نقد و بررسی بازی Quantum Break از دید وبسایت Polygon

نقد و بررسی بازی Quantum Break از دید وبسایت Polygon
استایل و روش خاص Remedy در سرتاسر Quantum Break قابل مشاهده است که همین نقطه قوت و در بعضی مواقع نقطه ضعف بازی محسوب می‌شود. اما فراتر از این نکات، این بازی یک تجربه چندرسانه‌ای واقعی موفق است، امری که دیگر ‌بازی‌هایی که در این زمینه تلاش کرده‌اند در آن ناموفق بوده‌اند.
  • جدیدترین بازی ها
Quantum Break، هر چه باشد، ثابت می‌کند که اولویت‌های سازنده فنلاندی آن، Remedy Entertainment، تغییری نکرده‌ است. فرم روایت بازی، در کمتر بازی دیده شده و آن را به تجربه‌ای متشکل از گیم و تلویزیون تبدیل کرده است. با این حال، ایراداتی در گیم‌پلی بازی به خصوص سیستم کاورگیری، مشاهده می‌شود.
کمپانی Remedy، همیشه نشان داده است که روش خاص و عجیب خود را در تعریف ژانرها دارد؛ از فضاهای کابوس‌گونه پلیسی و پر از زد و خورد Max Payne تا لحن استفن کینگ گونه‌ و دهشتناک سواحل شمال غربی اقیانوس آرام در Alan Wake. این دو بازی، با ایده‌های خاصی که در آن‌ها به کار رفته بود، کامل نبودند، اما بینش و تفکر مشخصی در ساخت آن‌ها به کار رفته بود. حالا، شش سال پس از عرصه Alan Wake، و با وجود فشاری که روی استودیو برای عرضه یک بازی انحصاری برای Xbox One وجود داشته، Remedy موفق شده کمی عجیب بماند.

در اینجا، «عجیب»، به معنای خوب یا حتی عالی نبودن نیست. با وجود این که در زمان تولید، Quantum Break، برای تعریف داستان خود، به سراغ دو مدیوم کاملا متفاوت رفت، اما Remedy موفق شده تا ترکیب موفقی، هرچند در مواقعی گیج‌کننده، از سریال‌های تلویزیونی و بازی‌های اکشن داستان محور پیدا کند.
Quantum Break داستان جک جویس را تعریف می‌کند، برادر بزن بهادر یک نابغه فیزیک که با کشفیات خود در عرصه تئوری کوانتومی، ماهیت زمان را به خطر انداخته است. داستانی که شامل یک توطئه بزرگتر با حضور یک دوست خانوادگی به نام پل سرین و شرکت مرموز Monarch Corporation می‌شود، و جک برای کشف این توطئه و نجات هستی، وارد داستان می‌شود.
تعریف داستان‌های سفر در زمان، بسیار سخت است و اکثر آن‌ها تحت کوچک‌ترین و جزئی‌ترین موشکافی‌ها، از هم می‌پاشند. Remedy داستان را بر اساس یک اصل ساده روایت می‌کند: گذشته را نمی‌توان تغییر داد اما آینده مشخص نیست. با تمرکز بر این اصل و اجرای بی نقص آن، Remedy قانون انیمیشن‌های Loony Toons را پیاده کرده است «تا وقتی که در حال دویدن هستی و به پایین نگاه نکنی، هیچ مشکلی پیش نمی‌آید.»
جالب‌ترین و موفق‌ترین جنبه Quantum Break را به راحتی می‌توان فرم روایی داستان آن بیان کرد. البته جنگ‌های Quantom Break بد نیستند اما موفقیت آن در برابر داستان، به چشم نمی‌آید و Remedy، در تعریف داستان، کاری انجام داده که کمتر کسی انجام داده یا در آن موفق شده باشد. این استودیو، «بازی» Quantum Break را با یک سریال اپیزودیک اکشن-زنده ترکیب کرده است.
از این نظر، هیچ چیزی نیمه‌کاره باقی نمانده است. چهار صحنه از پنج صحنه اکشن-زنده درون بازی Quantum Break، متشکل از اپیزودهای نیم ساعته با بازیگران ثابت در سرتاسر بازی است. بازی‌های داستان محور زیادی وجود داشته‌اند که دقایق و یا حتی ساعت‌های زیادی از وقت گیمر را گرفته و برای تعریف داستان بازی صرف می‌کنند و به همین دلیل مورد غضب و تمسخر منتقدین قرار می‌گیرند (بله آقای کوجیما، با شما هستم!)، اما Remedy، در این کار موفق شده است.
و به شکل شگفت آوری... نتیجه کار بسیار خوب شده است؟!
در عبارت بالا از علامت سوال استفاده شده، زیرا تلاش Remedy در این امر همچنان سورپرایز‌کننده به نظر می‌رسد.
با Alan Wake، کمپانی Remedy نشان داد که در تعریف یک داستان خوب و غیرعادی، تبحر خاصی دارد و در Quantum Break، این کار را با تمرکز بیشتر و موفق‌تر از هر نظر (و سرشار از ایستر اگ‌های Alan Wake) انجام داده است. بازیگری از قابل قبول تا خوب، متغیر است و لنس ردیک (The Wire, The Fringe) و آیدان گیلن (The Wire, Game of Thrones) فراتر از چیزی که از یک آنتاگونیست در یک بازی ویدیویی انتظار می‌رود، ظاهر شده‌اند. حتی شاخصه‌های تولیدی نیز در سطح بسیار خوبی هستند و غیر از لحظاتی کوچک، سطح جلوه‌های ویژه بالاتر از سریال‌های شبکه SyFy است.
اما چشمگیرتر از کیفیت ساخت سکانس‌های اکشن زنده بازی، روشی است که المان‌ بازی Quantum Break و تغییرات نهادین داستان بر اساس تصمیمات شما،  در راستای این سکانس‌های اکشن زنده، پیش می‌رود. رابطه این دو المان، از دو راه مختلف تعریف می‌شود. در راه کوچک‌تر، نقاط «گسست زمان» را در هر قسمت از بازی می‌توانید پیدا کنید که جک از طریق این نقاط قادر به ایجاد تغییراتی کوچک در آینده است. این نقاط، در بازی با سمبل خاصی علامت‌گذاری شده‌اند. این سمبل‌ها در هر اپیزود از بازی، هنگامی که در یک صحنه، یک نقطه گسست پیدا می‌کنید، ظاهر می‌شوند.

تغییرات بزرگ‌تر در بازی ناشی از سکانس‌های کوتاه قابل بازی ناشی می‌شوند که اساس گیم‌پلی و اپیزود‌های بازی را تشکیل می‌دهند. در این نقاط تقاطع، ورق برگشته و شما نقش، ویلین بازی، پل سرین را ایفا کرده و به شما اجازه داده می‌شود تا با تصمیمات خود، تغییرات بزرگی در دنیای پیرامون جک و مسیر داستان بازی در هر اپیزود، ایجاد کنید.
این ویژگی، پیش از این در هیچ بازی مبنی بر انتخاب‌های گیمر، دیده نشده! شما به نقش ویلین تصمیم گرفته و می‌توانید تأثیرات مستقیم آن را در بازی مشاهده کنید، اما غیرممکن است که بدانید چه اتفاقی خواهد افتاد. بنابراین تصمیمات، برخی کاراکتر‌ها ممکن است کاملا از داستان حذف شده و یا نقش متفاوتی بگیرند. آن‌ها همچنین موفق شده‌اند که به پل، یک وجه انسانی ببخشند که در صورت عدم وجود آن، بازی فاقد یک چرخش تراژیک در داستان می‌شد.
البته شما Quantum Break را بازی هم خواهید کرد و از این نظر، بازی موفق است اما لحظات گیج‌کننده‌ای ناشی از داستان سفر در زمان آن، وجود دارد.

در اولین نگاه، Quantum Break، یک بازی شوتر سوم شخص است و چندان هم تحسین‌برانگیز نیست. در این بازی، سیستم کاور گرفتن معمول شوترهای سوم شخص امروزه، وجود ندارد و به جای آن سیستم «اجرای خودکار Automagic» بهره برده است. وقتی جک نزدیک به مانع مناسبی برای کاور گرفتن می‌شود، به صورت خودکار وارد کاور شده و شما می‌توانید از لبه کاور به صورت کورکورانه تیراندازی کرده و یا کمی بیرون آمده و هدف‌گیری کنید.
روی کاغذ، این سیستم به نظر خوب می‌آید اما در اجرا کمی آزاردهنده است. جک آنطور که باید پشت کاور مخفی نمی‌شود و عادت کردن به این سیستم زمان نسبتا زیادی می‌برد. اسلحه درون بازی نیز به این سیستم کمکی نمی‌کنند و کار کردن با آن‌ها چندان لذت‌بخش نیست. در دنیای معمولی کاربرد زمان، اسلحه وزن و قدرت ندارند، و اولین باری که در Quantum Break، وارد نبرد شدم، به شدت برای سرنوشت آن نگران شدم.

این نگرانی‌ها در نهایت، با پیشرفت داستان بازی و قابلیت‌های مختلف دستکاری زمان که جک بر اثر تصادف زمانی، که محور اصلی بازی است، به دست می‌آورد، کمرنگ می‌شوند. جک می‌تواند موج زمانی پرتاب کرده که باعث فریز شدن دشمن می‌شود، از قابلیت Dash استفاده کرده که باعث کند شدن زمان در هنگام هدف‌گیری می‌شود، سپری از زمان در جلوی خود تشکیل داده که گلوله‌ها را متوقف می‌کند و بسیاری قابلیت‌های دیگر را در اختیار دارد. اگر مراحل این بازی را به جای یک اکشن تاکتیکی مبتنی بر کاور گرفتن، دنبال نکرده و به آن‌ها به چشم یک بازی اکشن سریع آرکید گونه نگاه کنید، بسیار سرگرم‌کننده‌تر خواهند بود. قابلیت‌های درون بازی، به منظور ترکیب شدن با هم طراحی شده‌اند (به طور مثال ترکیب قابلیت Dash با منطقه زمانی  که دشمنان را به عقب پرتاب می‌کند از نمونه های جالب این ترکیب است) و جبران تیراندازی ضعیف بازی می‌کنند.

همچنین، قابلیت ترکیب قابلیت‌ها در برخورد‌های پیچیده‌تر با دشمنانی که در برابر برخی قابلیت‌های جک مصون هستند، بسیار به کمک گیمر می‌آید. در طول بازی، برای جلو رفتن نیاز به خلاقیت دارید اما پیشرفت در داستان، تنها غنیمت نبردهای Quantum Break نیست، دگرگونی مداوم دنیای بازی از دیگر نتایج نبرد‌های بازی است.
در طول تیراندازی‌های، قدرت‌های زمانش شما پرزرق و برق  تحسین برانگیز هستند، اما در طول لحظاتی به نام Stutters (گسست‌هایی در فضا-زمان که موجب فریز شدن، عقب رفتن یا حتی تسریع رویدادها می‌شوند) است که بازی واقعا هیجان انگیز می‌شود. نمی‌خواهیم بیش از چیزی که تریلرهای بازی تا کنون اسپویل کرده‌اند، نشان بدهیم اما کنترل جک از میان یک جرثقیل در حال انفجار و فروپاشی در یک اسکله، یکی از هیجان‌انگیزترین لحظاتی است که در میان بازی‌های کنسولی این نسل دیده شده و این تازه آغاز بازی است!

البته همه چیز پیرامون انفجارهای پر سر و صدا و ساختمان‌های در حال فروپاشی نیست. برخی پازل‌های پلتفرمینگ در بازی وجود دارد که جک باید با برگرداندن زمان و کنش با دنیای پیرامون خود به شکل مشخصی، از آن‌ها بگذرد، که البته زیاد سخت نیستند اما همیشه جذاب هستند. و به نظر این هدف اصلی بازی Quantum Break است. به غیر از یکی دو نبرد سخت، مخصوصا نبرد پایانی ضعیف با چک پوینت‌های نامناسب، Quantum Break به شما اجازه می‌دهد که به راحتی در دنیای بازی بگردید و احساس یک خدای زمان را داشته باشید و فراموش کنید که در واقع نمی‌توانید مشکلی را واقعا حل کنید.
به شکل خنده‌داری، یکی از ویژگی‌های همیشگی بازی‌های Remedy، در عین تخریب سرگرم‌کنندگی بازی، به جذابیت‌های آن می‌افزاید. در Quantum Break شاهد یکی از بهترین و در عین حال آزار‌دهنده‌ترین سیستم‌های آیتم‌های جمع‌‌کردنی هستیم.

در دنیای بازی، تعداد زیادی اسناد، نامه‌های الکترونیکی، کتاب‌ها و دیگر آیتم‌‌های دیگر برای جمع آوری وجود دارد و هر وقت که یکی از این آیتم‌ها را پیدا می‌کنید، رابط کاربری بازی، تعداد آیتم‌‌های جمع‌آوری شده و آیتم‌های باقی مانده را نشان می‌دهد. این ویژگی، سریعا موجب خشم من شد، زیرا در اولین قسمت از اولین فصل بازی، باید 18 آیتم مخفی پیدا کنید، که فشار زیادی به من وارد کرد تا آن‌ها را پیدا کنم که ممکن است به اعصاب خودم یا طراحی شیطان‌صفتانه مراحل مربوط باشد. این ویژگی برای من بسیار آزاردهنده بود تا وقتی که... دیگر چنین نبود!
مطمئن نیستم چه چیزی تغییر کرد، اما در اواسط فصل دوم بازی، مشتاقانه به دنبال آیتم‌های مخفی می‌گشتم و احساس کردم که با پیدا کردن این آیتم‌ها، توانسته‌ام دنیای بازی را بیشتر کشف کنم.

جمع بندی:
استایل و روش خاص Remedy در سرتاسر Quantum Break قابل مشاهده است که همین نقطه قوت و در بعضی مواقع نقطه ضعف بازی محسوب می‌شود. اما فراتر از این نکات، این بازی یک تجربه چندرسانه‌ای واقعی موفق است، امری که دیگر ‌بازی‌هایی که در این زمینه تلاش کرده‌اند در آن ناموفق بوده‌اند. تیراندازی کمی ضعیف است و داستان بازی در بعضی موارد کلیشه‌ای می‌شود. اما علیرغم سیستم ناکارآمد کاور گیری و چند ایراد در فرم روایی بازی، Quantum Break اولین بازی اکشنی است که از عصر سریال‌های Netflix، درس یاد ‌گرفته و در اجرای آن‌ها موفق بوده است.


امتیاز: 8.5 از 10

منبع: Polygon
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر