نقد و بررسی بازی Overwatch

نقد و بررسی بازی Overwatch
بازی Overwatch یکی از جدیدترین و البته متفاوت‌ترین بازی ساخته به‌وسیله بلیزارد است که اوایل خرداد ماه منتشر شد. حال این فرصت ایجاد شده تا به نقد و بررسی بازی Overwatch بپردازیم. با نقدستان همراه باشید.
  • جدیدترین بازی ها
تنها چند توسعه‌دهنده بازی وجود دارند که از کیفیت‌ بازی‌های ساخته شده توسط آن‌ها اطمینان داریم و در تمام سال‌های اخیر از عناوین بزرگ آن‌ها لذت برده‌ایم. اگر از من بپرسید سه نام بزرگ به ذهنم می‌رسد: ناتی‌داگ، راک‌استار و بلیزارد! حالا باز هم نوبت به نقد و بررسی یک بازی ساخته شده به‌وسیله یکی از این سه غول بازیسازی رسیده و همه چیز جذاب به‌نظر می‌رسد. بلیزاد (Blizzard) پس از هجده سال، یک عنوان کاملا متفاوت با دیگر عناوین خود منتشر کرده است. بیشترین حسی که قبل از انتشار بازی Overwatch به آن داشتم «کنجکاوی» بود، چرا که تا حدود زیادی از کیفیت بالای آن مطمئن بودم و برای تجربه آن لحظه شماری می‌کردم. اما جالب‌ترین اتفاقی که افتاد این بود که با تجربه بازی، علاقه من به بازی بیشتر شد و حتی نمی‌توانم تصورش را بکنم که اگر قبل از انتشار بازی چنین علاقه‌ای به آن داشتم، چقدر انتظار کشیدن برای آن سخت‌تر می‌شد! 
قبل از انجام بازی تصمیم گرفتم که بخش آموزشی را تجربه کنم تا با خصوصیات گیم‌پلی بازی آشنا شوم. شخصیت Soldier: 76 برای بخش تمرینی درنظر گرفته شده بود و شاید همین موضوع باعث شد تا احساس کنم Overwatch تفاوت کمی با دیگر بازی‌های تیراندازی اول شخص ارایه می‌دهد. راستش را بخواهید فرصت تجربه نسخه آزمایشی بازی را نداشتم و به‌جز چند تریلر، چیز زیادی از بازی ندیده بودم. روحم هم خبر نداشت که Soldier: 76 درواقع بیشترین شباهت را با قهرمان دیگر بازی‌های تیراندازی اول شخص مانند Battlefield یا Call of Duty را دارد. حتی برخی از خصوصیات او مرا به‌یاد یکی دو قهرمان بازی Rainbow Six Siege می‌انداخت. 
بعد از به‌پایان رساندن بخش تمرینی وارد دنیای بازی Overwatch شدم و به یکباره در شلوغی بازی گم شدم. مدتی طول کشید تا با ویژگی‌های اولیه بازی آشنا شوم و در این مدت ترجیح می‌دادم تا با همان Soldier: 76 که خود را به‌هیچ وجه یک مرد جوان نمی‌دانست همراه شوم! سربازی که دویدن برایش یک قابلیت محسوب می‌شد و با نگه داشتن L1 این امکان میسر می‌شد. یک heavy pulse rifle در دست داشت و با Helix Rocket نیز توانایی شلیک یک بمب انفجاری کوچک داشت. از طرفی Soldier: 76 در هنگام آسیب دیدگی و کم شدن نوار سلامتی، توانایی ترمیم خود با تزریق یک Biotic Field را داشت. این قهرمان یک قابلیت دیگر نیز داشت که زمان بیشتری برای فعال شدن آن نیاز بود. این قابلیت که در واقع قابلیت نهایی نامیده می‌شود، پس از 100 درصد شدن نوار دایره‌ای شکلی که پایین صفحه وجود داشت فعال می‌شد و با زدن مثلث شروع به کار می‌کرد. قابلیت نهایی Soldier: 76 باعث می‌شد تا هیچ‌کدام از شلیک‌های او به خطا نرود و برای چند ثانیه می‌توانستم با کمترین دقت ممکن شلیک کنم و بهترین نتیجه را بگیرم. 

بازی کردن با این قهرمان آسان و بهتر بگویم، «آشنا» بود. مشکل از جایی آغاز شد که بعد از دو سه ساعت بازی کردن، تصمیم گرفتم که تمام 21 قهرمان بازی را امتحان کنم و از همین‌جا بود که با دنیای وسیع Overwatch آشنا شدم. مشکل از این نظر که بازی کردن با هر کدام از قهرمان‌هایی که انتخاب می‌کردم در نگاه اول بسیار دشوار بود. هر کدام از قهرمان‌ها چند قابلیت کاملا متفاوت با دیگری داشتند و زمین تا آسمان با Soldier: 76 فرق می‌کردند. حتی خبری از دویدن نبود و با زدن دکمه L1 اتفاق کاملا جدیدی برای هر قهرمان رخ می‌داد و یکی از قالبیت‌هایش رو می‌شد. یکی از مشکلات بازی در ساعات اول همین موضوع بود و باعث می‌شد با ورود به میدان نبرد دقایق اولیه را صرف یادگیری و آزمون و خطای قهرمان‌ها کنم تا نحوه بازی کردن با آن‌ها را یاد بگیرم. خوشبختانه بازی طوری طراحی نشده تا بیش‌ از اندازه دچار مشکل شوید و نتوانید از پس یادگیری قابلیت قهرمان‌ها بربیایید، اما خوب بازی کردن با هر کدام از آن‌ها نیازمند زمان زیادی است. 

بد نیست به Tracer اشاره کنم که شاید از تمام قهرمان‌های بازی معروف‌تر باشد. این خلبان انگلیسی قابلیت‌های جالبی دارد و سرعت بسیار بالایی در میدان نبرد دارد. او دو اسحله Pulse Pistol در دست دارد، اما توانایی اصلی او در حرکات بسیار سریع رو به جلوی اوست. با قابلیت Blink فاصله چند قدمی را در یک چشم به هم زدن طی خواهید کرد. این موضوع کار بقیه را در هدف قرار دادن شما سخت می‌کند، اما باید در استفاده کردن از آن احتیاط کنید. Tracer فقط سه بار پشت سر هم می‌تواند از Blink استفاده کند و سه ثانیه برای شارژ شدن دوباره هر سه لازم است. دیگر قابلیت Tracer او را سه ثانیه در زمان به عقب برمی‌گرداند. این قابلیت که Recall نام دارد، دوازده ثانیه زمان برای شارژ نیاز دارد. درواقع قابلیت تمام قهرمان‌های بازی نیاز به شارژ شدن دارد و استفاده از آن‌ها باید در زمان مشخص انجام شود و نمی‌توان آن‌ها را هدر داد. از Tracer که بگذریم با قهرمان‌هایی مواجه می‌شوید که سلاح‌های کاملا متفاوتی در دست دارند. مثلا Reinhardt را در نظر بگیرید که یک چکش بزرگ در دست دارد و توانایی مبارزه ار فاصله نزدیک را ندارد. یا Junkrat که یک Frag Launcher جذاب در دست دارد و تا دلتان بخواهد نارنجک به سمت دشمن پرتاب می‌کند. متفاوت‌تر از این Hanzo است که یک تیروکمان در اختیار دارد و بازی کردن با آن واقعا با بقیه فرق دارد. اگر دلتان برای نشانه‌گیری و هدف دادن دشمنان از فاصله دورتر تنگ شد Widowmaker بهترین گزینه شما خواهد بود. 

قهرمان‌های بازی به قدری جزییات فراوانی دارند که بعد از یادگیری قابلیت‌های آن‌ها، دلتان نمی‌آید تا رهایشان کنید و به سراغ قهرمان دیگری بروید. هر کدام از آن‌ها یکی دو اسلحه بسیار جالب در کنار یکی دو قابلیت کاملا متفاوت دارند. هر کدام از آن‌ها نقاط قوت و نقاط ضعفی دارند که در قسمت توضیحات هر قهرمان به آن‌ها اشاره شده است. جالب‌تر اینکه هرکدام از آن‌ها یک داستان کوتاه و منحصر به‌فرد دارند و درکنار آن چند دیالوگ منحصر به‌فرد برای آن‌ها طراحی شده است. برای راحتی انتخاب و ایجاد یک تفاوت کلی بین قهرمان‌ها، بلیزارد آن‌ها را در چهار دسته مختلف تقسیم بندی کرده است. دسته اول شش قهرمان مهاجم را در خود جای داده است. قابلیت‌های این قهرمان‌ها کمک می‌کند که راحت‌تر به تیم حریف حمله کنید و آن‌ها را از پا دربیاورید. اما در نهایت میزان سلامتی کم آن‌ها منقطه ضعفی بزرگ محسوب می‌شود و باید در مواقع ضروری از آن‌ها استفاده کرد. دسته دوم بازیکنان دفاعی هستند. شش قهرمان نیز در این دسته حضور دارند که توانایی بسیار خوبی در دفاع کردن دارند و امکانات فراوانی به شما می‌دهند. اگر قرار باشد از یک مکان خاص دفاع کنید، حضور یکی دو عضو از اعضای دفاعی در تیم ضروری است. 

دسته سوم پنج قهرمان نسبتا غول‌پیکر را به شما پیشنهاد می‌کند. قهرمانانی که به اصطلاح تانک نامیده می‌شوند و با قابلیت‌های خود توازن میان دسته مدافعان و مهاجمان را برهم می‌زنند. آن‌ها برخی از خصوصیات هر دو گروه رو قرض گرفته‌اند و از میزان سلامتی بیشتر نسبت به همه گروه‌ها بهره‌مند شده‌اند. گروه چهارم وظیفه پشتیبانی را برعهده دارند و از دیگر اعضای تیم در شرایط بحرانی با استفاده از بسته‌های سلامتی حمایت می‌کنند. عجیب نیست اگر طرفدار هر چهار دسته نباشید و در اکثر مواقع قهرمان خود را از دسته‌ای انتخاب کنید که به سبک بازی کردن با آن‌ها علاقه بیشتری دارید. به‌طور مثال من هیچوقت نتوانستم با چهار قهرمان دسته پشتیبانی ارتباط برقرار کنم. این بیشتر شبیه یک بازی فوتبال بود که دلتان بخواهد مثل یک مهاجم جلوتر از بقیه قرار بگیرید و گل‌ها را شما به ثمر برسانید. شاید دوست نداشته باشید تا در نقش دروازبان ظاهر شوید و در اکثر دقایق بازی بیکار باشید و در نهایت در اکثر مواقع همه موفقیت‌ها به اسم بازیکنان گل‌زن نوشته شود. بازی Overwatch دقیقا چنین سیستمی دارد. 

در پایان هر مسابقه، یک ویدیوی کوتاه تحت عنوان Play of the Game (بهترین بازی) به‌نمایش در‌می‌آید. این ویدیو بهترین لحظه بازی را به‌نمایش می‌گذارد، اما فقط و فقط به بازیکنی اهمیت می‌دهد که در عرض چند ثانیه چند نفر از اعضای تیم حریف را کشته باشد! همین موضوع باعث می‌شود تا عملکرد بعضی از قهرمان‌ها، هرچقدر هم که در پیروزی تیم موثر باشند، به چشم نیاید. مثلا اعضای دسته پشتیبانی را در نظر بگیرید که بهترین عملکرد را داشته و اصلی‌ترین دلیل پیروزی تیم شده‌اند. اما در پایان مسابقه هیچ حرفی از آن‌ها زده نمی‌شود. در جریان بازی نیز بازی کردن با سه دسته دیگر جذاب‌تر است و لذت فراوانی دارد. اما باید این موضوع را در نظر بگیرید که اگر اعضای شش نفره تیم از هر چهار دسته انتخاب نشوند، تیم دچار نقطه ضعف شده و آسیب‌پذیرتر می‌شود. اگر هیچ‌کدام از بازیکنان یک پشتیبان را انتخاب نکنند، کار بازیکنان تیم برای پر کردن نوار سلامتی، بسیار دشوار می‌شود. بسته‌های سلامتی که در نقشه بازی وجود دارند، زمانی برای شارژ مجدد لازم دارند. به این شکل که اگر یکی از قهرمان‌ها از آن استفاده کند، نفر بعدی باید چند ثانیه منتظر بماند تا آن بسته شارژ شود. با توجه به جمع و جور بودن نقشه‌های بازی، ممکن است همین مدت زمان انتظار شما برای شارژ شدن بسته سلامتی، برایتان گران تمام شود و یکی از اعضای تیم حریف با یک ضربه کار شما را تمام کند. حالا شاید اهمیت حضور یکی از اعضای دسته پشتیبانی در تیم را بیشتر درک کنید. بازی به شما این فرصت را می‌دهد تا در جریان بازی همه چیز را تغییر دهید. لازم نیست تا مسابقه بعدی صبر کنید و بعد از هر بار کشته شدن می‌توانید قهرمان خود را تغییر دهید و کارایی تیم را بالاتر ببرید. این یک امتیاز خوب برای Overwatch محسوب می‌شود و از آزاردهنده شدن بازی در بعضی از دقایق جلوگیری می‌کند، زیرا ممکن بود یک انتخاب اشتباه در ابتدای مسابقه، باعث شکست شود.

بازی Overwatch بیش از حد به کار تیمی بها داده و همین موضوع یکی از جذابیت‌های اصلی آن محسوب می‌شود. در پایان هر مسابقه، اگر آن Play of the Game را درنظر نگیریم، اتفاق مثبتی رخ می‌دهد. در اکثر بازی‌های نمایش تابلوی امتیازها به شکلی رایج صورت می‌گیرد و بازیکنان بر اساس تعداد Kill، Death و در نهایت امتیازهای دیگر مثل Assist که منجر به یک امتیاز نهایی می‌شود، رده بندی شده و بهترین بازیکنان انتخاب می‌شود. در بازی Overwatch خبری از این اتفاق نیست و تابلوی امتیازات صرفا عملکرد شما را تصویر می‌کشد و بر اساس آن XP دریافت خواهید کرد. این موضوع خود به تنهایی نشان می‌دهد که بلیزارد این توقع را از بازیکنان دارد که خودخواهی را کنار گذاشته و به فکر موفقیت تیم باشند. معمولا در بازی‌هایی با این سبک و سیاق، اگر تیم شما متشکل از دوستانتان باشد، لذت بازی چند برابر می‌شود. اتفاق دیگری که در پایان بازی می‌افتد، رای گیری از تمام بازیکنان برای انتخاب بهترین بازیکن مسابقه است و این موضوع نیز جذابیت خاصی داشت. سازندگان به‌قدری هوشمندانه مسابقات را طراحی کرده‌اند که تمام دفعات پیروزی لذت‌بخش هستند و بعد از مدت‌ها نیز از آن خسته نخواهید شد. همیشه اتفاقات جدیدی می‌افتد و از این موضوع نباید غافل شویم که بازی با هر کدام از 21 قهرمان بازی تجربه‌ای تازه برایتان به ارمغان می‌آورد. 

موضوع مهم دیگری که باز هم تعادل را در بازی برقرار می‌کند، عدم وجود قابلیت ارتقا برای قهرمان‌ها و سلاح‌هایشان است. بزرگترین امتیاز Overwatch این است که هر 21 قهرمان بازی با وجود تفاوت‌های بسیار زیاد، به یک اندازه دارای نقاط ضعف و قوت هستند و همین موضوع باعث می‌شود تا بین آن‌ها تعادل بسیار خوبی برقرار باشد. حال تصور کنید که بازیکن‌های باسابقه دارای قدرت بیشتری باشد و به همین راحتی تعادل در مسابقات به‌هم بخورد. درعوض بازی جلوی پیشرفت را نمی‌گیرد و هر چقدر که بیشتر بازی کنید، بیشتر با خصوصیات قهرمان‌ها و بازی کردن با آن‌ها آشنا می‌شوید و راحت‌تر از پس رقبا برمی‌آیید. بازی آن‌قدرها هم خشک و خالی طراحی نشده تا هیچ آیتم جدیدی بدست نیاورید! در بازی یک‌سری Loot Box وجود دارد که معمولا با بالا رفتن سطح Level به شما اعطا می‌شود. با باز کردن این Loot Boxها چهار آیتم مختلف (که معمولا از Skin برای قهرمان‌ها و اسپری تشکیل شده است) باز می‌شود. راستش را بخواهید اصلا از این Loot Boxها راضی نیستم. اول بخاطر این‌که شما همه چیز تصادفی اتفاق می‌افتد و مثلا باید مدت‌ها منتظر بمانید تا Skin قهرمان‌های مورد علاقه‌تان را با شانس و اقبال بدست بیاورید. دومین نکته هم اسپری‌های بی‌خاصیتی است که فقط یک‌ بار از آن‌ها استفاده کردم! بهتر بود با جمع کردن امتیاز، خود بازیکن تصمیم می‌گرفت که کدام آیتم را انتخاب کند. در بازی خرید درون برنامه‌ای هم وجود دارد که برای بدست آوردن همین Loot Boxها به‌کار می‌رود، اما سوال اینجاست که واقعا چرا باید برای خرید این Loot Boxها پول خرج کرد؟!

نقشه‌های بازی هم تنوع بسیار بالایی دارند و کاملا از یکدگیر متمایز شده‌اند. برای طراحی آن‌ها از دیدنی‌ترین مناطق کشورهای مختلف استفاده شده است. به‌طورمثال از طراحی خیابان‌های لندن بگویم که حال و هوای جالبی دارد و آن رطوبت همیشگی را در کنار اتوبوس‌های آشنا خواهید دید. یا مصر که با توجه به معماری این کشور طراحی شده و حس کاملا متفاوتی نسبت به دیگر نقشه‌ها دارد. نکته‌ای که در تمام نقشه‌های بازی وجود دارد، رنگ‌بندی بی‌نظیر آن‌هاست که انرژی خاصی به بازیکن می‌دهد. جزییات فراوانی در نقشه‌ها وجود دارد و حتی نگاه کردن به دوردست‌ها نیز لذت بخش است. اما از جنبه ظاهری نقشه‌ها که بگذریم، نوبت به بررسی فنی ‌آن‌ها می‌رسد. نقشه‌ها قسمت‌های مختلفی دارند که شامل ارتفاعات و موقعیت‌های خاصی دیگر هم می‌شود. به‌طور مثال Widowmaker اگر در سطحی بلند قرار گیرد، دید فوق‌العاده‌ای نسبت به محیط پیدا می‌کند و با Widow's Kiss: Sniper معروفش به‌راحتی حریف را به دردسر می‌اندازد. در تمام نقشه‌های بازی موقعیت‌های این‌چنینی برای هر 21 قهرمان بازی طراحی شده تا از آن‌ها استفاده کنند و از طرفی مساوات بین همه قهرمان‌ها برقرار شود. 

بازی با وجود این‌همه جزییات روی 60 فریم بر ثانیه اجرا می‌شود. در تمام طول مدتی که بازی می‌کردم با افت فریم مواجه نشدم. درست است که گرافیک بازی از نظر فنی جزو بهترین‌ها نیست، اما همه چیز برای یک تجربه جذاب چندنفره مناسب است و از این بابت مشکلی وجود ندارد. طراحی هنری و رنگ‌بندی‌های خوب بازی را هم نباید فراموش کنیم. نکته‌ دیگری که بسیار اهمیت دارد، سرورهای بازی هستند که عملکرد فوق‌العاده‌ای دارند. هیچوقت برای بازی کردن دچار مشکل نشدم و این در حالی بود که اینترنت قدرتمندی هم در اختیار نداشتم! در کنار تمام موارد مثبت به صداگذاری و موسیقی بازی می‌رسیم که انصافا زحمت زیادی برای آن کشیده شده است و به بهتر شدن بازی کمک کرده است. صداگذاری هر شخصیت با دقت بسیار بالایی صورت گرفته و ممکن است در بعضی از دقایق حساس بازی با خوب گوش دادن دشمن نزدیک خود را شناخته و برای مقابله با آن به فکر استراتژی مناسبی باشید. موردی که در یک لحظه اتفاق می‌افتد و دو سه بار به کمک من آمد. 

بازی Overwatch قطعا یکی از بازی‌های به‌یادماندنی و بزرگ امسال محسوب می‌شود که بدون‌شک با پشتیبانی بلیزارد تا سا‌ل‌ها بازیکنان بسیاری را سرگرم خواهد کرد. ذکر این نکته را فراموش نکنم که رفته‌رفته قهرمان‌ها و نقشه‌های جدید در قالب DLCهای مختلف به بازی اضافه می‌شود و رایگان بودن تمام این محتویات نیز یک اتفاق بسیار خوشایند است. Overwatch به این راحتی تکراری نمی‌شود و شما را دلزده نمی‌کند، اما اگر هم این اتفاق بیوفتند، قطعا شخصیت‌ها و نقشه‌های جدید این حس را برطرف می‌کند. وقت آن رسیده تا به کار تیمی بیشتر از همیشه اهمیت دهید!

تقاط قوت:
- طراحی بی‌نظیر قهرمان‌ها 
- اهمیت کار تیمی
- مپ‌های استاندارد و در عین‌ حال جذاب
- سرورهای قدرتمند بازی

نقاط ضعف:
- تصادفی بودن آیتم‌های Loot Box

امتیاز: 9.5 از 10


بازی Overwatch توسط Pspro‌ در اختیار نقدستان قرار گرفته است. برای خرید این بازی به وبسایت Pspro مراجعه کنید. 


  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (1 عدد)

ثبت پاسخ مهمان جمعه 25 تیر 1395
مثل همیشه عالی بود آقای افرومند
لذت میبرم از توجه شما به جزییات در نقدایی که انجام میدین بر خلاف بقیه سایتها که هیچی نمینویسن و فقط تعریف میکنن

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر