نقد و بررسی بازی Uncharted 4 از دید وبسایت Gamespot

نقد و بررسی بازی Uncharted 4 از دید وبسایت Gamespot
بازی Uncharted 4: A Thief's End جدیدترین ساخته استودیو ناتی ‌داگ است که به‌صورت انحصاری برای کنسول پلی‌استیشن 4 منتشر می‌شود. در ادامه با نقدستان همراه باشید تا نقد و بررسی این بازی از دیدگاه وب‌سایت گیم‌اسپات را مطالعه کنیم.
  • جدیدترین بازی ها
جدیدترین ساخته ناتی ‌داگ یعنی Uncharted 4: A Thief's End، حکایتی از یک بازی قدرتمند است که از دست دادن، خیانت، پشیمانی و رستگاری را به تصویر می‌کشد. در میان‌پرده‌ها و لحظات شخصی که از کاراکترهای بازی می‌بینیم، آنچارتد 4 روایت خود را بدون درک شخصیت‌ها و دنیای خود پیش‌ می‌برد؛ اما این گیم‌پلی بازی است که همه این عناصر را به یکدیگر متصل می‌کند. این، یک ترکیب خیره‌کننده از عناصر مختلف است؛ یک بازی شگفت‌انگیز که نفس را در سینه شما حبس می‌کند. 

تا این لحظه در سری Uncharted، استودیو ناتی‌ داگ ما را به نقاط مختلفی از جهان فرستاده تا گنج‌هایی از معروف‌ترین افراد تاریخ را کشف کنیم: در آمازون، در جستجوی منطقه El Dorado بودیم، چینتومانی استون (Cintamani Stone) را در اعماق کوه‌های هیمالیا پیدا کردیم و در نسخه سوم، به Iram of the Pillars رسیدیم و شهری در اعماق شن‌ها را مشاهده کردیم. اما در نسخه چهارم، موضوع کاملا فرق می‌کند. شخصیت اصلی سری یعنی نیتن دریک (Nathan Drake)، این بار زندگی آرامی را با النا فیشر (Elena Fisher) دنبال می‌کند؛ روزنامه‌نگاری که از نسخه اول در سری حضور داشت و اکنون، همسر نیتن است. بعد از گذشت سال‌ها، آن‌ها اکنون در شهر New Orleans زندگی می‌کنند، یک خانه بزرگ دارند و بازی‌های ویدئویی انجام می‌دهند. 
اما همه این‌ها با بازگشت برادر بزرگ‌تر نیتن یعنی سم (Sam) عوض می‌شود؛ فردی که تصور می‌شد 15 سال از مرگ او می‌گذرد. نه‌تنها سم زنده و سالم است، بلکه اکنون وارد فعالیت‌های جنایت‌کاری شده و برای پرداخت بدهی خود، به کمک نیاز دارد. از سویی دیگر، او موفق شده تا سرنخ‌هایی از محل قرارگیری گنج Henry Avery را پیدا کند؛ یکی از بزرگ‌ترین گنج‌های تاریخ که در کنار برادر خود یعنی نیتن، در سال‌های ابتدایی به دنبال آن بودند. اکنون او به سراغ نیتن می‌رود تا ماجراجویی دیگر را در جستجوی این گنج بزرگ آغاز کنند. 
از راه رسیدن سم، نه‌تنها زندگی جدید نیتن را برهم می‌زند، بلکه زندگی احساسی او را نیز دچار پیچیدگی خاصی می‌کند. Uncharted 4 به‌خوبی می‌تواند گذشته نیتن را به شما نشان بدهد؛ اینکه چگونه حوادث گذشته، باعث شد تا شخصیت او شکل بگیرد: وی چگونه توانست قوانین را کنار بگذارد، چگونه از شوخی کردن به‌عنوان یک سپر دفاعی در مقابل دیگران استفاده می‌کند و چگونه خشونت را به‌عنوان یک مفهوم قابل توجیه می‌شناسد. بازی این کار را به‌خوبی و با انتقال احساسات نیتن انجام می‌دهد. هنگامی که نیتن از کودکی خود صحبت می‌کند، صدای او می‌لرزد یا وقتی که النا به او نگاه نمی‌کند، نیتن به او خیره می‌شود. این‌ها همان جزئیاتی هستند که شخصیت بازی را زنده می‌کنند و عناصر انسانی را در او شکل می‌دهند. 

اما این نگاه وسیع و متنوع به شخصیت نیتن، در گیم‌پلی Uncharted 4 نیز تاثیر زیادی دارد. همچون عناوین گذشته در این سری، گیم‌پلی بازی شامل مبارزات سوم‌شخص، بالا رفتن از ساختمان‌ها و حل کردن پازل‌ها می‌شود. اما برخلاف نسخه‌های قبلی، بازی به شما اجازه می‌دهد تا بدون ایجاد هرگونه آسیب به دشمنان حاضر در محیط، از کنار آن‌ها عبور کنید. این المان، یک تاثیر مستقیم از بازی The Last of Us است؛ عنوانی دیگر از استودیو ناتی‌ داگ که جنبه تاریک‌تری از یک ماجراجویی سوم‌شخص را به نمایش می‌گذاشت. مخفی‌کاری در بازی، به صبر و نقشه نیاز دارد تا بتوانید آن را پیش ببرید. اما وقتی بازی را از این شیوه به جلو هدایت کنید، متوجه می‌شوید که جنبه‌های آرام‌تری نیز از نیتن وجود دارد. اکشن‌های موجود در بازی، به‌خوبی در کنار روایت آن جریان دارند. هنگامی که تمامی عناصر بازی را در کنار یکدیگر بگذاریم، باید گفت که Uncharted 4 یک تجربه روان‌، سریع و البته باورپذیر است. 
البته در این بین مشکلات فنی کوچکی نیز وجود دارند: یکی از اصلی‌ترین مشکلات، سیستم کاور گرفتن نیتن است که می‌تواند شما را به اشتباه در مکان غلط قرار بدهد. حتی در بعضی مواقع، نیتن اشتباها لبه قسمت‌های نادرست را می‌گیرد و باعث می‌شود که مسیر را اشتباه بروید. البته چنین اشتباهات کوچکی می‌توانند در بین این عناصر شگفت‌انگیز و بزرگ، به‌هیچ‌عنوان به چشم نیایند. هیچ‌چیز بی‌نقص نیست و Uncharted 4 نیز از این قاعده جدا نخواهد بود. 

لحظات اکشن بازی، به‌خوبی در کنار روایت داستانی آن جریان دارد

در ساختار بازی، قسمت‌های مختلفی از The Last of Us قرض گرفته شده‌اند. Uncharted 4 نیز همچون پسرعموی خود، این بار راه‌های عبور بازتری را در طراحی مرحله‌ خود به شما ارائه می‌کند. در برخی از مراحل، بازی وارد حالت سندباکس (Sandbox) می‌شود تا با بررسی دقیق منطقه از یک برج بلند، دشمنان را علامت‌گذاری کنید، مسیر را بشناسید و برای مخفی‌کاری یا درگیری رو در رو تصمیم بگیرید. بسیاری از ما هم‌عقیده هستیم که محیط‌های سند‌باکس، می‌توانند لحظات هیجانی و روایت داستانی سریع را با مشکل مواجه کنند؛ اما Uncharted 4 به‌خوبی توانسته تا میان محیط‌های باز و لحظات سینماتیکی که از پیش مشخص شده‌اند، تعادل بسیار خوبی به وجود بیاورد. 

اما اکنون که از حفظ تعادل میان المان‌های اکشن و روند بازی صحبت شد، بد نیست به ست‌پیس (Set-piece) موجود در بازی اشاره کنیم. شاید بتوان میان‌پرده‌ها و ست‌پیس‌های بازی را «بهترین» در سری آنچارتد دانست. در قسمت‌های مختلف بازی، یک سرقت در Tuscany انجام می‌دهید، فراری آکروباتیک در اسکاتلند را تجربه می‌کنید، تعقیب‌ و گریز در بازار شلوغ را می‌بینید و به ماداگاسکار قدم می‌گذارید. دقیقا زمانی که فکر می‌کنید Uncharted 4 قرار است یک ریتم ثابت و آرام داشته باشد، هیجانی جدید با استفاده از عناصر مختلف وارد بازی می‌شود.
این حوادث جدید و ناگهانی، باعث می‌شوند تا ماموریتی جدید را در بین روند اصلی داشته باشید، اما باعث می‌شوند تا روند هیجانی بازی – مثل یک تعقیب‌ و‌ گریز - همچنان حفظ شود. چنین روندی من را به یاد بازی Half-Life 2 و مرحله فرار از City 17 می‌اندازد؛ زمانی که شما مجبور بودید تا با دویدن میان آپارتمان‌ها و رد شدن از سقف آن‌ها، با سرعت بیشتری فرار کنید. این بازی هم می‌توانست شما را بدون دور کردن از حساسیت موجود در مرحله، با روند خود همراه کند و خسته‌کننده نباشد. 
اما تفاوت بزرگی میان Half-Life 2 و Uncharted 4 وجود دارد و این تفاوت، در نحوه هدایت کردن شما در آنچارتد است. در بازی، به‌وسیله دوربین، نور و البته المان‌های بصری موجود، به سمت مسیر موردنظر هدایت می‌شوید. فرقی نمی‌کند که در حال فرار باشید، از ساختمان بالا بروید یا با یک انفجار مواجه شده باشید. المان‌های صوتی نیز نقش بسیار جالبی را در این امر بازی می‌کنند. فریاد دیگر کاراکترها مبنی بر وجود دشمنان یا شلیک ‌شدن اسلحه، می‌تواند هشدار خوبی برای شما باشد تا مبارزه را آغاز کنید یا از محل فرار کنید. درواقع باید گفت دیالوگ‌هایی که در لحظه می‌شنویم، منطقی و به‌موقع هستند. 
درنهایت این بخش‌ها با یکدیگر ترکیب می‌شوند تا خروجی نهایی را به شما نشان بدهند. نحوه به تصویر کشیدن بازی (فیلم‌برداری)، موضوعی است که چه در طول گیم‌پلی یا در هنگام به تصویر کشیدن میان‌پرده‌ها، شگفتی دنیای زیبای بازی را دوچندان می‌کند. کلمه باشکوه برای جنگل‌های بازی کافی نیست؛ آن‌ها پرجنب‌وجوش و زنده هستند. نمی‌توان محیط اسکاتلند در بازی را بزرگ قلمداد کرد؛ باید آن را عظیم و پر ابهت نامید. در این بین، انیمیشن‌های Uncharted 4 به سطح کاملا جدیدی در بازی‌های ویدئویی دست پیدا می‌کند. این بخش از کار، به‌خوبی می‌تواند احساسات شخصیت‌های گوناگون را به صحیح‌ترین شکل ممکن به نمایش بگذارد. 
اگر دوربین را در هنگام کشف محیط‌های محلی جدید به سمت چهره نیتن بچرخانید، صورت او را می‌بینید که شگفت‌زده شده است؛ زیرا اکنون محیط‌هایی را می‌بیند که در کودکی آرزوی مشاهده آن‌ها را داشت. Uncharted 4 جلوه‌های بصری خود را بر اساس واقع‌گرایی ایجاد نکرده است، بلکه محیط را در چشمان فردی به نمایش می‌گذارد که همیشه دوست داشته تا اینچ به اینچ محیط را جستجو کند؛ فردی همچون نیتن، که همیشه در آرزوی یافتن ماجراجویی جدیدی بوده است. 

نحوه به تصویر کشیدن بازی، موضوعی است که چه در طول گیم‌پلی یا در هنگام نمایش میان‌پرده‌ها، شگفتی دنیای زیبای بازی را دوچندان می‌کند

اگرچه موضوع بخش چندنفره (مالتی‌پلیر – Multiplayer) بازی کاملا متفاوت است. Uncharted 4 در این قسمت، داستان‌سرایی یا چیدن یک زمینه مناسب را به هرج‌ومرج ترجیح می‌دهد. نیتن دریک قلاب خود را به هر بخشی که بتواند می‌زند و در هوا معلق می‌شود، ویکتور سالیوان (Victor Sullivans) با استفاده از اسلحه به مبارزه می‌پردازد و از سویی دیگر، این شخصیت‌های منفی در سری‌های گذشته آنچارتد هستند که با استفاده از اسلحه‌های RPG، به جنگ یکدیگر می‌روند. 

تمامی این عناصر در کنار یکدیگر جمع می‌شوند تا یک بخش چندنفره بزرگ را رقم بزنند. اما در کنار مبارزات معمولی که انجام می‌دهید، استفاده از نیروهای عجیب و باستانی – که در نسخه‌های قبلی وجود داشتند – نیز قرار دارد. قدرت El Dorado به شما اجازه می‌دهد تا با خشم و قدرت بیشتری به دشمنان حمله کنید. Cintamani Stone نیز به شما اجازه می‌دهد تا هم‌تیمی‌های زخمی و زمین‌خورده را احیا کنید و در آخر قدرت Djinn، به شما اجازه می‌دهد تا از نقطه‌ای به نقطه دیگر تلپورت کنید و مکان خود را تغییر بدهید. در کنار این موارد، می‌توانید از کشتن دشمنان یا به دست آوردن آیتم‌های موجود در نقشه، طلا دریافت کنید. در اختیار داشتن طلا، به شما اجازه می‌دهد تا تجهیزات جدیدی خریداری کنید، یک هم‌تیمی اسنایپر – از نوع هوش مصنوعی بازی – در اختیار بگیرید یا از موارد اضافی استفاده کنید. به‌طور کلی باید گفت بخش چند‌نفره Uncharted 4، خلاقیت لازم برای ارائه یک بخش سرگرم‌کننده را دارد. المان‌های موجود در این بخش، می‌تواند به مکانیک‌های روان و جذاب Uncharted 4 کمک کند تا این بار در قالب مبارزات چندنفره ظاهر شوند. 
اگرچه این بخش از آیتم‌ها و جذابیت‌های خاص خود برخوردار است، اما باید قبول کرد که تمرکز اصلی تیم ناتی‌ داگ بر روی بخش تک‌نفره بازی قرار گرفته تا تجربه بهتری از آن داشته باشید. 
نقطه عطف Uncharted 4، ماجراجویی هیجان‌انگیز و مثال‌زدنی آن است که در بخش تک‌نفره به ما ارائه می‌شود. اینکه چگونه تمامی عناصر بازی به‌صورت جداگانه، می‌توانند یک تجربه منسجم و کامل را ارائه کنند، موضوعی است که باعث شگفتی ما می‌شود. این، روایتی است که حتی در طول گیم‌پلی نیز ادامه پیدا می‌کند؛ حتی وقتی که نیتن دست خود را بر روی شانه‌ سم می‌گذارد یا یک جوک برای النا تعریف می‌کند. شکی نیست که دقت بسیار بالایی در القای حس بازی وجود دارد، چراکه می‌توانید متوجه شوید که یک شخصیت به چه چیزی فکر می‌کند، اما در نهایت چه چیزی می‌گوید. 

روایت داستانی بازی و گیم‌پلی، رابطه‌ای مستقیم با یکدیگر دارند. گیم‌پلی بازی، روایت‌ آن‌ را به جلو هدایت می‌کند و روایت داستانی، موضوعی است که به گیم‌پلی بازی شکل می‌دهد. نتیجه این رابطه و ترکیب، به تشکیل عناصر بزرگ‌تری منجر می‌شود که در طول بازی قابل احساس است. شاید بتوان گفت که Uncharted 4 پرش‌های زیادی بین لحظات هیجانی و لحظات شخصی هر کاراکتر دارد، اما هنوز هم وقتی لحظات اکشن به پایان می‌رسند و نیتن فرصتی برای نفس کشیدن دارد، این دقایق به‌قدری خوب هستند که به‌هیچ‌وجه شما را خسته نمی‌کنند. 
بله، این یک ماجراجویی هیجان‌انگیز در مکان‌هایی عجیب است که در کنار لحظات اکشن و سینماتیک خاص، شما را در جریان یک روایت جالب قرار می‌دهد. لحظه‌ای که بازی آغاز شد، لبخند بر روی چهره من آمد. Uncharted 4، تجربه‌ای درباره معنی کلمه «خانواده» است، تجربه‌ای برای یک بازنگری بزرگ درباره «خودمان.» این، یک داستان درباره ازخودگذشتگی برای آن‌هایی است که دوستشان داریم و به آن‌ها اهمیت می‌دهیم. 
مهم‌تر از همه این است که Uncharted 4: A Thief's End، روایتی درباره «داستان‌سرایی» است؛ چیزی که درباره قهرمانان، افسانه‌ای و منابع الهام ما وجود دارد. این، یکی از آن داستان‌هایی است که برای همه تعریف خواهیم کرد؛ اینکه چگونه یک عکس قدیمی از سه دوست که بر روی مقدار زیادی از طلا نشسته‌اند، می‌تواند تمامی خاطرات را خراب کند. آنچارتد 4 در نویسندگی، طراحی و حتی درکی که از چگونگی خاص بودن دارد، چالشی برای دیگر بازی‌های بازار خواهد بود. Uncharted 4: A Thief's End می‌تواند چیزی برای اشتیاق و الهام‌بخش بودن باشد؛ یک مثال بارز و البته درخشان. شکی نیست که سال‌ها درباره آن صحبت خواهیم کرد. 

امتیاز: 10
منبع: Gamespot
  • دانلود نرم افزار | سافت گذر

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر