نقد و بررسی بازی The Witcher 3: Wild Hunt از نگاه Gamespot

نقد و بررسی بازی The Witcher 3: Wild Hunt از نگاه Gamespot
دنیای بزرگ و زیبای Witcher 3 همراه با داستانی جذاب، مبارزات نفسگیر، المان‌های نقش‌آفرینی برجسته و جزئیاتی کوچک که بسیار هوشمندانه در بازی به کار رفته‌اند، باعث شده‌اند تا The Witcher 3: Wild Hunt، یکی از بهترین عنوان‌های تاریخ بازی‌های ویدیوی باشد.
  • جدیدترین بازی ها
نکته: من بازی The Witcher 3: Wild Hunt را روی همه کنسول‌ها بازی کردم و تفاوت بین آن‌ها بسیار ناچیز است. نقد این بازی از روی نسخه پلی استیشن 4 نوشته شده که از نظر رزولوشن بهتر از اکس باکس وان است، اما تفاوت این دو کنسول تنها با مقایسه بسیار دقیق دیده می‌شود، پس دارندگان اکس باکس وان لازم نیست نگران کیفیت بازی باشند.

درباره نسخه کامپیوترهای شخصی نگرانی‌های بابت تفاوت گرافیک نشان داده شده در تبلیغات اولیه با کیفیت واقعی آن وجود داشت، اما باید بدانید که نسخه کامپیوتر این بازی بسیار زیبا است، مخصوصا اگر سیستمی قدرتمند داشته باشید که بتواند بازی را روی آخرین تنظیمات ممکن اجرا کند. پایداری نرم‌افزاری نیز یکی از نگرانی‌های این بازی بود اما من به هیچ مشکلی مهمی برخورد نکردم، هر چند ممکن است دیگران مشکلاتی را تجربه کرده باشند. در هر صورت، در نسخه کامپیوتر من مشکلی نداشتم و حتی فریم ریت بازی از نسخه‌های پلی استیشن 4 و اکس باکس بالاتر بود. در نسخه‌های کنسولی فریم‌ریت دچار افت مقطعی شده بود.

در هر صورت، Witcher 3: Wild Hunt روی هر سه پلتفرم، یک بازی نقش‌آفرینی بی‌نظیر است و احتمالا خود را در دنیای فانتزی زیبای آن گم خواهید کرد.
در The Witcher 3: Wild Hunt، تقدس با کفر و زیبایی با خون، همیشه در ستیز هستند. این مجموعه، همیشه دنیای فیزیکی پر زرق و برق خود را در مقابله با ذات خشن خود قرار داده است، اما هیچگاه این تقابل تا این حد آشوب‌وار و متشنج نبوده است. این حقیقت که The Witcher 3، بی رحمی و خشونت آنی نبرد‌های بازی را با جزئیات فراوان نمایش می‌دهد، جای تعجب ندارد؛ بازی‌های زیادی شامل سرهای قطع شده و امعا و احشای بیرون ریخته شده هستند. این راهی است که این ماجراجویی شگفت‌انگیز، تراژدی‌های شخصی و فرصت‌های سوخته‌ در این نبردها را به نمایش می‌گذارد و به همین دلیل، متمایز و برجسته است.

اما The Witcher 3، تنها به خاطر تم آشوب‌وارش متمایز نیست بلکه تعالی را می‌توان در هر گوشه این بازی نقش آفرینی اوپن ورلد پیدا کرد. اکتشاف عالی، طراحی موجودات عالی، مبارزات عالی و توسعه کاراکتر عالی. اما لحظات به یادماندنی، آن‌هایی هستند که درد درون ساکنین دنیای بازی را نشان می‌دهند. در یک مأموریت، شما باید دو عاشق را به هم می‌رسانید، اما یکی از آن‌ها به عفریته‌ای در حال پوسیدن بدل شده است که زبانش از گوشه دهانش آویزان است. در مأموریت دیگر، فرد چاق همسر آزاری را ملاقات خواهید کرد که باید راهی برای دوست داشتن دو روح متفاوت پیدا کند که هر کدام از آن‌ها میزان علاقه او را مورد آزمایش قرار می‌دهند. نگران نباشید. چیزی از بازی برای شما لوث نشده است. این‌ها تنها اتفاقاتی معمولی برای ساکنین دنیای بازی هستند. در جزایر اسکلیج (Skellige) یا شهر نویگارد (Novigard)، شادی بدون غم وجود ندارد. برای پیروزشدن، باید چیزی را قربانی کرد.

گرالت، اهل ریویا (Geralt of Rivia)، قهرمان سری The Witcher نیز، با رنج وجود داشتن و بعضا به شیوه‌هایی غیر قابل پیش‌بینی، روبرو است. داستان مرکزی بازی، درباره جستجوی گرالت برای دختر‌خوانده گمشده‌اش، سیری (Ciri) و همچنین رویارویی با نیرویی دگرجهانی به نام شکارچی وحشی است و شما از این طریق رنج گرالت را احساس خواهید کرد. اما این گشت و گذار عادی شما در دنیای بی‌کران بازی است که تأثیرگذار خواهد بود. در جایی از بازی، شاهد بودم که زنی به مرگ محکوم شده و تا آخر عمر خود باید به صخره‌ای زنجیر شده و گرسنگی بکشد. شاید به نظر این منظره هیجان انگیز برسد. اما در برهه‌ای دیگر، هنگامی که از کنار جزیره کوچکی پارو می‌زدم، جسد او را آویزان از صخره مشاهده کردم و وحشت مجازات او را با گوشت و پوست احساس کردم. این لحظه توسط داستان بازی The Witcher 3 این لحظه را ننوشته است؛ بلکه تنها اتفاق جزئی و کوچکی است که ممکن است به خاطر توجه به هارپی‌های اطرافتان آن را نادیده بگیرید. اما او آنجا بود، یادآوری برای اعمال من که در لحظه به نظر درست و منطقی بود و باعث شد تا این زن در مکانی دورافتاده بپوسد.

The Witcher 2: Assassins of Kings نیز واکنش‌های مشابهی را دارا بود، اما در The Witcher 3 این اتفاقات بیشتر شخصی است. تنش‌های سیاسی مانند همیشه در این سری بسیار داغ هستند و تصمیمات شما، همچنان مسیر پادشاهان و اشراف‌زادگان را به روش‌های جالبی تغییر می‌دهد. اما در حالی که تمرکز The Witcher 2 به قیمت شخصیت‌پردازی تمام شد، دنباله آن با بررسی رابطه نزدیک گرالت با تمام شخصیت‌های مهم، اهمیت زیادی به کشمکش‌های جنگی بازی داده است. رابطه میان گرالت و سیری قوی‌ترین نیروی محرک داستان است، اما سیری، آنگونه که در ابتدا، مخصوصا در این دنیای خاص به نظر می‌رسد، زیبارویی نیست که بخواهید او را نجات دهید. این دنیایی است که زنان به دنبال کسب احترام به عنوان کاندیدهای سیاسی، اساتید آهنگری یا حتی عضوی مهم از یک فرهنگ رایج هستند.

زنان، همچنین، قوی‌ترین نیروهای این داستان نیز هستند. اگر شما The Witcher را قبلا بازی کرده‌اید، حتما بسیاری از آنان را می‌شناسید. قدرتمندترین آن‌های اعضای سابق لانه‌ی ساحره‌ها هستند، بعضی از آن‌ها دوست داشتنی و همه آن‌ها در برابر مرگ مقاوم هستند. در شرایط خاصی، شما کنترل سیری را نیز بر عهده دارید و او نیز به خوبی یک ساحر می‌تواند شمشیر بزند (و همچنین حملاتی مانند Phantom Dash دارد که گرالت از آن‌ها بی‌بهره است.).

Witcher 3 در مقیاس بسیار بزرگ است، هرچند که بزرگ بودن یک بازی دلیل بر خوب یا بد بودن آن نیست. اما خوشبختانه، The Witcher 3 از آن بازی‌های نیست که یک دنیای بزرگ پر از جزئیاتی که در جای جای آن کپی شده‌اند، داشته باشد. در عوض، تعادل تقریبا کاملی بین کارهایی که می‌توانید انجام دهید، و فضایی برای نفس کشیدن، برقرار کرده است. شما یک مسیر را فقط به خاطر علامت سوال روی نقشه دنبال نمی‌کنید، بلکه می‌دانید به جای جدید و جالبی ختم خواهد شد. داستان هر منطقه، خود بخود ایجاد خواهد شد: هر مأموریت، داستانی از غم یا پیروزی است که شما را جذب خواهد کرد و از شما می‌خواهد تا تصمیماتی حیاتی بگیرید. شما همیشه نمی‌دانید که پیامد تصمیمات شما چیست؛ برخی از این پیامدها احساس شده و مسیر بازی را تغییر می‌دهند و برخی به زحمت به چشم می‌آیند. اما در هر صورت، هر عملی، عکس‌العملی دارد و شما این را خواهید دید حتی اگر بازی برای نشان دادن آن‌ها اصراری نداشته باشد.

البته مأموریت‌های داستانی، مأموریت‌های جانبی و قراردادهای شکار هیولاها معمولا شامل فعالیت‌های مشابهی می‌شوند، از جمله کشتن، صحبت کردن و استفاده از قابلیت‌های خود به عنوان یک ساحر که رد پاها یا بوها را نشان داده و گرالت را تبدیل به یک کارآگاه خصوصی زبده می‌کند. این جزئیات است که هر مأموریت را به اندازه مأموریت قبلی، وسوسه‌انگیز می‌کند. ممکن است تغییر در محیط یک قرارداد ساده را تبدیل به نبردی برای تمام اعصار بکند: شما کمان خود را برمی‌دارید و اژدهایی بالدار را در میانه آسمان شکار می‌کنید و سپس شمشیر نقره‌ای خود را در قلب او فرو می‌کنید، در همین زمان، پایگاهی در سمتی دیگر آتش گرفته و رعد و برق آسمان تاریک را در بر می‌گیرد. ممکن است ترس اعصاب شما را بر هم بریزد: شما در میان یک باتلاق مه‌آلود به دنبال ارواح هستید و مه اطراف را با نور سبزی که از فانوس جادوییتان می‌آید، روشن می‌کنید. The Witcher 3 نشانه‌های بزرگ و کوچک فراوانی دارد؛ شما ممکن است مشغول نبرد با گرگینه‌ها باشید یا هوش خود را در برابر کشاهان و اشراف زادگان بسنجید، اما شنیدن صدای فرشته وار یک آوازه خوان که نوایی سوزناک می‌خواند، مدهوش کننده است.

نویسندگی بازی را در بهترین حالت می‌توان «زنده و پرکنش» توصیف کرد. بسیاری از ساکنین در خدمت یک خدا هستند، اما خدایان آن‌ها ظاهرا مشکلی با کشتارها و هرزگی‌های بندگان خود ندارند. با توجه به زمین‌های نابود شده با جنگ و مملو از اجساد متورم، طبیعی است که مردم به این خدایان روی آورده اما آن‌ها را نفرین می‌کنند. لحظاتی نیز در بازی وجود دارند که منطقی نیستند. برای مثال، اگر بعضی از دیالوگ‌های گرالت را به ترتیب خاصی انتخاب کنید، معنای خود را از دست می‌دهند و با وجود این که گرالت تنها به پول اهمیت می‌دهد اما گاهی اوقات، به مقتضای داستان، تنها چیزی که به آن اهمیت نمی‌دهد پول است. خوشبختانه، زوزه‌ی گرگ مانند ساحر، دست نخورده باقی مانده است.

هرچند که بعضی کاراکترها با بذله گویی و نیش و کنایه‌های خود، شما را جذب می‌کنند (سخنان طعنه آمیز سیگیزموند دیکسترا، او را یکی از جاذبه‌های بددهن بازی کرده است)، اما جاذبه اصلی بازی، شمشیرهای شماست. مبارزات Witcher 2 بیش از حد سخت بود، اما این مبارزات در Witcher 3 ساده‌تر شده‌اند. در واقع من به شما پیشنهاد می‌کنم که میزان سختی بازی را یک درجه بالاتر از آنچه همیشه تجربه کرده‌اید انتخاب کنید، البته اگر انتخاب شما سخت‌ترین سطح موجود نیست. اما حتی در ساده‌ترین مبارزات نیز، به دلیل صدای ضربه‌های سهمگین شما، ناله‌ی دشمنان پس از حملات آتشین گرالت و ظاهر وحشتناک لاشخوران، ارواح سرگردان و هیولاها، مبارزات باز هم راضی کننده هستند. منحرف شدن از مأموریت‌های داستانی ساده است اما حتی ضعیف‌ترین هیولاها نیز نیاز به کمی مهارت دارند. دراونرها گله‌ای حمله کرده و فضای حملات شما را محدود می‌کنند و هیولاهای بالدار نیز از بالا به شما حمله‌ور می‌شوند و لازم است که ابتدا آن‌ها را با توپ‌های آتشین یا اشعه رعد و برق یا تیر و کمان زمین‌گیر کنید.

نشان‌های جادویی آشنای Witcher بازگشته‌اند. گرالت جادوگر نیست اما همچنان می‌تواند از قدرت جادو در مبارزاتش کمک بگیرد. پیشرفت‌های شخصیتی نسبت به بازی‌های قبلی بسیار پیشرفته کرده است و تنها محدود به قوی‌کردن تله‌های جادویی یا نیروی پرتاب کننده نمی‌شود بلکه رفتار نشانه‌ها را می‌توان تغییر داد. برای مثال، با استفاده از نشان Igni می‌توانید شعله آتش تولید کنید اما با آپگرید‌های به خصوصی می‌توانید به مقدار انرژی‌تان، آتش را روی دشمن خود بریزید. کباب کردن گروهی شکارچی جادوگر نه تنها لذت‌بخش است بلکه حس عدالتی را القا می‌کند. شما در اولین قدم‌هایتان در شهر نویگراد، به مراسم سوزاندن جادوگران برخورد می‌کنید. چه کاری مناسب‌تر از این که این مجازات ره به کسانی بچشانید که تصمیم دارند جهان را از جادوگران پاک سازند؟

به لطف قابلیت شخصی سازی زیاد در زره و اسلحه، غنایم نقش مهمی در بازی ایفا می‌کنند. به خصوص پیدا کردن ست زره‌های مختلف و تبدیل کردن گرالت به یک جنگجوی آسیب‌ناپذیر، بسیار لذت‌بخش است. بر خلاف بسیاری از بازی‌های نقش آفرینی، جستجوی گنجینه‌های تنها برای انجام کارهای توی لیست‌تان نیست، بلکه ماجرایی هیجان انگیز است. در The Witcher 3، پیدا کردن یک زره جدید و قوی‌تر، دلیلی برای جشن گرفتن است. گرالت می‌تواند ریش و موهای خود را کوتاه کند (که در طول زمان دوباره رشد می‌کنند) اما غیر از این، نمی‌توانید ظاهر او را تغییر دهید. یک زره جدید به معنای ظاهر جدید و شکل و شمایل جدید است. ظاهر گرالت از یک سرباز زخمی به یک جادوگر رداپوش جنگی به یک فرمانده خردمند قابل تغییر است و همه این‌ها بستگی به زره‌های گرالت دارد.

The Witcher 3 همچنین از سیستم معجون‌های به شدت گسترش یافته‌اش بهره می‌برد که به شما اجازه می‌دهد تا در میان مبارزات جرعه‌ای سر بکشید؛ اما مانند همیشه، معجون‌های Witcher خطرناک هستند و به دلیل زهرناک بودنشان، گرالت تنها می‌تواند مقدار مشخصی را مصرف کند. مقدار زیاد تجهیزات و مواد معجون‌ها باعث شد تا من به یک محتکر تبدیل شوم، خصیصه‌ای که در بازی‌های نقش آفرینی، غالبا از آن دوری می‌کنم. اما همه چیز به تعادل بازمی‌گردد. کوله‌پشتی شما به سرعت پر می‌شود اما وسایل جمع شده، بیهوده نخواهند بود. من می‌دانستم موادی که جمع کرده‌ام به من اجازه می‌دهند تا معجونی بسازم و بدون مزاحمت دراونرهای آبزی، به راحتی در اعماق آب به دنبال گنج باشم. می‌دانستم که چرم اسبی که جمع کرده‌ام توسط یک آهنگر به زره‌ای تبدیل می‌شوند تا مرا قدرتمندتر نشان دهد.

هر ساعت که از بازی می‌گذرد، انگیزه گیمر برای بررسی محیط بازی افزایش پیدا می‌کند. برخی از لذت‌های بازی همراه با سکوت هستند. به طور مثال، شما سوار بر اسب خود، روچ، بر فراز تپه‌ای می‌روید و از منظره غروب خورشید و آسمان قرمز و نارنجی مانند چمنزار خونین زیر پایتان، لذت می‌برید. یا قایقی پیدا می‌کنید و از میان جزایر اسکلیج عبور می‌کنید و بقایای کشتی را می‌بینید که میان ساحل و صخره‌های سرگردانند. موسیقی در بازی معرکه است و آوای سوپرانوی زیبای آن بر آرامش دنیای بازی تأکید دارد. البته این آرامش ماندنی نیست و شاید با گشتن در دخمه‌ای پر از موجودات موذی یا صدای گریه کودکی گمشده شکسته شود.

The Witcher 3، با وجود باگ‌های جزئی و مقطعی، روی همه پلتفرم‌ها بسیار زیباست. انجام وظایف جانبی برخی مأموریت‌ها با یک ترتیب خاص باعث می‌شود تا بازی در یک صفحه بارگذاری ابدی گیر کند. در مقطعی روچ تصمیم گرفت که از حرکت باز ایستاده و به شکل عجیبی به دور خود بچرخد که مرا وادار کرد تا به جایی دیگر فست تراول کرده و باز گردم. گاهی اوقات، باد موهای گرالت را به هوا می‌برد، در حالی که او در یک مکان دربسته است. آزاردهنده است که به یک مکان فست تراول کنید و ببینید که کاراکترها هنوز لود نشده‌اند، مخصوصا آن‌هایی که به شما مأموریت می‌دهند. به غیر از افت فریم‌ریت در کنسول‌ها، این اتفاقات، اگر برای شما رخ دهند، شما را آزار خواهند داد که البته به میزان تحمل شما هم بستگی دارد. ماجراجویی جدید گرالت چنان بزرگ و هیجان انگیز است که این باگ‌ها به ندرت مزاحمتی ایجاد می‌کنند.

این ایرادات به این دلیل دیده می‌شوند چون The Witcher 3 بی‌نظیر و باشکوه است و با جزئیات دیدنی محیط اطراف در بر گرفته شده‌اند. اشتباه نکنید، این یکی از بهترین بازی‌های نقش‌آفرینی است که تا کنون ساخته شده و در میان بهترین بازی‌های تاریخ یک غول به شمار می‌رود و سنگ بنای یک بازی نقش‌آفرینی قلمداد می‌شود. اگر Witcher 2 گاهی دچار مشکل میشد، اما Witcher 3 همیشه در اوج است و سناریوهای جنگی را ارائه می‌دهد که یکی از دیگری بهتر هستند تا زمانی که به پایان هیجان انگیز بازی برسید و نتیجه کار خود را ببینید. با وجود این که مبارزات نفسگیر هستند، اما این لحظات میان مبارزات، مانند نوشیدن در یک بار محلی یا شنیدن آوای یک آوازه‌خوان است که ستایش‌برانگیز هستند.

منبع: Gamespot
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (2 عدد)

ثبت پاسخ مهمان دوشنبه 8 آذر 1395
دوستان بازی خیلی باهالیه ولی سخته
ثبت پاسخ مهمان دوشنبه 1 خرداد 1396
نقد عالی بود؛.دستتون درد نکنه

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر