روزی روزگاری: عطش سرعت تا مرز جنون| نقد و بررسی بازی Need for Speed Underground 2 | نقدستان

روزی روزگاری: عطش سرعت تا مرز جنون| نقد و بررسی بازی Need for Speed Underground 2

روزی روزگاری: عطش سرعت تا مرز جنون| نقد و بررسی بازی Need for Speed Underground 2
Need for Speed: Underground 2 با فروش بیش از یازده میلیون نسخه و کسب میانگین امتیاز متای 82، یکی از موفق ترین بازی ها است. این بازی علاوه بر موفقیت چشم گیرش نزد منتقدان، به عنوان یکی از آخرین نسخه های بی همتای سری هم شناخته می شود.

خاطرات همیشه برای ما آدم ها مهم بوده اند، گاهی اوقات این تصاویر تیره و تار شده از گذشته، مثل یک قرص مسکن قوی عمل می کنند و با تزریق یک آرامش خاص به روح، تنش های روزانه ما را از بین می برند. اما گاهی اوقات هم پیش می آید که همین خاطرات، نمک روی زخم ها می پاشند. البته جز این دو حالت، خاطره ها همیشه همراه بوده اند با یک حس خاصِ غیر قابل گریز، یک حس غم انگیز که با شادی عجیبی همراه است و باعث می شود یک جایی درست در عمق دلتان درد بگیرد.
این خاطره های تلخ شیرین، در زندگی گاهی یاد آور روز هایی هستن که زندگی ما را در اوجِ بی خیالیِ محض رها می کرد تا با شادی هایمان تنها باشیم. همان روز هایی که گویی همه چیز مزه دیگری داشت. یک جورهایی شبیه همین مَثَلی که شاید پدربزرگ ها به شوخی بگویند: «جوان هم جوان های قدیم» ما بازی باز ها باید بگوییم: «بازی هم بازی های قدیم» البته این سوال همواره همراه ذهن بی تاب ما می ماند که آیا، در سال هایی که گذشته، این ذهنیت ماست که تغییر کرده و فرصت لذت نابِ یک بازی را از ما دریغ می کند، و یا طمع سیری ناپذیر ناشران صنعت بازی های رایانه ای است که باعث شده همگی به یک اتفاق نظر برسیم. به اتفاق همه عقیده داشته باشیم که شاید در سال های دورِ گذشته، لذت بیشتری از بازی های رایانه ای می بردیم. آن سال هایی که بازی ها نه به اندازه تصویر HD و 4K می بالیدند و نه به کیفیت بافت هایشان. راستش با توجه به خاطراتی که دارم، آن سال ها همراه بود با سازنده هایی که به ایده های ناب و جدیدی که در ذهنشان شکل می گرفت می بالیدند. نه خبری از کنسول های میان نسلی عجیب و غریب بود، نه خبر از مقایسه های پایان ناپذیر و دعوا بر سر کیفیت نور پردازی در دو کنسول متفاوت. در آن سال هایی که حالا گذشته، بازی به معنای اصلی‌اش یعنی سرگرمی شناخته می شد، سرگرمی نابی که با وارد کردن عناصر تازه به زندگی، هر روز درس هایی به ما می داد که از هیچ کتابی نمی آموختیم.
باید گفت که هنوز هم جواب دادن به آن سوال اساسی بسیار سخت است، چرا که شاید، و فقط شاید در آن سال ها، این ما گیمر های کم سن و سال تر بودیم که توجهی به حواشی پیرامون بازی ها نمی کردیم. نه نمره متا برایمان اهمیت داشت و نه نقد های طویل و بی اساس سایت های معتبر(!). ما بازی را به حکم بازی بودن دوست داشتیم. حتی آن هایی که این روز ها فهمیده ایم چندان تحفه ای هم نبوده اند. این مسئله شاید در بهترین حالت با این طرز تفکر قابل حل باشد که نگاه ما به یک موضوع، میزان لذت بردنمان را رقم خواهد زد. شاید در سال های گذشته صحبت گرافیک های عظیم و کیفیت تصویر و نرخ فریم مثل امروز داغ نبود، اما قطعاً بحث تعداد چند ضلعی های استفاده شده در مدل ها و نور پردازی و صداگذاری آن قدر جنجال می ساخته که در فروش یک بازی اثر گذار باشد. need-for-speed-underground-2

این خاطرات خوبی که حالا ما از دوران فراموش شده نسل ششم بازی های رایانه ای داریم، بیشتر از کیفیت بازی های آن دوره، مدیون نگرش پاک و معصومانه خودمان به مقوله بازی های رایانه ای است. یک نوع نگرش که از بازی های ساده با گرافیک های از مد افتاده، برایمان بت می ساخت. تا به حال دست به خاطره بازی زده اید؟ کافی است به بازی های بزرگی که در زمان نسل ششم انجامشان داده اید فکر کنید. در ذهن ما این بازی ها با بهترین جلوه های بصری، بهترین صداگذاری ها و بهترین کیفیت تصویر نقش بسته اند و علت این امر قطعاً عدم توجه خودمان به این جزییات است. جزییاتی که نمی خواهیم منکر اهمیت بی وصفشان شویم. اما باید بگوییم که توجه بی حد و حصر به همین جزییات است که امروزه لذت اصلی بازی های رایانه ای را از ما ربوده است. ما همان انسان هایی هستیم که با سایه کلوسوس زندگی کرده ایم، همان هایی که با ماجراهای دانته و برادرش اشک ریخته ایم و همان هایی که با هزاران بازی، هزاران زندگی متفاوت را تجربه کرده ایم. بازی هایی اگر امروز به آن ها نگاه کنیم، قطعاً از نظر بصری و فنی، شبیه آهن پاره هایی هستند که باید به قبرستان خودرو ها منتقل شوند. اما در باطن، همان بازی های زهوار در رفته قدیمی، به حدی برایمان خاطره ساز بوده اند که شاید در قلب زخمی ما، جایگاه بسیاری بالایی داشته باشند. بگذارید اینطور بگویم که ما با نگرشی درست و معصومانه در سال های خوش و خرم نسل ششم و حتی هفتم، برای خودمان خاطره هایی ساخته ایم که سوخت زنده بودنمان هستند، سوختی که امیدواریم هیچ وقت تمام نشود، چرا که فعلاً حتی بخار هم از این نسل جدید بلند نشده، چه برسد به دود. این نسل جز معدود بازی هایی شاهکار، تا به این لحظه، به جای ثبت خاطرات خوش، سعی کرده تا تصاویری با پیکسل های بیشتر ثبت کند. تصاوری که شاید دو فردای دیگر از یادمان بود. و هیچ وقت جایگزین خاطراتی نشوند که ما را به سرعت تا مرز مجنون شدن پیش برد، مجنون لیلی هایی شاید نه به زیبایی امروز، اما مهربان تر از حالا.


موفقیت جنون ؛ آغازگر افول

Need for Speed: Underground 2 در سال 2004 عرضه شد، در سال هایی که شاید همه منتظر به پایان رسیدن عمر کنسول افسانه ای سونی و البته ظهور یک نسل جدید بودند. این بازی خوش ساخت و به یاد ماندنی که به اندازه یک عمر برایمان خاطره سازی کرده، برای پلتفرم های بسیاری از جمله : PC, PS2, Xbox, Game Boy Advance و … عرضه شده که در تمامی نسخه ها و پلتفرم ها با بازخورد های مثبت، چه از جانب منتقدین و چه از طرف بازی کننده ها مواجه شده است. این بازی خاص و البته به یاد ماندنی، اولین نسخه از سری محبوب Need for Speed است که در یک محیط باز و وسیع اتفاق می افتد و امکان گشت و گذار آزادانه در نقشه بزرگش را به بازی کننده ها می دهد.

Need for Speed: Underground 2 با فروش بیش از یازده میلیون نسخه و کسب میانگین امتیاز متای 82، یکی از موفق ترین نسخه های سری است. این بازی علاوه بر موفقیت چشم گیرش نزد منتقدان، به عنوان یکی از آخرین نسخه های بی همتای سری هم شناخته می شود. بازی ای که به لطف آزادی عمل، طراحی خوب و البته مهم تر از همه گیم پلی دل نشین و دوست داشتنی اش، در خاطره بسیاری از گیمر ها مانده. به عقیده بسیاری از بازی کننده ها، نشانه هایی از افول و آغاز سیر نزولی سری محبوب Need for Speed پس از این بازی قابل مشاهده است، سیر نزولی ای که متاسفانه بعد از انتشار نسخه بسیار محبوب Most Wanted با شیب بسیار تندی به کارش ادامه داد و میراثی چندین ساله از بازی هایی بسیار موفق را به دست فراموشی سپرد.
این نسخه خاص از بازی، یک سال پس از منتشر شدن پدرش، یعنی Need for Speed: Underground پا به عرصه ظهور گذاشت، هویت و رسالت اصلی Underground 2 این بود که علاوه بر تکرار موفقیت نسخه پیشین با از بین بردن ضعف های آن و البته اضافه کردن امکاناتی بسیار جذاب، تبدیل به بازی ای بسیار محبوب شود. و باید بگوییم این پسر خلف قطعاً موفق به کسب چنین لقبی شده است.

6

من و شب و جاده و… بارانی که نمی بارد!

این نسخه از سری بازی های Need for Speed برای اولین بار در تاریخ سری، بازی کنند ها را در نقشه ای وسیع رها می کرد و به آن ها اجازه می داد تا به میل خودشان در شهر گشت گذار کنند، شهری که به لطف طراحی هنری عالی و گرافیک فنی مثال زدنی بازی، بسیار زیبا و البته هیجان انگیز جلوه می کرد. این تحول بزرگ، شاید در این نسخه به درستی جواب داد و باعث شد که بازی با فروش بسیار و نظر مثبت منتقدان رو به رو شود، اما قدم های اول برای افول سری را برداشت. چرا که با وسعت دادن پوچ به گیم پلی غنی سری کاری کرد که بازی در یک چرخه ایجاد کننده تکرار و البته بی حوصلگی گرفتار شود. چرخه ای که قطعاً پس از مدتی بازی کننده ها را خسته و دلزده می کرد. البته هیچ کدام از این اتفاقات در Underground 2 رخ نداد، و اگر هم اتفاق افتاده در مقیاس بسیار کوچکی بوده است. صحبت ما این است که همین امر گسترش بی معنی و پوچ محیط بود که از نسخه هایی مثل Carbon یک بازی متوسط ساخت و باعث شد تا فرمول جذاب سری زیر سوال برود. فرمولی که تا به امروز هم هیچ سازنده ای موفق به تکرار آن و یا ارائه نسخه ای بهتر از آن در سری نشده است. شاید دلیل اصلی زوال این سری از بازی های بزرگ را، حریص بودن کمپانی سازنده و تهیه کنندگان آن بدانید، اما باید به این موضوع هم نگاهی داشته باشیم که در طی سال های اخیر، سری Need for Speed همیشه از کمبود خلاقیت و یک گیم پلی نوآورانه رنج می برد که حاصل عدم توجه کافی سازنده ها به استاندارد های جدید تعریف شده برای بازی های مسابقه ای آرکید است. حقیقت امر این است که بعد از نسخه متوسط Carbon سری Need for Speed دچار بیماری خاصی شد. این بیماری باعث می شد که بازی در چرخه عجیبی گرفتار شود و تکلیف خودش را نداند، آیا سری NFS یک سری بازی مسابقه ای بر مبنای گیم پلی آرکید است و یا یک سری شبیه ساز اتوموبیل رانی؟ این عدم قطعیت که در گیم پلی تمامی نسخه های بعدی سری موج می زند، شاید و فقط شاید مهم ترین دلیل سقوط یکی از بهترین بازی های سبک ریسنگ باشد. البته نمی توانیم انکار کنیم که در این بین همیشه نسخه هایی وجود داشته اند که به طور استثناء بسیار خوب و خوش ساخت بوده اند و توانسته اند با ایجاد کردن یک گیم پلی روان و البته نوآورانه، نظر بازی کننده ها و منقدان را جلب کنند  مثل Most Wanted 2015.

1

این یکی رسماً دیگر آرزو نیست! خاطره شده!

اما در مورد نسخه خاص Underground 2 و موفقیت هایش باید گفت که در آن زمان، سازنده های شجاع بازی دست به نوآوری هایی زدند که عامل اصلی موفقتشان شد. آن ها که قبل تر به یک فرمول ثابت و موفق در شماره قبلی دست پیدا کرده بودند، با بهینه کردن گیم پلی و ایجاد امکانات جدید، نسخه ای ارائه دادندکه ماندگار شد. داستان اصلی و نه چندان به یاد ماندنی Underground 2 درست پس از اتفاقات نسخه قبلی آغاز می شود، جایی که راننده بی نام و نشان قصه موفق شده لقب بهترین راننده شهر را از آن خود کند، اما با یک فرد مرموز ملاقات می کند که او را به چالش می کشد، درست پس از این اتفاق است که ماشین بی همتای Nissan GTR اش، توسط یک مهاجم تبدیل به یک تکه آهن قراضه می شود. راننده دوست داشتنی ما مجبور به کوچ می شود، به شهری که حالا میزبان ماجراجویی های جدید او است، Bayview شهر جدیدی که باید در آن هم ثابت کنید بهترین راننده هستید. در ابتدای ورور به شهر، یک Nissan 350Z زیبا زیر پایتان دارید، ماشینی که واقعاً یکی از بهترین نمونه های طراحی شده در بازی است. با ورود به شهر متوجه اصلی ترین تغییر بازی خواهید شد. محیط Bayview همانند یک شهر واقعی به رویتان باز است. شهری پر از مغازه ها و مسابقه های جدید که می توانید همه آن ها را با گشت و گذار در محیط و رانندگی کشف کنید.
داستان سطحی و ساده انگارانه بازی، به وسیله میان پرده های ثابت و کمیک بوکی روایت می شود، میان پرده هایی که بی شباهت به سبک روایت مکس پین نیستند، اما این کجا و آن کجا! داستان بازی با دیالوگ های عجیب و سطحی، روایت بی سر و ته و البته کشش خیلی کم اش، هنوز هم برای یک بازی مسابقه ای کافی و خوب به نظر می رسد، چرا که سازندگان  بسیاری از بازی های مسابقه ای بزرگ، حتی زحمت خلق یک داستان ساده را هم به خودشان نمی دهند.
در میان پرده های شبیه به کتاب های مصور، شاهد حضور بازیگر های هالیوودی و مدل های بسیار مشهوری هستیم که در نقش شخصیت های اصلی حضور پیدا کرده اند و داستان را پیش می برند. اما همین بازیگران مشهور، به علت وجود دیالوگ‌های سطحی و داستان نه چندان دلچسب بازی کمی توی ذوق می زنند و آزار دهنده ظاهر می شوند، البته باید تاکید کنم که این امر ضربه چندانی به بازی وارد نکرده، چون در اصل بازی های مسابقه نیاز به داستان ندارند و حتی وجود چنین داستان ساده ای هم می تواند کشش مورد نیاز برای ادامه دادن به بازی را در مخاطب ایجاد کند.

2

این همان 350Z کذایی است!


عطشی که ما را مجنون کرد

سری Need for Speed در سال های گذشته، حداقل در ایران به عنوان مهم‌ترین بازی در سبک ریسینگ و مسابقه شناخته می شد، محبوبیت سری به حدی بود که حتی حالا و بعد از گذشت مدتی طولانی از دوران طلایی سری، هنوز هم طرفدارانش در ایران با معرفی شدن هر نسخه برای تهیه اش سر و دست می شکنند.
سری بازی های معروف Need for Speed، عمده محبوبیت و موفقیت خود را مدیون گیم پلی استثنایی و البته طراحی مسابقات پر هیجان اش است، Underground 2 با مسابقه هایی که بر اساس ایجاد کردن سرگرمی طراحی شده اند و نه انتقال حس یک شبیه ساز رانندگی، با سبک آرکید و دوست داشتنی اش، تجربه ای خاص و منحصر به فرد از مسابقات خیابانی در سطح شهر به بازی کننده ها هدیه می دهد. یک تجربه نو و البته بسیار خوش‌آیند که به علت ترکیب شدن با سرعت، جنون و البته گرافیک زیبای بازی، به این زودی ها از یادمان نمی رود.
بعد از اینکه با آن Nissan 350Z در سطح شهر می گردید، متوجه این خواهید شد که محیط وسیع بازی چندان هم که به نظر می رسد خالی و مرده نیست، در سطح شهر گاراژ ها، فروشگاه ها و مسابقات بسیار زیادی وجود دارند که در نقشه بازی به نمایش در نمی آیند و فقط وقتی آن ها را بیابید اجازه دسترسی خواهید داشت. در مورد مسابقات باید گفت که به معنای واقعی هیجان انگیز هستند. این مسابقه ها که در دسته های بسیار متنوعی دسته بندی می شوند، به علت رخ دادنشان در سطح شهر و مسیر های متنوع، همیشه از تازگی و طراوت خاصی برخوردارند که عنصر اصلی یک بازی سرگرم کننده است. این مسابقه ها که به بعضی از آن ها از طریق نقشه بازی هم دسترسی دارید به چند دسته تقسیم می شوند که هر یک، تجربه و چالشی متفاوت با خود به همراه دارد. در این نسخه، برای اولین بار در تاریخ سری، در محیطی باز و البته  گسترده قرار گرفته ایم که اجازه گشت و گذار در سطح شهر را به ما می دهد، این گشت و گذار ها در ابتدا به شدت جالب و پر از رمز و راز به نظر می رسند، شهر پر شده از مسابقات مخفی، میانبر هایی که با کشفشان می توانید روند یک مسابقه را تغییر دهید و البته گاراژ هایی که خدمات شخصی سازی برای ماشین هایتان ارائه می دهند. اما همین محیط بزرگ و پر جزییات به عنوان روی دیگر سکه می تواند یکی از نقاط ضعف اصلی بازی باشد. لابد می پرسید چرا؟
در این محیط بزرگ و البته خالی از سکنه، فقط و فقط باید با رانندگی کردن و یافتن مکان های مخفی خودتان را سرگرم کنید. از سوی دیگر برای شروع هر مسابقه مجبور هستید خودتان را به محلی که در نظر گرفته شده است برسانید. این چالش های جدید در چند ساعت اولیه بازی به شدت جذاب به نظر می رسند، اما بعد از گذشت چند ساعت و کشف کردن اکثر نقاط مخفی نقشه، مسافت های طولانی برای رسیدن به مسابقات و البته محیطِ بی روح شهر به شدت کسل کننده به نظر می رسد و تبدیل به تجربه ای عذاب آور می شود. باید گفت که علت اساسی به وجود آمدن چنین حسی، وجود نداشت فعالیت های جانبی و سرگرم کننده در سطح شهر است. درست است که سازنده ها با طراحی و ساخت یک شهر بزرگ روح تازه ای به گیم پلی سری دمیده اند، اما به علت بعضی کم کاری ها و سهل انگاری ها باعث شده اند محیط این شهر مرده و دور از واقعیت به نظر برسد.

361b7963-85c9-430b-b3d4-7ac0240ad449

یکی از خوب های جمع!

نه اشتباه نکنید! شهر از نظر طراحی و زیبایی های گرافیکی هیچ کم و کاستی ای ندارد، این عدم وجود فعالیت های جانبی برای بازی کننده در سطح شهر است که آن را تبدیل به شهر ارواح می کند. یک محیط بزرگ که فایده ای ندارد و فقط وجود دارد.این موضوع وقتی توی ذوق می زند که پس از مدتی مجبور می شوید نیسان 350Z دوست داشتنی تان را هم بدهید برود. چون در واقع متعلق به یکی از شخصیت های بازی است و شما باید با انتخاب یک خوردو ساده و ارزان قیمت ماجراجویی بزرگ و طولانی‌تان را در سطح شهر آغاز کنید، ماجراجویی پرخطری برای تبدیل شدن به بهترین راننده شهر. مسابقه ها همانطور که گفته شد تنوع بسیاری دارند و چند سبک متفاوت را شامل می شوند، از مسابقه های دریفت گرفته تا لیگ مسابقات زیرزمینی که در واقع خط اصلی داستانی و ماموریت های بازی را شامل می شوند. پس از خرید ماشین ارزان قیمتتان، متوجه خواهید شد که سیر صعودی گیم پلی بازی کمی کند است و رسیدن به ماشین های مدل بالای بازی مدت زیادی طول خواهد کشید. به طور کلی در بازی 30 اتوموبیل وجود دارند که برای اولین بار شامل سه مدل SUV می شوند. تمامی ماشین ها در بازی قابلیت شخصی سازی مفصلی دارند که قطعا میخکوب کننده است. اتوموبیل های اصلی بیشتر شامل تولیدات کمپانی های ژاپنی مثل تویوتا، نیسان و مزدا هستند و چند تایی خوردرو اروپایی هم در بازی پیدا خواهید کرد. در بین 30 ماشین معرفی شده در بازی برای اولین بار شاهد یک مدل از شرکت خودروسازی کره ای هیوندای هستیم.
به طور کلی در مورد مسابقات و خوردرو ها در بازی باید گفت که هم از تنوع خوبی برخوردارند و هم هیجان لازم برای یکی بازی در سبک ریسینگ را فراهم می کنند. 30 اتوموبیل که به طور کامل قابل شخصی سازی هستند و چند نوع مسابقه مختلف که تقریبا هر نوع سلیقه ای را راضی می کنند. این مسابقه های متنوع در مسیر های متفاوت در سطح شهر، از مناطق مرکزی گرفته تا جاده های کنار ساحل و یا فرودگاه، رخ می دهند و با وجود گستره بسیار زیادشان، باعث می شوند که بازی تا مدتی سرگرمی بی رقیبی در سبک ریسینگ باشد.
برای اولین بار در سری شاهد سیستم نیترو قابل ارتقاء هستیم، این سیستم جالب و دوست داشتنی به شیوه ای کار می کند که مجبورمان کند هرچه بیشتر خطر کنیم و با انجام حرکات محیرالعقول در خیابان های شهر امتیاز بگیریم تا این امتیاز ها تبدیل به نیترو شوند. این حرکات عجیب و غریب تعداد بسیار زیادی ندارند اما به لطف پاداش خوبی که می دهند بسیار هیجان انگیز و جالب هستند؛ از عبور های بسیار نزدیک از کنار ماشین های شهر گرفته تا حرکات نمایشی و سبقت گرفتن، همگی باعث می شوند علاوه بر تجربه هیجان بسیار زیاد، نیترو گیر بیاورید و سریع تر بروید، و وقتی سریع تر رانندگی می کنید بیشتر دست به کارهای عجیب بزنید و همینطور تا پایان، بازی شما را درگیر یک چرخه سرگرم کننده و پرهیجان می کند که در ساعت های اول واقعا جذاب است.
اما شاید مهمترین عنصر در گیم پلی این شماره از سری بازی های Need for Speed وجود یک سیستم بی نقص شخصی سازی است، سیستمی که به لطف گستره عظیم قطعات، ارتقاء ها و البته رنگ های موجود در بازی، رنگ و بویی منحصر به فرد و جذاب به سری می بخشد. به لطف این سیستم بی نقص تمامی خودرو های حاضر در بازی قابل شخصی سازی و البته ارتقاء هستند. این سیستم به شما اجازه می دهد که ماشینتان را از تمامی جهات، آن‌طور که دوست دارید طراحی کنید. از قطعات تزئینی گرفته تا رنگ های خاص و سفارشی، گذشته از تغییرات ظاهری این سیستم به شما اجازه می دهد که از یک ماشین ارزان قیمت یک غول پر سرعت بسازید. تنوع شخصی سازی در ظاهر خودرو ها به قدری زیاد است که گاهی اوقات نمی توانید بین گزینه های موجود به راحتی انتخاب کنید، از مدل ها مختلف در و پوشش موتور گرفته تا اسپیکر هایی که در صندوق عقب جای می گیرند، در واقع هر بازیبازی در Underground 2 می تواند صاحب یک ماشین خفن و همه فن حریف باشد.
در Underground 2 برخلاف بسیاری از بازی های دوران خودش، با منو هایی بسیار زیبا و البته ساده مواجه می شویم، و باید بگویم همین منو های جالب و ساده، روند تیونینگ کردن خودرو ها و اعمال تغییرات ظاهری بر روی آن ها را به شدت لذت بخش تر و البته ساده تر می کند، علاوه بر این به لطف کنترل کامل بر منو ها شاهد این هستیم که نقشه شهر در بازی بسیار کارآمد تر از بازی های آن زمان است، این نقشه زیبا و پرجزییات کمک بسیار زیادی به یافتن مسیر ها و دسترسی های سریع‌تر به مسابقات و فروشگاه های موجود در بازی می کند.

3

سیستم بی نقص شخصی سازی که حسابی سرگرممان می‌کرد!

اما درست پس از گذشت چند ساعت از تجربه بازی و عبور از حس هیجان زدگی ناشی از برخورد با یک محیط وسیع است که مشکلات خودشان را نشان می دهند. در قدم اول این محیط بزرگ شهر است که آزار دهنده و به شدت غیرفعال ظاهر می شود و به نوعی شما را با یک محیط بزرگ اما بی مصرف تنها می گذارد، گرچه این محیط بزرگ دلیل اصلی وجود مسیر های متنوع و بسیار جذاب در بازی است، پس نمی توانیم آنقدر ها هم به سازنده ها ایراد بگیریم، حداقل آن ها سعی کرده اند تا تجربه ای نو در سبک ریسنگ ارائه کنند و این تجربه واقعا هم در ساعات ابتدایی جذاب و دوست داشتنی است.
اما مشکل بعدی بازی که کمی آزار دهنده ظاهر می شود، هوش مصنوعی راننده های دیگر است، این هوش مصنوعی باعث می شود که راننده های دیگر حرکاتی کاملا قابل پیش بینی و البته از پیش تعیین شده داشته باشند و در مواقع متفاوت تصمیم های یکسانی بگیرند. هوش مصنوعی ضعیف بازی این اجازه را به شما می دهد که در همان ثانیه های اول هر مسابقه به راحتی از بقیه سبقت بگیرید. از آن جایی که مسابقات بازی هم معمولا طولانی هستند، مدت زمان بسیاری را صرف رانندگی به عنوان نفر اولی خواهید کرد که هیچ چیز جز اشتباهات خودش تهدیدش نمی کند. در واقع اگر در مسابقات  موجود در بازی اشتباهی از شما سر نزند، فقط باید وقت صرف  جاخالی دادن از ماشین های غیرقابل بازی کنید. البته باید بگویم در صورت تصادف شدید و عقب ماندن هم به سادگی می توانید جایگاه اول خودتان را پس بگیرید. این موضوع و هوش مصنوعی ضعیف باعث شده که گاهی از شدت هیجان مسابقه ها کاسته شود. اما از سوی دیگر شاهد مسابقه های دوئل مانندی در بازی هستیم که واقعاً سطح رانندگی شما را به چالش خواهند کشید، این مسابقه های تک به تک معمولا در طول خط داستانی بازی رخ می دهند.

خیره شو، مجنون نه!

وقتی Underground 2 منتشر شد، هیچ کس به فکر اندازه تصویر و تعداد پیکسل هایش نبود، شاید حتی هیچ کس به نرخ فریم هم توجه نمی کرد، در آن زمان، تمرکز اصلی بازی کننده ها روی نور پردازی، طراحی محیط شهر و صد البته کیفیت شبیه سازی ماشین ها در بازی بود، ماشین هایی که قرار بود ساعت ها ما را سرگرم کنند. ساعت های طولانی و نه اینکه بعد شش ساعت گیم پلی، مجبور شویم برای به دست آوردن محتوای جدید دو ماه صبر کنیم و بعد هم 20 دلار هزینه کنیم. در سال 2004 هنوز رسم نبود که سازنده ها برای سود بیشتر بازی هایشان را نصفه و نیمه رها کنند و بعد به زور محتواهای قابل دانلود و خرید های درون برنامه ای (Microtransaction) اقدام به کامل کردن بازیشان کنند. آن زمان ها رسم نبود که برای ایجاد کردن بازار مناسب مدام به مخاطب ها تصاویر دروغین تحویل بدهند و گرافیک نهایی بازی با تریلر هایش زمین تا آسمان تفاوت داشته باشد، آن زمان ها بازی ها را بعد از کامل شدن منتشر می کردند، نه اینکه به زور هزاران گیگابایت آپدیت و بهنیه ساز، بازی های ناقص و بی کیفیت را تبدیل به محصولی قابل تحمل کنند. 12 سال پیش، سازنده ها بازی می ساختند تا هنر خلق کنند، نه اینکه با روش های عجیب و غریب جیبشان را پر کنند.
Underground 2 یکی از بازی هایی است که در دوران طلایی نسل ششم منتشر شده، یک بازی کامل و کار شده که برای فروش بیشتر نیازی به تبلیغات دروغین سازنده ها و محتواهای قابل دانلود آن چنانی نداشته. این بازی با ارائه دادن گرافیک فنی بسیار مناسب، مخصوصا در نسخه Xbox توانست هم نظر منتقدان را جلب کند و هم حسابی دل بازیباز ها را به دست بیاورد.

need-for-speed-underground-2-4

یکی از فروشگاه های بازی که در نقشه به صورت مخفی وجود دارند

طراحی محیط شهر، خیابان ها و محیط های اطراف به زیبایی انجام شده و از آنجایی که بازی همیشه در طول شب اتفاق می افتد، شاهد نور پردازی بسیار زیبا و دلنشین هستیم. سازنده ها موفق شده اند در محیط شهر به خوبی از رنگ های متنوع و زیبا بهره ببرند و با این کار، چشم هایمان را به مهمانی رنگ برده اند. شهر زیباست و برای وصف آن کلمه ای بهتر نمی توان یافت، سطح خیابان ها با بارش باران خیس می شود و همانطور که انتظار داریم، بازتاب ماشین ها را می توان در آسفالت خیش مشاهده کرد.
بای از یک سیستم آب و هوا متغیر بهره می برد که باعث می شود در زمان های خاصی در سطح شهر باران ببارد، باران معمولا با رعد و برق همراه است و خوش بختانه وقتی به محیط های سقف دار می روید قطع می شود. توجه سازنده ها در بخش گرافیک به جزییات زیاد بوده و این موضوع را با پرسه زدن در شهر به درستی درک خواهید کرد.
در کنار این زیاببی گرافیکی ما شاهد محیط نسبتاً بزرگی هستیم که به تقلید از بازی هایی مثل سری GTA و Midnight Club ساخته شده است، این نقشه وسیع اگرچه از نظر محتوایی غنی نیست اما از نظر طراحی و زیبایی در جایگاهی نزدیک به عناوین نام برده قرار می گیرد و کم و کاستی ندارد.
شاید یکی از مشکلات گرافیک بازی در طراحی ماشین ها و مخصوصاً ماشین های غیر قابل بازی خودش را نشان دهد، بافت های ماشین ها گاهی از کیفیت مناسب بهره نمی برند و گاهی می توان مشاهده کرد که دقت کافی در طراحی آن ها لحاظ نشده، البته این موضوع به لطف سیستم شخصی سازی غنی، کاملا پوشش داده می شود و مشکل چندانی در روند بازی ایجاد نمی کند. اما مشکل اصلی طراحی این خودرو ها در زمان تصادف خود نمایی می کند، جایی که صدای زیبای خرد شدن شیشه ها و در هم رفتن آهن و فولاد را می شنوید اما با صحنه کودکانه ای مواجه خواهید شد. تصادف ها شبیه به بازی هایی که در کودکی با ماشین های اسباب بازیمان می کردیم طراحی شده اند. انگار که دو جسم ضد ضربه و پلاستیکی به هم اصابت می کنند و بعد به عقب پرت می شوند. باید بگویم که حتی با توجه به زمان انتشار بازی، انتظار از صحنه های مربوط به تصادفات به مراتب بیشتر بوده است.
در بخش صداگذاری با یک شاهکار طرف نیستیم، اما بازی همچنان موفق می شود که مخاطب هایش را راضی نگه دارد، گذشته از موسیقی های مناسب سبک بازی، صدای خودرو ها به درستی در بازی قرار گرفته اند، درست است که صدای تمامی خودرو ها با هم متفاوت نیست، اما گاهی با ارتقاء ماشینتان متوجه تغییر صدای موتور و جزییات آن می شود که واقعا تحسین برانگیز است. صدا های محیط، برخورد ها و تصادفات به زیبایی در بازی قرار گرفته اند و تجربه ای گوش نواز از یک بازی ریسینگ برایمان به ارمغان آورده اند.
در انتهای صحبت از بخش گرافیکی بازی باید بگویم که در آن سال ها، لحظات بسیاری پیش می آمد که با ماشین مورد علاقه‌ام ( همان Nissan 350Z) در نقطه ای زیبا از شهر توقف می کردم و خیره می شدم به زیبایی های بازی، زیبایی هایی که گاهی در سرعت بالا و به لطف تار شدن صفحه صدچندان می شد و حسی شبیه به آزادی برایمان هدیه می آورد.

7

از دست این تاکسی ها


و به نام غربتی که ته دلمان مانده 

Underground 2 بیشتر از آن که یک بازی باشد، خاطره است. خاطره ای که با گذشت حدود 12 سال همچنان زنده و سرحال به نظر می رسد و جدا از مبحث گرافیک و موضوعات فنی، می تواند به شدت سرگرم کننده باشد، بازی به علت طراحی فوق العاده محیط شهر، مسابقات متنوع و فراوان و صدالبته سیستم شخصی سازی خارق العاده که در زمان خودش برای ساعت ها ما را روی صندلی ها، رو به روی صفحه نمایش های کوچکمان میخکوب می کرد. می تواند برای ساعت ها (حتی همین حالا) سرگرمتان کند. این بازی آغاز کننده جنونی بود که باعث شد نسخه ای فوق العاده از سری را شاهد باشیم، نسخه ای که شاید اگر Underground 2 را در پس زمینه اش نداشت، هرگز آن قدر موفق و دوست داشتنی ظاهر نمی شد. Need for Speed Most Wanted به یقین وارث به حق این بازی است که با کامل کردن سیستم گیم پلی زیبا و برطرف کردن نقص های این بازی، تبدیل به شاهکاری شد که جاودان ماند. البته از سویی هم نباید فراموش کنیم که همین شاهکار، شروع زوالی پایان ناپذیر بود که سری را هنوز هم در چنگ خود گرفتار کرده است. سری محبوب و دوست داشتنی NFS در سال های پایانی نسل ششم و ابتدایی نسل هفتم با دو نسخه از بهترین های سری، دورانی را رقم زدند که شاید باید به عنوان دوران طلایی سری از آن نام ببریم. دوره ای که باعث خاطرات بسیار زیاد و البته دوست داشتنی برای ما شد.
به عنوان کلام پایانی باید بگویم که تجربه Underground 2 و پرسه زدن در خیابان های همیشه خیس‌اش، با مسابقه های هیجان انگیز، ماشین های تیونینگ شده و آن لامپ های کف ماشین ها که بازتابشان روی سطح خیس آسفالت دیدنی بود. واقعاً منحصر به فرد و دوست داشتنی است. تجربه ای که به لطف دقت سازنده ها در ساخت یک بازی برایمان فراهم شده و تا مدت ها هم از یادمان نخواهد رفت.

مشاهده مطلب در سایت گیمفا
  • کانال تلگرام نقدستان

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر