سریع، خشن… OLD SCHOOL| نقد و بررسی بازی Shadow Warrior 2 | نقدستان

سریع، خشن… OLD SCHOOL| نقد و بررسی بازی Shadow Warrior 2

سریع، خشن… OLD SCHOOL| نقد و بررسی بازی Shadow Warrior 2
در مورد رسانه های حوزه سرگرمی که با فضاهایی دور از ذهن تولید می شوند، حرف بسیار است. بعضی این فضاهای غریب را وسیله ای برای فریب عموم می دانند و بعضی هم معتقد اند باید به آنها احترام گذاشت. از بهترین مثال ها برای این فضاسازی ها غریب و عجیب سری فال اوت و یا سری بازی های بایوشاک باشند.
در مورد آثار هنری و رسانه های حوزه سرگرمی که با فضاهایی دور از ذهن تولید می شوند، حرف بسیار است. بعضی این فضاهای غریب را فقط وسیله ای برای فریب عموم می دانند و بعضی هم معتقد اند که این طراحی های خاص، برآیند ذهنی خلاق و البته متفاوت است و باید به محتویاتش احترام گذاشت. اگر بنا به نظر شخصی باشد، باید بگویم که هر دو این نظر ها در مواقع متفاوتی درست هستند، گاهی اوقات با فضاهای غریبی در بازی های رایانه ای رو به رو می شویم که نه تنها خوش ساخت نیستند، بلکه به شدت هم غیرقابل درک و لمس از آب در آمده اند. اما در نقطه مقابل؛ گاهی اوقات به بازی هایی برخورد می کنیم که با وجود موج زدن یک نوع خاص از ناآشنایی در محیط‌شان، همچنان فضا و تمی قابل درک و البته غریب ارائه می دهند که می توانند تا ساعت ها ذهنمان را درون وسعت بسیارشان غرق کنند. یکی از بهترین مثال ها برای این فضاسازی ها غریب و عجیب شاید سری فال اوت و یا سری بازی های بی نظیر بایوشاک باشند.
گذشته از این موضوع اما، گاهی ما در دنیایی قرار می گیریم که جدا از نا آشنایی، از هیچ کدام از قوانینی که بر روی زمین می شناسیم پیروی نمی کند، دنیایی به حد دیوانه که همه وجودتان را به سمت جنون می کشاند و با صدای بلند فریاد می زند: «” دیوانه شو“»
بازی پر است از این محیط ها با طراحی بیمارگونه


در ابتدا باید برای خلق موفقیت آمیز چنین فضای پر جنونی به سازنده های یک بازی تبریک گفت. چرا که در ابتدای امر آن ها ایده های ذهنی ای ناب و درجه یک داشته اند. ایده هایی که شاید حتی به ذهن هیچ کدام از ما خطور هم نکند. آن قدر عجیب و ناهماهنگ که در نظر اول قطعا غیرممکن به نظر برسد. در قدم دوم اما این سازنده های خلاق، توانسته اند فضاهای بیمار گونه ذهنی خودشان را در چارچوبی تعریف شده و محدود، با حالتی بسیار باورپذیر و قابل درک، تبدیل به بازی کنند. اینکه چطور ایده های ناب و البته به مراتب بیمارگونه و مریض، راهشان را به دنیای مقابل چشم هایمان باز کرده اند و چطور مفاهیمی به شدت انتزاعی، به لطف دست هایی توانا، در مقابل ما زنده شده اند. سوال بزرگی است که شاید پاسخ دادن به آن از حوصله این متن فراتر برود. اما باید توجه داشته باشیم که همه ما، گاهی با ایده هایی نو و جدید مواجه می شویم. با موضوعاتی که خیلی وقت ها برای مدتی طولانی ذهنمان را مشغول می کنند. اما آیا همه ما موفق می شویم این ایده ها را به مرحله زندگی برسانیم؟ منظور من فقط در بازی های رایانه ای نیست، ایده ها می توانند در قالب های بسیار متعددی جای بگیرند؛ از کتاب ها و کامیک بوک ها گرفته تا موسیقی و فیلم های سینمایی و یا حتی یک نقاشی. نکته اصلی در مورد ایده های ناب، رساندن آن ها به مرحله ظهور است. رساندن آن ها به جایی که با چشم های انسان دیگری جز ما ارتباط برقرار کنند و ذهنش را به گونه ای تسخیر سازند که خیره باقی بماند. شاید باید گفت که زنده کردن یک ایده ناب، به مراتب سخت تر و دشوار تر از ساخت آن است و زحمت و استعداد بیشتری را طلب می کند.


به عنوان مثال، کافی است به بازی های چند وقت اخیر نگاه کنیم، همه ما می دانیم که بازی آسمان هیچ کس (No man’s Sky)، با آن همه سر و صدا چه سرانجامی داشته، بازی ای که با یک ایده ناب، جدید و البته به شدت هیجان انگیز معرفی شد. اما عدم اجرای درست و ناتوانی سازنده در زنده کردن این ایده، پاشنه آشیلی شد که به راحتی هدف تیرهای منتقدان قرار گرفت و تمام. مرگ یک استعداد ناب را رقم زد.
در نقطه مقابل هم می شود مثال های بسیاری زد، یکی از بهترین مثال ها برای این فضاهای مریض و عجیب که باعث میخکوب شدن بازی‌باز ها شده بود، بازی خوش ساخت و پرداخت شده ای بود که با همکاری گو ایچی سودا (سودا 51) و میکامی ساخته شده. Shadows of the Damned عنوانی با فضاسازی به شدت بیمار گونه و ایده های عجیب و غریب که به علت پرداخت درست، تبدیل به یک بازی ماندگار شد.


بازگشتی با شکوه، اما دیوانه وار

حالا و پس از گذشت حدود 3 سال از عرضه اولین نسخه از Shadow Warrior، این عنوان ناب و سنتی که در واقع یک ریبوت محسوب می شود، باز هم برگشته. نمی توان گفت که ایده های اساسی و سنگ بنای این اثر به طور کلی نو و جدید است، اما باید به سازنده هایی تبریک گفت که توانسته اند سنت ها و بازی های کلاسیک را در نسل جدید بازی های رایانه ای به نوعی پرداخت کنند که نه تنها قابل تحمل باشد، بلکه به شدت هم جالب و سرگرم کننده به نظر برسد. این سازنده های خوش ذوق در استدیو Flying Wild Hog با گسترش دادن نمونه اولیه گیم پلی که در عنوان قبلی از آن بهره برده بودند، بازی ای بسازند که به مراتب از نسخه قبلی اش سرگرم کننده تر و البته جالب تر است. این بازی عجیب و مریض که در مقایسه با بازی های حال مثل یک وصله ناجور ، روی کت و شلوار های شیک به نظر می رسد در سبک شوتر اول شخص ساخته شده، اما تا لحظه‌ای که با هویت اصلی‌اش مواجه نشوید، متوجه نخواهید شد که چقدر با عناوین روز متفاوت است، این بازی با ایده ای قدیمی و تاریخ مصرف گذشته، به عرصه بازی های نوین و جدید بر می‌گردد که سعی دارند هر روز با گسترش دادن بخش های چند نفره، سرور های بزرگ تر و داستان های چند لایه تر نظر منتقدان را جلب کنند. اما همین ایده قدیمی و از مد افتاده، عنصری شاید جادویی را در بطنش پنهان کرده که سازنده های ندای وظیفه و میدان نبرد به راحتی آن را از یاد برده اند. سرگرمی و سرگرمی محض. این تفاوت شاید در هدف اصلی چندان به چشم نیاید چرا که بازی های رایانه ای در قدم اول با هدف سرگرم کردم اقشار مختلف جامعه ساخته شده اند. اما باید بپذیریم که این هدف والا در پس کیفیت بافت ها و رزولوشن تصاویر و البته، بزرگی نقشه ها گم شده اند. نقشه هایی که شاید در این روز ها فقط بزرگ باشند و بدون هیچ گونه عمقی.

آماده برای شروع دیوانگی!

Shadow Warrior 2

یک بازی ساده است که با قرار دادن همه عناصر مورد نیاز یک بازی رایانه ای آن هم در سطح قابل قبول در کنار یک گیم پلی سنتی و البته خوش دست، تبدیل به بازی ای شود که هدف اصلی خودش را از یاد نبرده و آن هم سرگرمی است.
به شخصه در بازی های رایانه ای بیش تر از هر چیزی به داستان ها و وقایعی که در طول یک اثر رخ می دهند توجه می‌کنم و برای قضاوت در مورد یک بازی، قطعا داستان آن برایم بیشتر از هر بخش دیگر دارای اهمیت است. اما این بازی عجیب و مریض به طور کامل از موضوع پرت شده، چرا که عنصر داستانی موضوعی است که در بازی از کمترین اهمیت برخوردار است اما هنوز هم بد نیست. در مورد داستان بازی واقعا باید گفت که بد نیست. درست است که شخصیت ها شبیه به یک سری عروسک خیمه شب بازی هستند که دیالوگ می گویند و این موضوع قطعاً به پیکره بازی صدمه وارد کرده، اما هنوز هم هدف این بازی در قدم اول ارائه یک گیم‌پلی سرگرم کننده در بستر یک داستان قابل قبول است.


باز هم مثل شماره قبلی یک بهانه بی‌خود و بی جهت جور می شود تا مزدور پرچانه و حراف داستان، یعنی لو وانگ (Lo Wang) وارد یک ماجراجویی عجیب و بی اساس شود و دست بزند به کشتار، آن هم چه کشتاری! ظاهرا این بار به وانگ پول داده اند که در دنیای برهم ریخته و پر از هرج و مرج بازی برود و یک دختر با نام کامیکو (Kamiko) را نجات دهد. وانگ هم می‌رود، مگر چه چیزی بیشتر از پول برایش مهم است؟
اما از آن جایی که قرار نیست همه چیز خوب پیش برود، بر اثر یک اتفاق عجیب روح کامیکو دقیقا توی سر وانگ گیر می‌کند، اینجاست که دختر بخت برگشته تازه می‌فهمد با چه جانوری طرف است. یک ضد قهرمان عجیب و دیوانه که مدام حرف می زند و جوک های بی مزه می گوید، در استفاده از همه سلاح ها حرفه ای شده و خیلی هم بد دهن است ( من که یاد یک ابرضد قهرمان افتادم با لباس قرمز، شما را نمی دانم! راستی چشم هایش هم سیاه بود، اسپایدرمن هم نبود!)
باید گفت که همین داستان آبکی، آنقدر ها هم که انتظار می رود بد روایت نمی شود و می تواند برای یک بازی با استاندارد های Shadow Warrior 2 کاملا کافی باشد. چرا که همانطور که قبلا اشاره کردم، این بازی برای انجام دادن رسالتی با نام سرگرمی ساخته شده و دیگر هیچ، نه قرار است شما را به فکر فرو ببرد و مفاهیم ضد جنگ یادتان دهد و نه از آرمان شهر ها حرف بزند. این بازی یک سرگرمی محض است، همین و بس!
در بخش داستانی چیز زیادی نصیبتان نمی شود، اما باید بگویم حتی برای آدم های سخت گیری مثل من که داستان برایشان در اولویت قرار دارد، این بازی یک استثناء خوب است، یک مورد منحصر به فرد که توانسته به خوبی با موارد دیگرش حواسم را از داستان پرت کند و سرگرمم کند، کاری که خیلی از بازی ها در انجام دادنش، مخصوصاً در این روزهای مربوط به نسل هشتم، عاجز مانده اند.


بشکاف، برو جلو، این زندگی بهت میگه بدو بدو !

در طول دوران بازیباز بودنم، وقت های بسیاری پیش آمده که آرزو می‌کردم یک کاتانا داشته باشم، و البته این کاتانا همانند نسخه واقعی‌اش همه چیز را بشکافد، باید بگویم انگار سازنده های Shadow Warrior 2 به آرزو‌هایم مثل یک غول چراغ جادوی آبی رنگ، دقیقا شبیه همانی که به داد علاءالدین رسید، پاسخ داده اند.
در بازی به معنای واقعی کلمه هیچ بنی بشری جلودارتان نیست، و شما آن قدر می کشید و می کشید و می کشد که فرصت نفس کشیدن هم ندارید و این یعنی غنی بودن گیم پلی در حد نهایی!
سرعت بازی به شدت زیاد است و وانگ هم بنا به همین سرعت می تواند خیبی سریع واکنش نشان دهد، راستی وقتی سرعت بازی را دیدم ترسیدم مثل آیزاک کرارک عزیز و کُند باشیم در مقابل یک عده دشمن سریع ( اصلا هم به فضای مرده 3 ایراد نمی گیرم، مشکل از زاویه دید خودتان است). اما وانگ و در واقع مکانیک های حرکتی او به قدری عالی و روان ساخته شده اند که ذوق می کنید. می توانید جا خالی دهید، با سرعت زیاد یورش ببرید و حتی به سبک کریتوس و رفقا پرش های دوگانه بزنید، آن هم با یک دوربین اول شخص که واقعاً بهینه است. در واقع در وصف این توانایی های حرکتی وانگ پر چانه باید گفت که دقیقا شبیه همان ضد قهرمان قرمز پوش، آرام و قرار ندارد و شما را هم وا می دارد که جنب و جوش کنید. در گیم پلی سرعتی و بی‌وقفه بازی فرصت سر خاراندن هم ندارید، آنقدر از چپ و راست، بالا پایین و هر جهت دیگری که تصور کنید دشمن روی سرتان می‌ریزد که بعد از مدتی خودتان را روی کوهی از اجساد می‌بینید. البته جسد هایی که معمولا به لطف سلاح های وانگ قابل تشخیص هم نیستند.

واقعاً این هیبت و این طراحی از کجا در آمده است؟

تعداد سلاح ها و ابزار ها در بازی بسیاز زیاد است. و منظور از زیاد واقعاً همین کلمه است. در اصل باید گفت که شماره دوم Shadow Warrior 2 بر خلاف آن نسخه قبلی، به طرز معجره آسایی گسترده است. بازی اصلا روند خطی نسخه اول را در پیش نگرفته. سازنده های خلاق این بازی دست به کاری زده اند که واقعاً برآیند بسیار زیبایی داشته است. آن ها با اضافه کردن عناصر مهم بازی های نقش آفرینیِ موفقی مثل سری سزمین های مرزی (BorderLands) گیم‌پلی بازیشان را تا حدی بسط داده اند که شبیه به بازی های نقش آفرینی شود، اما یک بازی نقش آفرینی نشود. یک جورهایی خیلی شبیه است، اما نیست!
Shadow Warrior 2 تعداد بسیار زیادی سلاح و ابزار در اختیارتان قرار می‌دهد که مانند بازی های نقش آفرینی باید با کشتن دشمنان و عمل اعتیاد آورد لوت کردن پیدایشان کنید، آنقدر سلاح های متنوع و عجیب و غریب در محیط ریخته که سرتان گیج می رود. بعضی از این سلاح ها کارکرد هایی مشابه دارند و بعضی هم قدرت هایی یکسان، اما باید بگویم که واقعا کمتر پیش می آید سلاح هایی بیابید که شبیه به هم طراحی شده باشند. این امر واقعاً تحسین برانگیز است، سلاح های بازی، از کاتانا و چوب بیسبال گرفته تا کلت های کمری و سلاح های اتوماتیک را شامل می شوند، حتی به سبک سام بی اعصاب آرپی‌جی هم دارید. البته تا یادمان نرفته یادی کنیم از اره برقی بسیار خفن بازی که خودش عصای دستی است در موقعیت های شلوغ است.


گذشته از این تعدا بی همتای تفنگ و شمشیر، سلاح های جادویی و عجیب هم در بازی زیاد است، از دستکش های انرژی گرفته تا چنگک های وولوورین! (اینجاست که ارادت این سازنده های باحال به مارول و دار و دسته اش مشهود می شود! ددپول را هم که اصلاً نمی شناسند! اصلا)
اما آن المان های نقش آفرینی که گفتم فقط به سلاح های زیاد ختم نمی‌شود، در بازی با یک جهان باز و تقریباً گسترده مواجه می‌شویم که پر است از ماموریت های فرعی و شخصیت های غیر قابل بازی که توانایی تعامل با آن ها را دارید. این مامورت های فرعی قطعاً پیچیده نیستند، بیشتر اینطور هستند : “برو فلان جا،رفتی؟ حالا برگرد!” یک وقت هایی هم پیش می‌آید که می‌‌گویند حالا که داری می‌روی! سر راحت چند صدتایی شیطان و سایبرگ تکه تکه کن تا حوصله ات سر نرود.
اما همین روند سرراست و به شدت ساده، به لطف گیم پلی غنی و مکانیک های عالی مبارزات اصلا خسته کننده جلوه نمی کنند. باید گفت که از این جهت باز هم مثل بخش داستانی، سازنده ها قصد کرده اند که کاری کنند تا ما بگوییم:
“ماموریت‌های فرعی بد نیستند”
آنقدر راه های متنوع و عجیب برای کشتن یک دشمن خاص وجود دارد که وقت نمی‌کنم مثال بزنم، از نصف کردنش با اره برقی گرفته تا تکه پاره کردنش با یک ارپی‌جی! وانگ که گویی یک مزدور درجه یک است، می تواند از هر سلاحی به درستی استفاده کند. همچین این مزدور بددهن به سبک بازی های نقش آفرینی یاد گرفته تا سلاح هایش را ارتقاء دهد و با یک توپخانه کامل برود جنگ. در طول بازی الماس هایی می یابید که هرکدام قابلیت ها و ارتقاء های خاصی به سلاح ها می دهند. نکته مهم در مورد سیستم ارتقاء ها در بازی این است که به طور کامل شما را آزاد می گذارد تا هرچه را که می خواهید به هر سلاحی وصل کنید. این ارتقاء ها در بهترین حالت می توانند حتی کارایی اسلحه هایتان را هم تغییر دهند. یکی از اساسی ترین موارد در مورد این سیستم ارتقاء این است که با استفاده از هر الماس، آن الماس از کوله پشتی شما حذف نمی شود و برای همیشه باقی می‌ماند، به همین دلیل فرصتی بی نهایت برای آزمون و خطا و ساخت سلاح هایی بسیار قدرتمند در اختیارتان قرار می‌دهد.

علاوه بر سلاح ها، خود وانگ هم می تواند در طول مبارزات بی وقفه اش یک چیزهایی یاد بگیرد، بیچاره از شدت فشار مجبور است پیشرفت کند! این ارتقاء ها مثل بازی های دیگر به درخت توانایی و پیشرفت آسیب و دفاع و میزان سلامتی شخصیت اصلی کمک می کنند. باید گفت که وارد کردن این عناصر ساده به یک گیم پلی باز و بسیار مفرح Shadow Warrior 2 باعث شده که بازی عمق زیادی داشته باشد و از ارزش تکرار بسیار بالایی برخوردار شود.


یکی از نکاتی که غول چراغ جادوی آبی رنگ برایمان به ارمغان آورده، قطعا درجات سختی این بازی هستند. در واقع بازی در درجات سختی بالا طاقت فرسا نمی شود، فقط میزان چالش در آن افزایش می یابد و همین نکته کوچک باعث می شود هرچه بازی را سخت تر می‌کنید لذت بیشتری نصیبتان شود. چرا که در تمام طول بازی این شما هستید که از تمامی موجودات قوی ترید. البته اینطور هم نیست که بازی آسان باشد، اما درجات سختی بالا طوری طراحی شده اند که به طرز خسته کننده و اعصاب خوردکنی روند بازی را دچار مشکل نکنند.

گیم پلی سریع بازی در این فضاهای عجیب واقعا به دل می‌نشیند

تنوع دشمنان هم بسیار زیاد است و در مناطق مختلف با دشمن هایی مواجه می شوید که متفاوت هستند، از موجودات جهنمی عجیبی که بدون فکر به سمت وانگ حمله می کنند تا تکه و پاره شوند گرفته تا دشمنان دور زنی که به طرز خیلی اعصاب خوردکنی من را مجبور می کردند کاتانا را کنار بگذارم دست به اسلحه گرم ببرم. البته یک وقت هایی هم با جاخالی دادن های سریع بهشان می رسیدم و از شدت حرص با اره برقی می افتادم به جانشان. یک نوع دیگر از دشمن ها باس ها و یا غول‌آخر های کوچکی هستند که در نقشه ول می گردند. کشتن این موجودات کمی سخت تر است، اما هم به جذابیت بازی اضافه می کند هم هدیه هایی به شما می دهد که قطعا ارزشش را دارد.
در آخر در مورد روند گیم پلی باید گفت که سازنده ها به طور دقیقی می دانستند که چه چیزی می خواهند بسازند، و مثل یک غول چراغ جادو چندی از آرزو های شوتر باز های قدیمی را به واقعیت تبدیل کرده اند. آخرش باید بگویم که خدا روح رابین ویلیامز را شاد کند. عجب غول چراغ جادوی بی مانندی بود.


درختان بنفش، دریای زرد و آسمان کم عمق!

اشتباه نکنید، تیتر مربوط به تبلیغاتی نیست که این روزها در مترو تهران شاهدش هستیم، نویسنده هم تحت هیچ گونه ماده توهم زایی در حال نوشتن نیست، بلکه دنیای Shadow Warrior 2 به طرز عجیبی دیوانه وار است. بدون شوخی. در این دنیا که گویی در میان جهنم واقع شده، یک نوع خاص و البته بیمار گونه از آخرالزمان را شاهد هستیم که با عناصر طنز مخلوط شده است. حاصلش می شود یک سری تصاویر عجیب که شبیه به توهم است.
گذشته از طراحی عالی هنری و نشان دادن فروپاشی یک جهان، سازنده ها موفق شده اند با فضا سازی خیلی عالی و قابل درک، دنیای مریضشان را به خورد بازیباز ها بدهند. رنگ ها به شدت متفاوت هستند و تنوع بسیار زیادشان باعث می شود که چشم هایتان به هیچ وجه احساس خستگی نکنند. در این دنیای بیمار همه چیز درهم است و نمی توان منتظر اتفاقات عادی بود، یکی از همین اتفاقات عجیب در بازی فرو رفتن روح کامیکو در سر وانگ است، اصلا چطور امکان دارد؟ روح کسی توی کله یک موجود بی مغز و بی اعصاب گیر بیفتد؟ البته نکته بعدی قطعاً جوک های پایان ناپذیر وانگ در مورد یکی از اعضاء بدنش است، بی خیال هم نمی شود. آنقدر می گوید و می گوید تا برود روی اعصابتان، راستش را بخواهید صدای خوبی هم ندارد که تحت تاثیرش قرار بگیریم و خیلی با رایان رینولدز متفاوت است. اما باز هم سعی و تلاش سازنده ها برای خلق چنین شخصیتی قابل تحسین است!

طراحی هنری عالی است، به نورپردازی دقت کنید

موضوع دارای اهمیت اما، گرافیک فنی بازی است که قابل قبول است و در سطح خیلی خوبی قرار دارد. دشمنان تکه تکه می شوند و خون ریزی روی صفحه آنقدر زیاد است که سرگیجه بگیرید، اما به لطف طراحی خوب مراحل و سیستم مبارزات هیچ گونه حس خستگی و یا تکرار را در شما ایجاد نمی کنند. رنگ ها، مخیط های متنوع و جلوه های بصری بازی در بین مبارزات آنقدر عالی و خوب طراحی شده اند که حس جنون و دیوانگی را به درستی منتقل می کنند.
به طور کلی باید بگوییم که بازی در زمینه های گرافیکی و صدا گذاری عملکرد خیلی خوبی دارد و می تواند بازی کننده ها را به راحتی تحت تاثیر قرار بدهد.


چیک چیک، وانگ وانگ!

به عنوان صحبت نهایی در مورد بازی Shadow Warrior 2، باید بگویم که سرگرمی محض. یک عنوان که فقط و فقط به علت گیم پلی خوب و بسیار روانش می تواند ساعت ها سرگرمتان کند، علاوه بر این امکان انجام دادن بازی در حالت همکاری به صورت 2 تا 4 نفره فراهم شده که دنیای دیگریست، در این حالت شما و دوستانتان می توانید مامورت های بازی را با کمک یکدیگر به پایان برسانید. شاید اگر ضعف های بسیار کوچکی که در بازی وجود دارند، مانع لذت بردن افراد از آن نمی شدند، Shadow Warrior 2 حکم یک شاهکار را می گرفت، اما متاسفانه داستان نه چندان دوست داشتنی، شخصیت پردازی به شدت سطحی و ماموریت های فرعی سرراست کاری کرده اند که بازی با یک شاهکار فاصله بگیرد. البته قطعاً یکی از دلایل کم شدن نمره بازی شوخی های بی مزه وانگ است!
Shadow Warrior 2 یک بازی است که در ظاهر ساده و پیش پا افتاده به نظر می رسد و ممکن است هرکسی به سادگی از کنارش عبور کند، اما با وجود گیم پلی منحصر به فرد و سنتی اش، می تواند به شدت سرگرم کننده ظاهر شود و بهتر از هر بازی دیگری به رسالت بازی های رایانه ای جامه عمل بپوشاند.

مشاهده مطلب در سایت گیمفا
  • کانال تلگرام نقدستان

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر