کاراکترها، قابلیت‌های آن‌ها و مقابله با آن‌ها است. این ویژگی هم جذاب و هم آزاردهنده است، به همین دلیل من از جانک‌رت متنفرم. پیشتر، من از برجک هوشیار، بسشن (Bastion)، سرباز مسلسل به دست، 76، ویدومیکر تک‌تیرانداز،توربیورن (Torbjorn) مهندس، و برای مدت کوتاهی هم از گنجی شوریکن پرتاب‌کن متنفر بودم. احتمالا فردا نیز از کاراکتر دیگری متنفر خواهم شد. این لیست دائما بزرگ‌تر می‌شود و با آشنا شدن با کاراکتر‌های متفاوت و مقابله با آن‌ها تغییر خواهد کرد.

بارها پیش آمده که یک حمله یا قابلیت خاص مرا آزار داده است و شروع به دشنام دادن کردم. اما تعادل، عاملی تعیین کننده در یک شوتر است و شما می‌توانید کاراکتر خود را در میانه مسابقه عوض کنید. این ویژگی به یک تیم اجازه می‌دهد تا از یک کاراکتر چند نفر را داشته بشد. این سیستم هیچ مشکلی ندارد و اکثر اوقات، عدم توانایی خودم، باعث مرگ من شد. و در بازی کاراکترهای بسیار زیادی وجود دارند که آن‌ها را دوست دارم. مرسی و دوست پشتیبانش، لوسیو و مهارت نهایی چشم‌گیرش که موقتا سپر‌های هم‌تیمی‌های خود را پر می‌کند، کاراکترهای مورد علاقه من هستند. همچنین تریسر، خوک وحشی چاقی که یک زنجیر به گردن دارد، از کاراکترهای جالب بازی هستند. و بله، اقرار می‌کنم که جانک‌رت هم کاراکتر بسیار سرگرم‌کننده‌ای است.

البته همه کاراکترها عالی نیستند و این را به خاطر اینکه با آن‌ها خوب بازی نمی‌کنم، نمی‌گویم. بسشن به دلیل فرومایه، قدرتمند و خسته‌کننده بودن، به یکی از بدنام‌ترین کاراکترهای Overwatch تبدیل شده است. او رباتی است که می‌تواند به شکل برجک بسیار قدرتمند و دوربرد و فوق‌العاده دقیق در بیاید. او بلای جان تمام گیمر‌های تازه این بازی است. البته من در موقعیتی هستم که بسشن به ندرت مرا به زحمت می‌اندازد، اما او هنوز مناسب بازی به نظر نمی‌رسد. او به ندرت سرگرم‌کننده است و جنگیدن با او لذتی ندارد. فارغ از استفاده‌ای که از او در تیم خود دارید یا نوع مبارزه‌تان با او، بسشن آزار دهنده است. دلیل این امر، این است که با وجود این که بعضی از قهرمانان مناسب تازه‌کاران هستند، اما در Overwatch، تجربه و مهارت ارزش دارد. این ویژگی در اکثر مواقع عالی است، اما باعث می‌شود تا کاراکترهایی چون بسشن، موقعیت خوبی نداشته باشند.

با وجود کاراکترهای بسیار زیاد و شش نفره بودن بازی، ترکیب قهرمانان بسیار مهم است. در اینجا نیز، تجربه حرف اول را می‌زند و پس از چند ساعت شما چند ترکیب کاربردی را یاد خواهید گرفت. رابط کاربری راهنمای خوبی برای انتخاب کاراکتر است. در ثانیه‌های آغازین هر مسابقه، تمام تیم در صفحه انتخاب کاراکتر نشسته‌اند، و یک باکس نکات مثبت و منفی آن‌ها را به شما نشان می‌دهد. اکثر مواقع این ویژگی کارآمد است، اما من گیمر‌هایی را دیده‌ام که مقصرانه کاراکتر مورد علاقه خود را برمی‌دارند و سپس با بی‌میلی به کاراکتری روی می‌آورند که به نفع تیمشان است. با این حال، گاهی اوقات شما مجبور می‌شوید تا با دو هانزو و یک ویدومیکر به دفاع بپردازید. هیچ راهنمایی نمی‌تواند لجاجت و خیره‌سری بشر را شکست دهد. خوشبختانه، چنین مسابقاتی کوتاه هستند.

کلیپ «بهترین بازی» در انتهای هر مسابقه چندان مفید نیست. همانطور که از اسم آن پیداست، این ویدیو کلیپی کوتاه از بهترین لحظه بازی از نگاه گیمر را نشان می‌دهد. در حال حاضر، الگوریتم این ویژگی به کشتن‌های چندگانه و در نتیجه کاراکترهای به خصوصی توجه دارد. شما می‌بینید که بسشن لشگری از مهاجمان بی‌دفاع را له و لورده می‌کند. یا خواهید دید که توربیورن با برجک خود همه چیز را تیکه پاره می‌کند. یا جانک‌رت را خواهید دید که نصف یک تیم را با یک بمب به هوا می‌فرستد. گاهی، و به ندرت، یک کاراکتر پشتیبان را خواهید دید که کار مفیدی انجام می‌دهد. ظاهرا این اتفاق وقتی می‌افتد که هیچ کس کشتار قابل توجهی انجام نمی‌دهد.

در حالی که کاراکترها، شخصا با برخوردهای سختی روبرو خواهند شد، در حالت تیمی، اوضاع وخیم‌تر می‌شود. شکست دادن بسشن، وقتی که تنهاست، کار سختی نیست، اما هنگامی که سپر انرژی راینهارت (Reinhart) از او محافظت می‌کند، کار بسیار سخت می‌شود، مخصوصا وقتی که برجک‌های ارتقا یافته‌ی توربیورن نیز پشتیبان آن‌ها باشند. در Overwatch، ارتباط به اندازه تجربه اهمیت دارد. در بازی، ترکیب قهرمانانی وجود دارد که اگر با دوست خود به اندازه کافی هماهنگ نباشید، استفاده از آن‌ها بسیار سخت خواهد بود.

بسیاری از این ترکیبات، به نقشه‌ها بستگی دارند که برخی از مکان‌ها، بسیار محدودیت‌زا هستند. در اکثر مواقع، نقشه‌ها عالی هستند و جریان جالبی بین چک‌پوینت‌ها، راهروها، مکان‌های روباز و راه‌های جانبی وجود دارد. بهترین نقشه‌ها آن‌هایی هستند که راه‌های خاصی را برای هر تیپ قهرمان ایجاد می‌کنند. این راه‌ها ممکن است راهرو‌هایی وسیع برای تانک‌ها، یا مسیرهایی جانبی و باریک برای مهاجمان، یا بالکن‌هایی برای قهرمانانی باشند که می‌توانند از دیوارها بالا رفته یا پرواز کنند. اما، در بعضی مناطق، چنین چیزی حاکم نیست. یکی از سخت‌ترین و خسته‌کننده‌ترین نبردهای من در آویزگاه نقاط مراقبت، جبل‌الطارق رخ داد. جایی که برجک‌ها و قهرمانان غول پیکر، به راحتی می‌توانند جلوی حملات دیگران را بگیرند. شاید ما مشکل ارتباطات و هماهنگی داشتم اما بسیاری از ما، راه‌های کمی برای نفوذ به موقعیت دشمن در دسترس داشتیم.

نقشه‌های ماد اسکورت، به نظر من ضعیف‌ترین قسمت بازی هستند. نقشه‌های طراحی شده برای بخش تصاحب نقاط، کمتر شما را در تنگنا قرار می‌دهند. همچنین، هنگامی که این تیم‌های کوچک و متفاوت بر سر یک نقطه ثابت و آسیب‌پذیر می‌جنگند، Overwatch بسیار جذاب‌تر است. هیجان‌انگیزترین لحظات بازی را در معبد چند لایه هانامورا و مکان‌های روباز کارخانجات ولسکایا تجربه کردم. این مراحل برای برخوردهای نزدیک که برنده در آخرین لحظه مشخص می‌شد، بسیار مناسب بودند.

برای ساده‌تر شدن ارتباطات، یک چرخ دیالوگ، حاوی اطلاعات مهم قرار داده شده است. دیالوگ‌هایی از قبلی «برو سراغ هدف»، «بیاین پیش من» یا «سلام» در این چرخ یافت می‌شوند. با این حال، این یکی از ضعیف‌ترین بخش‌های رابط کاربری بازی است و آیکون‌ها و پیام‌ها غالبا در گیر و دار بازی گم می‌شوند. با وجود این که بازی در دنیای آینده زمین ما رخ می‌دهد، Overwatch، باز هم حال و هوای یک بازی استودیوی بلیزارد (Blizzard) را دارد. دنیای بازی روشن، پر جنب و جوش و عجیب است و کاراکترها مخلوطی از تکروان دوست داشتنی، شریران گستاخ و قهرمانان بی نقص هستند. دنیای بازی متمایز و عجیب است. یک تیم ممکن است شامل یک گوریل دانشمند، یک آدمکش غمگین، یک ربات عابد، یک کابوی، یک نینجای سایبرگ و یک استاد استارکرافت با لباس رباتی صورتی باشد. گروه کاراکترهای بازی متفاوت اما در زمینه اغراق شده و کارتونی بازی، بسیار هماهنگ هستند. داستان بازی درباره تروریسم در آینده است. ربات‌ها قیام کرده‌اند و گروه‌های قهرمانان را از بین برده‌اند. اکثر مواقع، داستان بازی از طریق کامیک‌ها و فیلم‌های کوتاه تعریف می‌شود. داستان نسبت به اکشن بازی بی‌اهمیت به نظر می‌رسد و من شخصا میان‌پرده آغازین بازی را رد کردم.

در اکشن، Overwatch بسیار هیجان انگیز است. مسابقات نمایشی سبک از افکت‌های شلیک اسلحه و اجرای مهارت‌ها هستند. انتظار داشته باشید که ساعات آغازین بازی که مشغول یادگیری افکت‌ها و دلایل مرگتان هستید، بازی شما را تحت فشار قرار دهد. در نهایت، شما اطلاعات به دست آمده از بازی را درک می‌کنید و دیگر مشکلی نخواهید داشت. جزئیات کوچک و جزئی بازی نیز، از اشیا قابل تخریب در اتاق‌های بازیابی، تا نحوه‌ای که سرپوش نارنجک‌انداز جانک‌رت باز و بسته می‌شود، فوق‌العاده هستند. این همان سطح توجه و ظرافتی است که از بلیزارد انتظار دارید و دیدن اجرای آن در یک بازی اول شخص، بسیار خوشحال‌کننده است.

همچنین طراحی صدای بازی نیز عالی است. اگر اغراق نکره باشیم، طراحی صدای بازی، مفیدتر از طراحی بصری آن است. هر کاراکتر دیالوگ‌های خاص خود را برای تعاملات دارد و شما را از وضعیت موجود مطلع می‌کند. فریاد دشمنان در این میان به وضوح به گوش می‌رسد و شما را از خطر آگاه می‌کند. نبرد میان وضوح و استایل، یک تأثیر منفی دارد و آن نیز تکرار است. بله تریسر، به من هم حس آشنا پنداری دست داده است، ممنون که پرسیدی!

در اکثر مواقع، اسلحه احساس خوبی به گیمر می‌دهند. قهرمانان بزرگ و قدرتمند، تفنگهای بزرگ و قدرتمندی هم دارند. تفنگ قراضه رودهاگ (Roadhog) عالی است و شات‌گان‌های دوگانه‌ی ریپر (Reaper) نیز فوق‌العاده هستند. تمام اسلحه قوی نیستند. تفنگ‌های پرتوی و مسلسل‌ها کمی ناامیدکننده هستند. این مسئله برای قابلیت‌ها و مهارت‌های نهایی نیز صادق است. برخی بسیار لذت‌بخش هستند. اما برخی دیگر نیز کم‌کم مورد توجه قرار می‌گیرند. من در ابتدا از دیدن مهارت نهایی لوسیو ناامید شدم. این مهارت کمی کند بود و احساس کردم که می‌توانست مؤثرتر باشد. اما کم‌کم به تأثیر آن عادت کردم، هرچند که مجبور شدم انتظارات خود را پایین‌تر بیاورم.

Overwatch به زیبایی اجرا می‌شود. گزینه‌های بازی قابلیت تغییر زیادی دارند و من هنوز روی حالت اولترا، با استفاده از یک مانیتور 1920 x 1200 با کارت گرافیک GTX 970، هیچ افت فریمی را مشاهده نکرده‌ام. در عملکرد آنلاین، تنها لگی که من تجربه کرده در یک بعدازظهر رخ داد که احتمالا ایراد از اینترنت ضعیف خودم بوده است. و با وجود چندبار قطعی قابل انتظار سرورها پس از عرضه، سرورها دائما فعال بوده‌اند. تجربه یک بازی چندنفره که بسیار قابل اطمینان است، عالی است.

اگر بخواهیم یک ایراد بزرگ بگیریم، عدم وجود مسابقه سازی بر اساس رتبه است که البته در اواخر ماه ژوئن این ایراد برطرف شد. دیگر شوترهای تیمی این ویژگی را به خاطر مرورگر سرور در بازی قرار نمی‌دهند. در این حالت، جستجوی انجمن‌هایی که در حد شما هستند کار ساده‌ای است. 12 گیمر در یک بازی احتمالا تعداد کمی برای قرار دادن یک مرورگر سرور است و در نتیجه عدم حضور سیستم رتبه‌بندی بیشتر حس می‌شود. حداقل Overwatch اکشن سریع و قابل توجهی دارد و رتبه‌بندی قطعا آن را جذاب‌تر خواهد کرد.

در حال حاضر مسابقه‌سازی کمی متزلزل است. روی Quickplay بزنید و بازی شما را در صفی قرار خواهد داد تا با تیمی که خود بازی تصمیم می‌گیرد در سطح شما هستند. اما دانستن سطح گیمرها در یک بازی آنلاین کار ساده‌ای نیست. شاید گیمری که دائما توسط بسشن کشته می‌شود مشغول کشتی گرفتن با گربه‌اش روی کیبورد بوده است. این اتفاقات رخ می‌دهد.

در اکثر بازی‌ها، استیصال و درماندگی، نشانه این هستند که چیزی در بازی خراب است. در اینجا، این احساسات بخشی از عامل رقابت بازی هستند. اگر من احساس آزردگی می‌کنم، یعنی فرد دیگری دارد لذت می‌برد. اگر من در حال پیروزی هستم، فرد دیگری از شکست بسیار عصبانی است. امتیاز دادن به این بخش سخت است زیرا عامل احساسات را به عنوان یک عامل قضاوت از معادله حذف می‌کند. اما می‌‌توانم این را با قاطعیت بگویم: Overwatch یک شوتر عالی و بی‌نظیر و سرشار از ایده‌های طراحی نو و هوشمندانه است.

اما با وجود خوب بودن، مشکلاتی جزئی در این بازی بی‌نقص بلیزارد دیده می‌شود. به همین دلیل، Team Fortress 2 همچنان شوتر کلاس‌بندی مورد علاقه من است. کاراکترهای آن با بهره گیری از دامنه وسیعی از تجهیزات، پیچیده‌تر هستند. البته Overwatch با اختلاف بسیار ناچیزی دوم است و تجربه چندانی در ساخت آن به کار برده نشده است. ریزمعاملات Overwatch به دلیل دکوری بودن، بهتر هستند. در هر صورت، این بازی رایگان نیست و باید آن را بخرید.

در نهایت، اگر بلیزارد اشتباه بزرگی انجام ندهد، Overwatch فقط بهتر خواهد شد. قبل از تکراری شدن 12 نقشه بازی، نقشه‌های بازی، باید نقشه‌های جدیدی نیز برای آن طراحی شود و بهبودهایی نیز برای آن لازم خواهد بود. در هر صورت، Overwatch در حال حاضر یک شروع بی نظیر را داشته است.

منبع: PC Gamer
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (1 عدد)

ثبت پاسخ مهمان چهارشنبه 22 دی 1395
همونجا که نوشتی میانپرزه اول بازی رو رد کردی من هم خوندن ادامه مطلب رو ول کردم. نمیدونم چقدر از بازی و داشتانش برداشت کردی احتمالا الان خودت دوباره موشته ات رو بخونی خجالت میکشی. سعی کردی مقد کنی اما افتضاح نوشتی.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر