نقد و بررسی بازی Far Cry Primal از نگاه تک‌شات | نقدستان

نقد و بررسی بازی Far Cry Primal از نگاه تک‌شات

نقد و بررسی بازی Far Cry Primal از نگاه تک‌شات
اگر همه‌ی بازی‌های این روزها را انجام داده‌اید، برنامه‌ای برای بازی‌های یکی دو ماه آینده ندارید و اگر حسابی حوصله‌تان سر رفته و پول ته جیبتان اضافی کرده، Far Cry Primal می‌تواند شما را فقط برای چند ساعتی، در قالب یک انسان‌ اولیه سرگرم کند.
وقتی اولین بازی مجموعه‌ی Far Cry را در سال 2004 انجام دادم، هیچ‌وقت تصور نمی‌کردم روزی برسد که به نام این بازی، وارد عصر حجر بشوم و در قالب انسا‌ن‌های اولیه، برای مرگ و زندگی با انسان‌ها و حیوانات درگیر شوم. خب، از آنجایی که هیچ‌وقت نمی‌شود آینده را پیش‌بینی کرد و از طرفی، یوبی‌سافت هم در عوض کردن فاز بازی‌هایش ید طولانی دارد، شاهد بازی Far Cry Primal هستیم که گیمر را به 10 هزار سال قبل از میلاد مسیح شوت می‌کند!

ایده‌پردازی چیز بسیار خوبی است و کسی که بتواند در عصر حاضر، یک بازی با ایده‌ی ناب تحویل گیمرها دهد، شاید حتی بتواند جایزه‌ی نوبل خلاق‌ترین انسان کره‌ی خاکی را هم تصاحب کند! با این حال جدا از شوخی، بعضی وقت‌ها داشتن یک ایده‌ی صرف کافی نیست و در عمل باید بتوان این ایده را پرورش داد. متاسفانه یوبی‌سافت در قبال بازی Far Cry Primal، مسیر نادرستی را پیش گرفت و فقط برای حفظ آمار فروش بازی‌هایش در بازار با کمترین هزینه‌ی ممکن، ایده‌ای بکر و جذاب را فدای طمع خود کرد. 

پرایمال یا «نخستین»، گیمر را بر خلاف سنت همیشگی سری فار کرای، به عصر حجر می‌برد. جایی که خبری از سلاح‌های گرم امروزی نیست و حتی انسان‌ها هم قدرت مطلق زمین نیستند. تیر و کمان، چوب و چماق و نهایتا آتش، چیزهایی هستند که شما را در مقابل عوامل طبیعی و غیر طبیعی محافظت می‌کند. این ایده بر روی کاغذ بسیار هیجان‌انگیز و جالب به نظر می‌رسد. وقتی اولین اطلاعات و تریلر بازی منتشر شد، خیلی از گیمرها و حتی سرسخت‌ترین مخالفان یوبی‌سافت، حسابی دلشان را صابون زدند که این کمپانی فرانسوی سرانجام تغییر بنیادی در یکی از بازی‌هایش ایجاد کرده و می‌خواهد تجربه‌ای متفاوت و ناب را به مخاطب القا کند. نبردهای تن به تن جذاب، درگیرکننده و نفس‌گیر که لازمه‌ی عصر حجر است و از طرفی، آزادی عمل برای کشف در این دنیای بکر و آماده، ایده‌های خوبی بودند که یوبی‌سافت با چشم‌پوشی از آنها، صرفا به یک کپی‌ پیست ساده از بازی‌های قبل و عوض کردن تم آنها برای تطابق‌شان با دنیای آن زمان، بسنده کرد.

اگر شما تا به امروز هیچ کدام از بازی‌های فار کرای را بازی نکرده‌اید، حسابی خوش به حالتان است. می‌توانید به راحتی از پرایمال تا ساعت‌ها لذت ببرید که البته، این لذت باز هم محدود به چند ساعت اول است و بازی عیب‌های خود را کم کم نشان می‌دهد. اما اگر شما هم مثل من، از مخاطبان و به قول معروف، فن‌های قدیمی بازی هستید، با فقط یک ساعت انجام بازی پرایمال، حساب کار دستتان می‌آید. شروع بازی با آن شمارشگر برعکس از سال 2016 تا 10 هزار سال قبل از میلاد مسیح و صداهایی که متناسب با هر دوره به گوش می‌رسد، به طرز غیر قابل انکاری جالب کار شده است! از طرفی، شروع بازی که شما را در قالب گروهی از شکارچیان وسط یک گله ماموت قرار داده است، سینمایی و نفس‌گیر کار شده است. اما همین که دقایق اولیه بازی را رد می‌کنید، کم کم از اشتیاقتان کاسته می‌شود. مانند آدامسی که اول شیرین و خوشمزه و بعد رو به بی مزگی می‌رود، فار کرای پرایمال هم چنین عملکردی از خود نشان می‌دهد.

این حرف‌ها را نزدم که بگویم فار کرای صفر تا صدش بد و به درد نخور است، با این حال وقتی پتانسیل‌های بازی را می‌بینیم که چطور ناقص کار شده و فدای سیاست‌های گول‌زننده‌ی یوبی‌سافت شده است، دلمان می‌سوزد و می‌گوییم کاش یوبی‌سافت حداقل دو سال و با یک تیم مجرب و زبده، برای پرورش ایده‌ی انسان‌های نخستین وقت می‌گذاشت. استفاده از المان‌های پایه‌ای نسخه‌های پیشین فار کرای، ما را یاد خسیس‌ بازی‌های اکتیویژن می‌اندازد که چگونه تا سال‌ها، همان انیمیشن‌ها و المان‌های تکراری نسخه‌های Modern Warfare را در بازی های دیگر سری Call of Duty کپی پیست می‌کرد و به خورد مردم می‌داد. حرکات تمام‌کننده‌ای که زمانی در Far Cry 3 تحسین ما را وا می‌داشت، حالا تبدیل به یک سری حرکات ساده و تکراری در پرایمال شده است. در بازی عملا درگیری‌های تن به تن خوبی مشاهده نمی‌شود. این که گیمر با چماق به دنبال انسان‌ها و حیوانات بیوفتد و به طرز غیر قابل کنترلی، دست‌هایش را برای زدن دشمن به این طرف و آن طرف ببرد، جز گیجی چیز دیگری برای بازیکن ندارد.

کاراکتر اصلی بازی بدون سلاح کاملا فلج است و نمی‌تواند مشت یا لگد بزند. همین مسئله سبب می‌شود وقتی شما وسط یک درگیری شدید، نیزه‌ و چماق‌تان می‌شکند و تیر کمان‌تان تمام می‌شود، مانند یک انسان کاملا نا توان، زمین و زمان را می‌گردید تا چیزی برای مقابله با دشمن پیدا کنید. 

بازی همانند نسخه‌های پیشین، یک دشمن قلچماق و وحشی دارد که سعی می‌کند برای مقداری هم که شده، پا جای پای شخصیت‌های منفی قسمت‌های سوم و چهارم بگذارد اما موفق نیست. چه کسی انتظار دارد که یک انسان اولیه، به طرز مسخره‌ای انبوهی دیالوگ پیچیده داشته باشد و به موضوعات اطراف خود، مانند یک انسان امروزی نگاه کند؟ Far Cry Primal جدا از تمام مشکلات فنی و مهندسیش، مشکلات منطقی و مفهومی بسیاری دارد. از طرفی یوبی‌سافت برای هر چه واقع‌گرا کردن بازی، اقدام به اختراع زبان برای انسان‌های اولیه می‌کند، اما در سوی دیگر، رفتار و کردار انسان‌های آن دوره حداقل در بازی، چیزی نیست که ما از انسان‌های اولیه انتظار داریم. شخصیت اصلی بازی که ما کنترلش را به دست می‌گیریم، علامه‌ی دهر است و مانند شخصی که با ماشین زمان به آن سال‌ها پرتاب شده رفتار می‌کند.

Far Cry مجموعه‌ای است که المان‌های واقع‌گرایش بیشتر از چیزهای تخیلیش باید باشد. این عامل سبب می‌شود که اندک ویژگی تخیلی در هر کدام از بازی‌های فار کرای ( به استثنای Blood Dragon ) توجه ما را به خود جلب می‌کند. هنگام کنترل شخصیت بازی، همانند دیگر بازی‌های سری، یک نقشه GPS مانند در گوشه تصویر به شما نشان داده می‌شود. از طرفی، شما قابلیتی شبیه به Eagle Vision سری Assassin's Creed دارید که به موجب آن می‌توانید منابع و دشمنان را در محیط از هم تفکیک کنید. این‌ها را در کنار کنترل حیواناتی مثل جغد و عقاب به مانند پهپاد برای شناسایی مقر دشمنان بگذارید تا ببینید پرایمال چگونه لقمه‌هایش را بدون جویدن قورت داده است. قصد ندارم بگویم که این ویژگی‌های بازی خوب نیستند، بلکه سازنده‌های بازی باید سعی کردند وجود یک چنین چیزهایی را برای ما قابل توجیح کنند و منطقی باشند.

اگر کمی از جبهه‌ی مخالفت با پرایمال فاصله بگیریم، تقابل انسان با حیوانات درنده، شکار و حتی رام کردن ماموت و ببر دندان خنجری و گرگ و پلنگ، مبارزه با انسان‌های وحشی و به آتش کشیدن دهکده‌های آنها، لذت خاصی دارد. جلوه‌های بصری بازی جالب کار شده و بارها پیش می‌آید که دوست دارید آرام حرکت کنید و حرکت گله‌ای گوزن‌ها در دشتی که خورشیدش در حال غروب است، تماشا کنید. محیط‌های برفی و کوهستانی بازی شما را مجاب به پیدا کردن لباس‌های گرم می‌کند و اگر با همان لباس‌های معمول به آنجا بروید، مطمئنا یخ می‌زنید. دهکده‌ای که به نوعی، پایگاه اصلی مردمانتان است، قابلیت ارتقا دارد و شما باید برای پیشرفت دهکده، آیتم‌های مورد نیاز را در طول بازی جمع‌آوری کنید. سیستم کرفتینگ و ارتقا شخصیت‌ها، چیز پیچیده و نویی در پرایمال نیست و صرفا به خاطر اینکه چنین چیزهایی در بازی‌های امروزی تبدیل به امری معمول شده است، در این بازی هم به ابتدایی‌ترین شکل ممکنش وجود دارد.

پرایمال، تابلویی کاملا مشخص از ایده‌ها و فکرهای جالب است که در مرحله‌ی پیاده‌سازی، آن طور که باید و شاید خوب عمل نکرده است. با این که پرایمال برخلاف بازی‌های قبلی، هیچ شماره‌ای ندارد، ولی یوبی‌سافت آن را مانند یک بازی اصلی در نظر گرفت و برچسب قیمت 60 دلاری دریافت کرد. این در حالی است که بازی Far Cry 3: Blood Dragon که از بیخ و بن اتمسفر، شخصیت‌ها، دشمنان و همه چیزش متفاوت از بازی‌های اصلی سری بود، به عنوان یک بازی Expansion و با قیمت فقط 15 دلار عرضه شد و انقدر موفق ظاهر شد که بسیاری از آن به عنوان بهترین نسخه مجموعه یاد می‌کنند. چه بخواهیم چه نخواهیم، یوبی‌سافت می‌توانست پرایمال را به عنوان یک بازی 25 یا حداکثر 40 دلاری عرضه کند تا منطق و شعور مخاطبانش زیر سوال نرود. چرا باید برای چنین بازیی که در حقیقت حاصل بازیافت المان‌های سابق مجموعه است، 60 دلار پرداخت کرد؟
اگر همه‌ی بازی‌های این روزها را انجام داده‌اید، برنامه‌ای برای بازی‌های یکی دو ماه آینده ندارید و اگر حسابی حوصله‌تان سر رفته و پول ته جیبتان اضافی کرده، Far Cry Primal می‌تواند شما را فقط برای چند ساعتی، در قالب یک انسان‌ اولیه سرگرم کند. امیدواریم یوبی‌سافت کمی از طمع خود کم کند و از شرکت‌هایی مانند راک‌استار یاد بگیرد که چگونه برای پرورش ایده‌های بکر، باید سال‌ها تحقیقات انجام داد و کار توسعه‌ی بازی را به بهترین شکل ممکن انجام داد.

مشاهده مطلب در سایت تک‌شات
  • کانال تلگرام نقدستان

نظرات کاربران (0 عدد)

اولین نفری باشید که در مورد این نقد نظر میدهد.

ثبت نظر

کاربر گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان در سایت ثبت شود، لطفاً وارد سایت شوید.
ثبت نظر